انتشار گزارش شورای امنیت ملی فرانسه درباره کاربرد گاز سارین در خان شیخون: «حمله شیمیایی…

انتشار گزارش شورای امنیت ملی فرانسه درباره کاربرد گاز سارین در خان شیخون: «حمله شیمیایی
در چارچوب عملیات نظامی سپاه قدس ایران، حزب ‌الله لبنان و ارتش سوریه در شمال حما صورت گرفته است»
پس از گذشت ۲۲ روز از حمله شیمیایی به خان شیخون در ادلب، گزارش شورای امنیت ملی فرانسه بنابر اطلاعات دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشور پیرامون حمله ۴ آوریل منتشر شد. این گزارش ضمن آنالیز حمله در بعد شیمیایی و نظامی، مسئولیت آن را متوجه دولت سوریه دانسته‌ است. آنچه در زیر می‌آید ترجمه‌‌ از این گزارش است:
«در ۴ آوریل حمله هوائی به غیرنظامیان در خان‌ شیخون بیش از ۸۰ تن را کشت. طبق اظهار نظر کارشناسان علائم اولیه مشاهده‌شده که شامل گشادی مردمک، خفگی، کبودی لب‌ها، کف سفید روی صورت‌ها، تشنج، تعداد مرگ بالا و مصدوم شدن متعاقب امدادرسانان بود، نشان از کاربرد گاز مرگبار عامل اعصاب داشت. این حملات در چارچوب حملات شیمیایی ادامه‌دار از ۲۰۱۳ بدین سو است. فرانسه در چندین نوبت داده‌های بیولوژیک و نمونه‌های جمع‌آوری شده از محل‌های حادثه را آنالیز کرده و استفاده از کلر و سارین را تایید می‌کند.

تحلیل فنی حمله ۴ اوریل:
فرانسه منابع لازم را به کار گرفت تا نمونه‌های اختصاصی خود را از حمله مشکوک به سارین در ۴ آوریل در استان ادلب جمع‌آوری کند.

آنالیز داده‌ها حضور ۳ ماده را نشان می‌دهند: سارین، ماده ثانویه متیل‌فوسفونات دیسپروپی که به هنگام ساخت سارین از ایزوپروپونال و دی‌فلورید متیل‌فسفونیل تولید می‌شود و هگزامین. آزمایش خون قربانیان نیز که در همان اوان واقعه در سوریه گرفته شد نشان می‌دهد آنان در معرض سارین قرار گرفته‌اند. در نتیجه فرانسه به طور مستقل و قطعی استفاده از سارین را تائید می‌کند. پیشتر آمریکا، بریتانیا، ترکیه و سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی به نتیجه یکسان رسیده بوده‌اند.

بنابر گزارش سرویس‌های اطلاعاتی، پروسه‌ی ساخت و ترکیب سارین با همکاری نهاد تحقیق و مطالعات علمی سوریه SSRC، ارتش سوریه و نهادهای امنیتی به انجام رسیده است که شامل استفاده از «هگزامین» به عنوان ماده تثبیت‌کننده است و دی‌فلورید متیل‌فسفونیل به عنوان حاصل فرعی این واکنش شناخته می‌شود.

اطلاعات درباره‌ی اثبات استفاده‌ی رژیم سوریه از بمب به صورت مشخص بر پایه‌ی آنالیز بمب منفجرنشده‌ای از سارین است که چهار سال پیش در ۲۹ آوریل ۲۰۱۳ توسط یک هلی‌کوپتر روی شهر سراقب در ادلب پرتاب شده است. هلی‌کوپتر از ناحیه شمال شرقی وارد این شهر شده و سه بمب را در حرکت به سمت جنوب روی محله‌های غربی پرتاب کرده بود. در انفجار بمب اول کسی آسیب ندید، در نقطه دوم که ۱ تن را کشت و ۲۰ تن را مصدوم کرد در چاله‌ و بقایای بمب نشان سارین پیدا شد و سازمان ملل در دسامبر ۲۰۱۳ آن را تائید کرد.‌ در محل اصابت سوم بمب کوچک عمل‌نکرده پیدا شد که مشابه دو نمونه قبلی بود. آنالیز محتوای کپسول، وجود ۱۰۰ میلی‌گرم سارین مایع با غلظت ۶۰ درصد به همراه دی‌فلورید متیل‌فسفونیل و هگزامین را نشان داد. بقایای کپسول سارین بمباران خان شیخون در ۴ آوریل دقیقا همان ترکیب با مکانیزم مشابه را نشان می‌دهد. همچنین استفاده از هگزامین که مارک اختصاصی خود را روی بمب گذاشته و در دفعات پیشین هم مشاهده شده محصول نهاد تحقیق و مطالعات علمی سوریه SSRC است.

