پشت پرده‌ی حضور ایران در حلب؛ روایت عضو سپاه پاسداران از غارت اموال مردم و…

پشت پرده‌ی حضور ایران در حلب؛ روایت عضو سپاه پاسداران از غارت اموال مردم و جنگ با سوری‌ها
«ما که یک منطقه‌ای رو آزاد می‌کنیم می‌خواهیم بریم، توی خونه‌های مردمیم دیگه. ما که می‌ریم پشت سرمون ارتش میاد، ارتش سوریه. کامیون کامیون میاره بار مردم رو میبره. یخچال، تلویزیون، هرچی که بتونه می‌بره. چیزی رو هم که نمی‌تونه ببره یا میزنه میشکونه یا میسوزونه. »
فایل صوتی زیر بخش‌هایی از سخنرانی محسن بهاری، عضو لشکر ۲۵ کربلای سپاه مازندران اعزامی به سوریه است که در محل حسینیه هیئت قمر بنی‌ هاشم در شهر ساری، ۱۲ روز بعد از درگیری ایران با مخالفان مسلح در خان‌طومان در جنوب حلب در ۱۹ مه ۲۰۱۶ و پس از بازگشت وی به کشور ایراد شده است.
این فایل صوتی نشان می‌دهد که گرچه دستگاه تبلیغات جنگ ائتلاف ایران-اسد-روسیه جنگ در حلب را جنگ با «تروریست‌های خارجی» می‌نامد و از این نکته برای جلب حمایت افکار عمومی جهت ادامه‌ی مداخله‌ی نظامی در سوریه استفاده می‌کند، جنگجویان سپاه پاسداران آگاهند که در حال کشتن مخالفان مسلح سوری از همه‌ی گروه‌ها در طرف مقابل و تحت عنوان «النصره» هستند:
«به بچه‌های ادوات ارتش سوریه شب میگفتیم [جبهه روبرو] فلان نقطه تحرک دارند اینجا رو باید بزنیم با توپ. طرف میگفت آقا یه نیم ساعت صبر کن. میگفتیم آقا تو این ساعت باید بزنیم اینها تحرک دارند [میگفت] نه داداشم اونور داره پست میده بگذار داداشم بره تو سنگر، بعد. طرف ارتشی پیش ما، داداشش اونجاست. اکثرا اینجوری‌ ان. النصره همه با هم فامیل‌ان. یعنی طرف داداشش اینجاست، پسرخاله پسردایی پسرعمو تو النصره هست. شب‌هایی که ما رو میزدن یک تیر سمت این سوری‌ها نمیومد. چرا؟ چون آمار می‌دادند.»
گفته‌های محسن بهاری همچنین بیان می‌کند که چگونه سپاه پاسداران، از منظر حتی نیروهای ارتش سوریه نیرویی خارجی محسوب شده به نحوی که با رخداد «خیانت‌»های متعدد، این نیرو برای محافظت از یگان‌های اعزامی خود آن‌ها را بدور از نیروهای رزمی سوری نگاه می‌دارد:
«راننده رفت به اون راننده اتوبوس گفت چرا نمیای [اینها رو ببری؟] گفت این‌ها ایرانی‌ان از اون سر مملکت برای چی اومدن اینجا؟ من اصلا برای اینها کار نمیکنم. اون راننده جلوی چشم ما زد توی گوش اون راننده… ما تو مقرّمون سوری نداشتیم. تو همین درگیری‌ها دیدیم مثلا نزدیک انبار ما داره خمپاره میخوره. ئه، خدایا اینها اصلا خبر نداشتند. فقط چرا دارند انبار مهمات ما رو میزنند؟ پیگیری کردیم گفتند آقا دیروز راننده ماشین آب سوری بود. دیروز زمانی که یه کامیون مهمات اومده بود بچه ها داشتن خالی میکردن این مثل اینکه داشت میرفت متوجه شد و آمار اونجا رو داد.»
*برای فایل صوتی کامل ۳۰ دقیقه ای، اینجا: https://goo.gl/3FnAEq

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s