2015-05-29 @ 10:43:14

آوارگان بمبارانهای شهری ارتش سوریه
پیرزن خطاب به دوربین: «خدا مرگش [بشار اسد] رو برسونه. ایرانیه، ایرانی پسر ایرانی. اونه که ما رو به این روز انداخت، باعث شد خونه‌هامون رو ترک کنیم. خونه‌هامون رو نابود کرد، هیچی برامون باقی نگذاشت.
-[خبرنگار:]اهل کجا هستید؟
-[مرد:] اهل جسرالشغور. مجبوریم فرار کنیم ترکیه. از ترس حمله های بشار. از بمبها، از هواپیماها. هیچ چیز نیست که نابود نکرده باشه. مدرسه، بیمارستان، یک چیز سالم توی سوریه نگذاشته. با حمله‌های هوائی ما رو میزنه؛ بچه، شهروند، اصلا بدون توجه به اینکه کی اونجاست.
-[پیرزن دوم:]: نمیبینه با مردم چه کرده؟ جوون، پیر، همه رو کشت. هیچ چی باقی نگذاشت. خدایا.
-الان کجا میرید؟
-[مرد دوم:] الان که در کوهها گیر افتادیم. نمیدونیم کجا بریم. کمپ پناهندگان؟ ترکیه؟ از موشکباران فرار میکنیم. از ترس فرار میکنیم. [بچه‌اش را رو به دوربین میگیرد:] بشار حرامزاده، نگاه کن، این بچه چه گناهی کرده که باید در کوهها سرگردان بشه؟ بشار حرامزاده، بشار خوک، شب و روز ما رو با راکت هدف میگیری، بشار سگ، نه انسان نه حیوان از دست تو در امان نموندند حرامزاده…»

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s