آنالیز نظامی موقعیت تاکتیکی در حدود ۴ اوریل ۲۰۱۷
حمله ۴ آوریل در پی آن انجام شد که نیروهای امنیتی و مسلح سوریه و حامیانشان ضد‌حمله‌ای را، در پاسخ به پیشروی گروه‌های مسلح و هیئت تحریرالشام در شمال حما از ۲۲ مارس، در بخشی از حما آغاز کرده بودند. در ۲۳ مارس نیروهای نخبه سوری موسوم به قوات النمر، به همراه حزب‌الله و سپاه قدس ایران در منطقه پیاده شدند. در ۲ آوریل، نیروهای امنیتی و مسلح سوری به همراه حامیانشان خط مقدم مقابل را عقب زدند در حالی که همچنان در گرفتن تمام نقاطی که مخالفان تصرف کرده بودند ناکام ماندند. بمباران‌های بعدی با جنگ‌افزارهای غیرممنوعه در منطقه حما مشاهده شده است.
سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه از حرکت یک بمب‌افکن سوخو-۲۲ از مبدا پایگاه هوائی شعیرات در صبح ۴ آوریل و ۶ حمله هوائی آن روی خان شیخون مطلع است.
با توجه به ساختار حاکم بر فرماندهی نظامی کل سوریه، سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه بر این باورند که تنها بشار اسد به همراه عده‌ی منتفذ معدودی از حلقه درونی او اجازه صدور دستور استفاده از تسلیحات شیمیایی را دارند.

آنالیز حضور گروه‌های مسلح در حما و توانایی‌های آنان
بادرنظر گرفتن تائید موارد استفاده‌ی داعش از گاز خردل از ۲۰۱۵ بدین‌سو، فرانسه ارزیابی می‌کند تئوری حمله با گاز عامل اعصاب در ۴ آوریل از سوی گروه‌های مسلح معتبر نیست. فرانسه هیچ اطلاعات تائیدآمیزی از وجود سارین در اختیار گروه‌های مسلح ندارد:

هیئت تحریر‌الشام: حاصل ترکیب جبهه فتح‌الشام القاعده و چند گروه افراطی دیگر پس از سقوط حلب. همکاری عمل‌گرایانه بین هیئت تحریرالشام و دیگر گروه‌های مسلح در بخش شمالی حما در اواخر ماه مارس مشاهده شد. حسب دانش سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه، هیچ‌کدام از این گروه‌ها توانایی استفاده از عامل گاز اعصاب یا توان هوائی مقتضی برای حمله با آن را ندارند.

تئوری اینکه داعش این حمله را ترتیب داده است نیز قابل پذیرش نیست. از آنجا که داعش در این بخش از حما حضور ندارد، همچنین سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه مشاهده نکرده‌اند که داعش دارای سارین باشد یا از توان حمله هوائی برخوردار باشد.
همچنین از نظر سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه این تئوری که حمله صحنه‌سازی بوده یا توسط مخالفان جعل شده معتبر نیستند بویژه از دو جهت: هجوم گسترده و در زمان محدود به بیمارستان‌ها در سوریه و ترکیه، و همچنین آپلود گسترده و همزمان ویدیوهایی دارای نشانه‌های استفاده از عامل گاز اعصاب.

ادامه‌ی برنامه‌ی زیرزمینی تسلیحات شیمیایی سوریه از سال ۲۰۱۳ بدین سو:
در گزارش دیگر خارج‌شده از طبقه رده‌بندی محرمانه سرویس‌های اطلاعات در سال ۲۰۱۳، سرویس‌های فرانسه آگاهی خود را از وجود برنامه تسلیحات شیمیایی رژیم و حملات شیمیایی آن ابراز کردند. آن‌ها اشاره کردند که سارین به طور عمده در فرمی دوگانه به کار می‌رود: ترکیب با دی‌فلوئورید متیل‌فسفونیل‌ (ماده‌ی تشکیل‌دهنده در تولید سارین) و ایزوپروپونال که درست قبل از استفاده تولید می‌شود.

