قتل‌عام نیروهای وابسته به سپاه پاسداران در خان طومان؛

مرگ در ویتنام ایران؟

در یکی از پرتلفات‌ترین درگیری‌های ماه‌های اخیر جنگ داخلی سوریه برای نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، دستکم پنجاه ایرانی و افغان در فاصله‌ی چند ساعت در شهرک خان طومان و روستای خالدیه در حومه‌ی جنوبی حلب کشته شدند. شهرک خان طومان که بسیاری از اعضای سپاه پاسداران در جنگ با مخالفان اسد بر سر تصرف آن در ماه‌های گذشته جان داده بودند، با فعل و انفعالات دو روز گذشته از کنترل نیروهای وابسته به ایران خارج شد. برای توضیح وضعیت در منطقه نخست بار دیگر باید یادآوری کرد که داعش در کل این ناحیه حضور ندارد و درگیری‌ نیروهای ایران به مثابه تمام ماه‌های گذشته همچنان در چارچوب جنگ با مخالفان اسد (طیفی گسترده شامل ارتش آزاد تا جهادی‌ها) طبقه‌بندی می‌شود.

حمله‌ سراسری ایران به جنوب حلب که از اکتبر ۲۰۱۵شروع شد و طبق آمار سازمان ملل ۱۰۳ هزار سوری این منطقه را در فاز نخست از خانه‌ی خود آواره کرد (https://goo.gl/y1lA2O) با حرکت در ناحیه خان‌طومان پیگیری شد و این منطقه‌ی تحت کنترل مخالفان اسد را برای ماه‌ها به صحنه‌ی درگیری زیرشاخه‌های مختلف ارتش آزاد و اتاق فتح حلب با نیروهای ایران بدل ساخت. در اوج آن درگیری‌ها بود که افرادی نظیر محمد اینانلو، آژند یا مرتضی کریمی در جنگ با زیرشاخه‌ی کتائب ثوار شام ارتش آزاد جان باختند و احمد محمدی و فریدون احمدی از سپاه پاسداران ایران به اسارت گروه فیلق‌الشام ارتش آزاد درآمدند (https://goo.gl/ysglKd). سه هفته پیش نیروهای یک شاخه‌ی دیگر ارتش آزاد (جیش التحریر) به خان طومان روستای خالدیه حمله کردند و گرچه نیروهای ایران را به صورت موقت عقب زدند (https://goo.gl/JDasWq)، اما از حفظ زمین ناتوان ماندند و زیر فشار بمباران هوائی روسیه بار دیگر عقب نشستند؛ این‌بار اما در دو روز گذشته نیروی عمل‌کننده در این ناحیه عمدتا شامل سه گروه جهادی‌ النصره، جندی‌الاقصی و حزب‌اسلامی ترکستان بودند که منتظر وضع نامساعد جوی و هوای بارانی شدند تا نیروی‌ هوائی حامی ایران از دور خارج شود، سپس تحت ائتلاف تجدید‌شده‌ی جیش الفتح حمله خود را کلید زدند.