فرانسه به اطلاع سازمان منع گسترش سلاح‌های شیمیایی رساند که توضیحات دولت سوریه درباره‌ اینکه حدود ۲۰ تن ذخایر دی‌فلوئورید متیل‌فسفونیل‌‌اش به هنگام تست و یا براثر حادثه از بین رفته است توضیحاتی اغراق شده ‌است. از ۲۰۱۴ بدین‌سو فرانسه تلاش سوریه برای تهیه و دستیابی به ده‌ها تن ایزوپروپونال را مشاهده کرده است. بخش معاونت تائید ادعاها در واحد فنی سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی (DAT ) نیز در دستیابی به شاهدی مبنی بر درستی مدعاهای سوریه ناکام بوده است. سازمان منع گسترش خود نیز تناقض‌های بزرگی در توضیحات سوریه پیرامون حضور مشتقات سارین در مکان‌هایی که فعالیت مرتبط با گاز سمی از آن را گزارش نکرده بود، تشخیص داده است.

با توجه به نتیجه‌گیری‌های واحد DAT و بنابر اطلاعات کسب‌شده از سوی فرانسه، تردید‌های بزرگی پیرامون درستی، صحت و انجام کامل خلع تسلیحات شیمیایی سوریه و نابودسازی انبار آنان وجود دارد. فرانسه بر این باور است که سوریه توانایی تولید یا ذخیره سارین را نگاه داشته است بر خلاف تعهدش به نابودی کلیه ذخایر و توانایی‌هایش.

رژیم دمشق به کاربرد تسلیحات شیمیایی علیه مردم خودش از زمان پیوستن به کنوانسیون منع استفاده از تسلیحات شیمیایی در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳ ادامه می‌شدهد. بیش از ۱۰۰ مورد مشکوک به استفاده از کلر و همچنین سارین موجود بوده است.

نتیجه‌گیری
بنابر برآورد جامع و بر پایه اطلاعات هماهنگ و قابل اتکا که توسط سرویس‌هایمان جمع‌اوری شده‌اند، فرانسه اظهار می‌دارد که سرویس نیروهای امنیتی و مسلح سوریه مرتکب حمله شیمیایی با سارین علیه غیرنظامیان در خان شیخون در ۴ آوریل ۲۰۱۷ شده‌اند.»
منبع: https://goo.gl/DSWCtT

فعالان سیاسی داخل ایران و مسئله سوریه

مهدی خزعلی:«حلب نابود شد؛ آیا آقای روحانی جرات دارد بگوید حضورمان در سوریه خطاست؟»
مصاحبه پیرامون فضای انتخاباتی در ایران، تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، ۲۵ آوریل ۲۰۱۷