ائتلاف اسلامگرای جیش‌الفتح نام آشنایی در تحولات جنگ داخلی سوریه است اما آن‌چه تحت عنوان عملیات جیش‌الفتح در روزهای اخیر خوانده می‌شود، تا اینجای کار، هم از لحاظ نسبت نفرات تشکیل دهنده و هم تقسیم کار مشابهت کاملی با ائتلاف جیش الفتح در سال ۲۰۱۵ با محوریت احرارالشام ندارد. در وقایع آن سال عمده‌ی کار به دوش احرارالشام بود که منجر به تصرف سه شهر مهم ادلب، اریحا و جسرالشغور شد. آنچه اکنون به نام عملیات جیش الفتح رخ داده است در واقع استفاده از نیروهای گروه‌های زیرشاخه‌ی ائتلاف برای شعله‌ور کردن جبهه‌های دیگر و درگیر کردن قوای روبرو در نقاط مختلف است تا سلفی‌-جهادی‌های النصره (این شاخه‌ی سوری القاعده که مشمول آتش‌بس نیست) با دو گروه کوچک خارجی عموما چسبیده به خود، یعنی جندی‌الاقصی و حزب‌ اسلامی ترکستان، که پیشتر با آنها عملیات تصرف پایگاه هوایی ابوظهور در ادلب را انجام داده بود، بتوانند حداکثر ضربه را به یک نقطه‌ی کانونی وارد کنند. به این ترتیب که گروه احرارالشام در محور خلصه، گروه لواء الحق در نزدیکی برنه، فیلق‌الشام در نزدیکی زیتان و اجناد الشام (با اجنادالشام غوطه اشتباه نشود) در شرق العیس در جنوب حلب قوای مقابل را مشغول و سردرگم سازند و قدرت اصلی در خان طومان و خالدیه به مثابه نوک پیکان عمل کند.

در مقابل، شیوه‌ی سپاه پاسداران برای جنگیدن در این مناطق این بوده است که بعد از استفاده‌ی اصلی از نفرات ایرانی برای تصرف اولیه‌ی مناطق (چه در عملیات اکتبر ۲۰۱۵ و چه در عملیات فوریه ۲۰۱۶)، با جابجایی در ترکیب و باقی گذاشتن بخشی از نیروهای خود، عمدتا نیروهای شبه نظامی وابسته را برای نگه داشتن مناطق در این زمین‌ها مستقر می‌کند. در حالی که ارتش سوریه به کلی بیرون از محدوده‌ی جنوب حلب است و همه چیز در این ناحیه به ایران واگذار شده است، حضور پرشمار افغان‌ها برای پر کردن جای خالی نیروی انسانی ضروری است. در واقع استفاده از تکنیک موج انسانی که پیشتر در جنگ ایران و عراق با استفاده از بسیجیان مشاهده شده بود اکنون با استفاده از همین افغان‌ها توسط سپاه پاسداران صورت می‌گیرد. آنان عموما در دسته‌های حدود چهل نفری سامان‌دهی شده و از آنجا که بدون آموزش و دارای ضعف مفرط در توانایی نظامی هستند، برای هر گروه تنی چند ایرانی در نظر گرفته می‌شود تا آنها را هدایت کنند. بیش از سه سال است که چنین روشی در سوریه مورد استفاده قرار گرفته؛ حسین بادپا و هادی کجباف در بصری الحریر در حین اجرای چنین ماموریتی از پا درآمدند، مصطفی عارفی در تدمر به همین‌گونه، راه‌چمنی در العیس به همین ترتیب، مهدی قاسمی همین‌گونه و نکته‌ی مهم‌تر(برای آنانکه مداخله‌ی ارتش ایران در سوریه را دنبال می‌کنند) این است که کلاه‌سبزهای ارتش نیز تاکنون توسط سپاه پاسداران برای همین منظور به کار گرفته شده‌ و در همین گروه‌ها توزیع شده‌اند. محسن قوطاسلو عضو تیپ نوهد ارتش در حین فرماندهی گروهی از افغان‌های تیپ فاطمیون بود که در جنوب حلب کشته شد.

حادثه‌ای که طی دو روز گذشته نیروهای وابسته به سپاه پاسداران ایران با آن مواجه شدند را می‌توان در زمره‌ی یکی از بغرنج‌ترین شرایط این نیروها در خاک سوریه در طول یک‌ سال اخیر قلمداد کرد. دادن تلفات و زخمی‌های پرشمار، اسارت شماری از آن‌ها و به تله افتادن و محاصره‌شدن دسته‌جمعی نیروها تا آنجا که برای گریختن از مهلکه مجبور به درخواست آتش گسترده‌ی توپخانه برای باز کردن راه شده‌اند، در حالی که آنان آغازگر عملیات نبوده‌اند، شرایطی است که در دو سال اخیر کمتر سابقه داشته است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s