مقایسه‌ی میزان تلفات حاصل از عملکرد نیروی هوائی سوریه و نیروی هوائی عراق

یکی از استدلالات رایج دستگاه تبلیغات ائتلاف ایران-اسد-روسیه برای دفع انتقادات حقوق بشری پیرامون میزان مرگ غیرنظامیان در حملات این ائتلاف به شهرهای سوریه، آوردن نمونه از دولت عراق و متهم کردن منتقدان به استاندارد دوگانه است:« دولت سوریه همان کاری را می‌کند که دولت عراق در حال انجام آن است.»
مشکل استدلال و مقایسه‌ی بالا آن است که ارقام امری متفاوت را نشان می‌دهند. در حقیقت نیروی‌ هوائی ارتش بشار اسد با برجاگذاشتن آمار ۸۵ درصد تلفات غیرنظامی در حملات به شهرها بزرگترین دستگاه کشتار هوائی غیرنظامیان جهان را در سال ۲۰۱۵ تشکیل داده است.
در گزارش سالانه منتشره توسط موسسه AOAV مستقر در بریتانیا که بصورت تخصصی بر وضعیت کاربرد سلاح‌های انفجاری در کشورهای مختلف متمرکز است، نیروی هوائی سوریه در حیث برجا گذاشتن تلفات غیرنظامیان مقام نخست را در تمامی کشورهای درگیر جنگ بدست آورده است.( https://goo.gl/pS6xff ) این امر به استراتژی عمومی این نیرو بازمی‌گردد.
در حالی که نیروی هوائی عراق در موارد متعدد توسط سازمان‌های حقوق بشری به ارتکاب جنایات جنگی و آسیب‌رساندن به غیرنظامیان متهم شده است، آنچه نیروی هوائی اسد را از آن متمایز می‌کند ماهیت قتل‌عام‌گر آن نیرو است است که با هدف‌گیری عمدی شهرها و مناطق پرجمعیت سیاست زمین سوخته را بر شهرهای تحت کنترل مخالفان اعمال می‌کند. حتی اگر ملاحظات حقوق بشری نیز به کناری گذاشته شده و عملکرد آن نیرو تنها در چارچوب نظامی تحلیل شود، قابل مشاهده است که وضعیت در سوریه هرمی معکوس را می‌سازد.
در حقیقت در جائی که ۸۵ درصد تلفات را غیرنظامیان تشکیل می‌دهند، اصطلاح پرمناقشه‌ی «تلفات جانبی» را باید برای مرگ شبه‌نظامیان به کار برد، نه برای مرگ غیرنظامیان.
و حکومت ایران و روسیه در حال تجهیز و حمایت از چنین نیروئی هستند.

پشت پرده‌ی توافق ایران و قطر: چگونه‌ معامله بر سر شکارچیان ربوده‌شده توسط گروه شیعه…

پشت پرده‌ی توافق ایران و قطر: چگونه‌ معامله بر سر شکارچیان ربوده‌شده توسط گروه شیعه عراقی، سرنوشت سوری‌های ساکن چهار شهرک را رقم زد؟
ترجمه مقاله «حسن حسن»، پژوهشگر سوری موسسه سیاست‌خاورمیانه «تحریر» و نویسنده کتاب «داعش؛ از درون ارتش وحشت» پیرامون ابعاد قرارداد اخیر میان ایران و قطر بر سر سرنوشت چهار شهرک مضایا، زبدانی، فوعه و کفریا در سوریه:
«۱۶ ماه پیش، مردان مسلح در جنوب عراق ۲۶ شکارچی قطری را ربودند. جمعه پیش غیرنظامیان در ۴ شهرک در شمال و جنوب سوریه و در پهنه‌ای وسیع‌تر، بهای آزادی آن گروگان‌ها را پرداختند.
آن شکارچیان به عنوان بخشی از قرارداد میان قطر و ایران آزاد شدند. فرآیند مذاکرات از طریق دو کانال پیگیری می‌شد؛ یکی میان شبه‌نظامیان عراقی و دوحه؛ دیگری میان افراطیون شیعه و سنی در شمال و جنوب سوریه. جزئیات توافق، بنا بر اطلاعات نویسنده، ماهیت نقش عمیقا مناقشه‌انگیزی را که توسط کشورهای منطقه برای تامین توافق ایفا شده است برجسته می‌کند؛ توافقی که تنها بر آتش بنزین می‌پاشد.

مذاکرات پیرامون ۴ شهرک سوریه (فوعه و کفریا در ادلب و مضایا و زبدانی در جنوب دمشق) بر پایه‌ی توافق آتش‌بسی بنیان گذاشته شد که در سال ۲۰۱۵ میان ایران و شبه‌نظامیان محلی سوری در ۶ شهرک (شامل چهار شهرک بالا) منعقد شد.
در سال ۲۰۱۵ حزب‌الله تهاجمی ۳ ماهه را برای تصرف زبدانی، شهرکی در نزدیکی مرز لبنان آغاز کرد. پس از شکست تهاجم (که بخشی از تلاش برای پاکسازی کل ناحیه قلمون در نزدیکی لبنان بود)، مذاکرات وسیع‌تر در شهرک های جنوبی و شمالی میان حزب‌الله و جیش‌الفتح به رهبری جهادی‌ها شروع شد، تحت حمایت ایران و قطر. بنابر توافق قدیمی، رژیم هلی‌کوپترها و جنگنده‌هایش را در بعضی مناطق که توسط جیش‌الفتح (ائتلافی از بین‌رفته متشکل از گروه‌های جهادی و اسلام‌گرا) کنترل می‌شدند به پرواز درنمی‌آورد و این ممنوعیت شامل پرتاب کمک و مهمات برای جنگجویان روی زمین نیز می‌شد.
توافق قدیمی همچنین ابراز می‌کرد که هیچ‌کدام از طرفین نمی‌توانند پایگاه یا سنگر جدیدی در خط مقدم واسط بسازند، امری که منطقه‌ای حائل را به شکلی موثر میان دو طرف جنگ ایجاد می‌کرد. همچنین تقویت لجستیکی و نفراتی محاصره‌ بیرون آن شهرک ها ممنوع شده بود. در ان زمان منابع وابسته به جبهه النصره، که بعدها به هیئت تحریر الشام تغییر نام یافت، توافق را ستودند و آن را به نفع ائتلاف به رهبری جهادی‌ها ارزیابی کردند.
توافق جدید ممنوعیت بمبارا‌ن‌‌های هوائی و درگیری در آن شهرک‌ها را به عنوان بخشی از توافق آتش‌بس ۹ ماهه نگه می‌دارد و تمدید می‌کند. این قرارداد همچنین اجازه‌ی دسترسی کمک‌های انسانی به این شهرک‌ها را می‌دهد. رژیم باید ۱۵۰۰ زندانی عمدتا زن را آزاد کند. این‌ها بخش‌های مثبت هستند.

قرارداد همچنین بر انجام یک «تغییر در بافت جمعیتی» دلالت دارد. طی آن خواسته شده است تا ۳ هزار جنگجوی شورشی همراه با خانواده‌هایشان زبدانی را با اسلحه‌های سبک به مقصد انتخابی‌شان ترک کنند. تعداد مشابهی سربازان رژیم و ۵ هزار شهروند اجازه داده شده‌اند تا فوعه و کفریا را ترک کنند در همان حال که خانواده‌ها حق داردند تا اگر خواستند در شهرک‌های خودشان بمانند. در شهرک مضایا، تحت کنترل شورشیان، به شهروندانی که علاقه دارند بمانند اطمینان داده شده است که هدف بازداشت های خودسرانه یا تنبیه دسته‌جمعی قرار نخواهند گرفت. پس از فریادهای اعتراضی علیه توافق از سوی اپوزسیون سوریه، هیئت تحریرالشام از آن به عنوان نفعی برای اپوزسیون دفاع کرد و آن را دستاوردی برزگتر از آنچه خواند که اپوزسیون در مذاکرات ژنو و آستانه بدست آورده بود.
مسیر ارتباطی دیگر، مذاکرات میان قطر وگروه شبه‌نظامی شیعه کتائب حزب‌الله در عراق بود که شکارچیان قطری و سعودی را در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵ در جنوب عراق و در نزدیکی مرز با عربستان ربوده بود.

توافق شامل پرداخت باج نقدی به گروه‌های درگیر در مذاکرات شامل هیئت تحریر‌الشام، شاخه القاعده در سوریه، احرارالشام گروه سوری فعال در شمال، و کتائب حزب‌الله بود. حامد المطلق، عضو کمیته امنیتی و دفاعی پارلمان عراق به رسانه «عربی۲۱» گفته است که مقامات عراقی مبلغی را که بر صد‌ها میلیون دلار بالغ می شود در فرودگاه بین‌المللی بغداد ضبط کرده‌اند. او گفته است پول احتمالا به عنوان تضمینی برای توافق به کار رفته است.
ماحصل قرارداد چندین مورد مناقشه‌انگیر را در بر می‌گرفت. نشان از قدرتی داشت که ایران در سه کشور لبنان، در سوریه بوسیله حزب‌الله و در عراق بوسیله‌ی شبه‌نظامیان مدیون به خود اعمال می‌کند.
در سوریه معنادار بود که ایران و حزب‌الله درباره مفاد قرارداد تصمیم بگیرند از آنجا که حزب‌الله نقشی کلیدی در جنگ در آن شهرک‌ها داشت بخصوص آن‌هایی که نزدیک مرز لبنان قرار داشتند. در عراق با این‌حال شکی وجود ندارد که توافق، دولت را در بغداد بدنام کرده است. یک گروه شبه‌نظامی وابسته به ایران شکارچیان را ربوده، شکارچیانی که مجوز دولت را داشته‌اند، و بغداد هیچ‌کاری نتوانسته است بکند اما ایران توانسته است. بنابر اظهارات یک مقام رسمی عراق که درباره توافق خارج‌از مرز سخن می‌گفت، حیدر العبادی نخست‌وزیر عراق از پول باج هنگفتی که به کتائب حزب‌الله عراق داده شده عصبانی شده است. هوشیار زیباری، وزیرخارجه سابق عراق، همینطور در توئیتر نوشت:«آزادسازی شکارچیان قطری در عراق بعد از ۱۶ ماه اسارت در دستان گروه شیعه‌ی طرفدار حزب‌الله و ایران مضحکه کردن حاکمیت ملی عراق است.»
در سوریه، پول وقتی آمده است که حمایت مالی از شورشیان میانه‌رو از طریق مراکز تحت سرپرستی ایالات متحده تعلیق شده است. ترکیه حتی چندین سازمان امدادرسانی را از فعالیت در درون سوریه منع کرده است؛ نظیر سازمان [بین‌المللی]«Mercy Corps» که کمکی حیاتی و ضروری را ماهانه به ۳۵۰ تا ۵۰۰ هزار شهروند می‌رساند.
توافق، افراطیون را در هر دو سوی سنی و شیعی تقویت می‌کند، آتش نزاع‌ها را افروخته‌تر می‌سازد و دستان ایران را در منطقه قوی‌تر می‌کند. این رخداد، در حقیقت وضعیت مسیر پی‌گرفته‌شده‌ی کنونی در سه کشور بزرگ عربی را خلاصه می‌کند؛ جائی که ایران و شبه‌نظامیان افراطی بیش‌از‌پیش تصمیمات مهم را اتخاذ می‌کنند. این تنها مضحکه‌ کردن حاکمیت ملی عراق نیست. این مضحکه کردن کمپین به رهبری آمریکا برای جنگ با افراطی‌گری در منطقه است.»
منبع: https://goo.gl/SdVMyZ
عکس: امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، (سمت راست تصویر) در مراسم استقبال از ۲۶ گروگان قطری، فرودگاه بین‌المللی دوحه، ۲۱ آوریل ۲۰۱۷

دستگاه تبلیغات روسیه و رسانه‌های غربی

به موازات عملیات نظامی نیروهای روسی در سوریه، دستگاه تبلیغات جنگ این کشور نیز به شکل پیوسته با ترویج «تئوری‌های توطئه» تلاش می‌کند انتقادات را برگرداند و خنثی کند. این کار از طریق رسانه‌های رسمی وابسته، رسانه‌های غیررسمی تحت حمایت مالی کرملین و بیشماری از اخلال‌گران سازماندهی شده‌ در شبکه‌های مجازی، موسوم به «ترول‌ها»، دنبال می‌شود.
این حملات نظام‌مند به رسانه‌های غیرهمسو، جزئی جداناپذیر از استراتژی نظامی روسیه روی زمین محسوب می‌شوند که مکمل حملات موشکی به بیمارستان‌ها، مراکز امداد، کلاه‌سفید‌ها و فعالان رسانه‌ای محلی بوده و با یک هدف انجام می‌شوند: از سر راه برداشتن هر شخص و گروهی متعلق به اردوگاه غیرنظامیان که در روند عملیات این نیرو اخلال ایجاد ‌می‌کند.
اگرچه رسانه‌های غربی همچون هر رسانه‌ی دیگری مصون از خطا نبوده و می‌توانند مرتکب اشتباه شده و شایسته‌ی انتقاد باشند، با این حال آنچه دستگاه تبلیغات جنگ روسیه انجام می‌دهد کمتر ارتباطی با حوزه نقد و اعتبارسنجی دارد. در واقع روش روسی، حمله‌‌هایی پرشمار و سیستماتیک است در چارچوب تاکتیکی جنگی که با بمباران اخبار غلط، دروغ و تحریف‌شده ذهن مخاطب را آشفته ساخته و ظن شنونده را نسبت به هر خبری برمی‌انگیزاند. باید توجه داشت که هدف نهایی این روش؛ شک انداختن و سلب اعتماد است، نه قانع کردن.
در حقیقت در این استراتژی به جای آنکه مسیر استدلالی و واقعیت‌محور برای اقناع مخاطب دنبال شود، ذهنیت مخاطب زیر ضرب اخبار جعلی و جنگ روانی قرار داده شده تا فلج شود و توان واکنش از او سلب گردد. در بُعد رسانه‌ای تغذیه و ترویج این ایده که «رسانه‌های غربی همدست توطئه‌ای جهانی و مشترک هستند برای گمراه کردن مردم»، می‌تواند ذهنیت توطئه‌پسند بخشی از جوامع را با خود همراه کند و فشارهای سیاسی و حقوق‌بشری را از روی روسیه بردارد یا دست کم تقلیل دهد.
۱۵ ثانیه اول فیلم زیر بخشی از همین دست ویدیو‌های تبلیغاتی است که رسانه‌ی تحت حمایت مالی دولت روسیه، In the Now، آن را منتشر کرده است. این رسانه پیشتر در جریان تصرف حلب شرقی نیز فیلم‌هایی با مضمون مشابه منتشر کرده بود.
در این ویدیو که پس از حمله انتحاری به اتوبوس ساکنان دو شهرک شیعه‌نشین فوعه و کفریا و علیه کانال تلویزیونی CNN منتشر شده است، خبرنگار سی‌ان‌ان به کم‌اهمیت‌جلوه دادن واقعه متهم شده و مجری روسی با پخش تکه‌ای از گزارش او می‌گوید که خبرنگار سی‌ان‌ان مرگ بیش از ۱۵۰ تن را [به این دلیل که تحت حمایت دولت و نزدیک به آن بوده‌اند] در حد یک «سکسکه» خوانده است.
آنچه در فیلم اصلی گزارش خبرنگار سی‌ان‌ان می‌توان دید (از ثانیه ۱۵ به بعد با زیرنویس فارسی) این است که نشان می‌دهد وی به دفعات در گزارش از کلمات با بار احساسی برای توصیف ابعاد فاجعه استفاده کرده است. علاوه بر آن کلمه مورد استناد مجری شبکه وابسته به روسیه (سکسکه یا «Hiccup») نه در معنای لغوی آن، بلکه همان‌گونه که در فرهنگ‌های لغات نیز آمده است در اصطلاح و در معنای«وقفه موقت یا اخلال کوتاه‌مدت در روند[جابجایی تحت قرارداد ساکنان]» استفاده شده است (اصطلاح در فرهنگ آکسفورد: https://goo.gl/eBMBds ؛ در فرهنگ کمبریج: https://goo.gl/L2eNZs )

مهران مدیری خطاب به منتقدان حضور نظامیان ایران در سوریه:«به جای تحلیل کردن و نظریه…

مهران مدیری خطاب به منتقدان حضور نظامیان ایران در سوریه:«به جای تحلیل کردن و نظریه دادن به زبان‌تان استراحت بدهید و سپاسگزار باشید»
مجری و کارگردان سریال‌های تلویزیونی صدا و سیما در برنامه سرگرمی «دورهمی»، پخش شده از شبکه نسیم، ۱ اردیبشهت ۱۳۹۶
* فرد کشته‌شده‌ای که در میانه‌ی برنامه از خانواده او تقدیر می‌شود، مجتبی یداللهی منفرد، عضو تیپ ۶۵ نوهد ارتش ایران موسوم به کلاه‌سبزها است که دو سال پیش در خان‌طومان در جنوب حلب در جنگ با مخالفان مسلح سوری کشته شد.
*از آرشیو: هنرمندان و مداخله نظامی ایران در سوریه:
محمدرضا گلزار، بازیگر سینما: «اگر در سوریه نجنگیم بعدا اونها دم مرزند، خوب یک‌ عده‌شون میان تو» https://goo.gl/I5HRAx
قیصر، خواننده: «ناپلئون حرف قشنگی داشت» https://goo.gl/KTSFPV
علیرضا افتخاری، خواننده: «پاسبانان دمشق‌ایم؛ پاسخ شیعه همین است که صاحب داریم» https://goo.gl/QOxvyG

«چگونه سفیر سابق بریتانیا در سوریه در بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از اسد دفاع کند؛…

«چگونه سفیر سابق بریتانیا در سوریه در بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از اسد دفاع کند؛ بعد از اینکه بی‌سر‌و‌صدا شغلی از پدر همسر دیکتاتور گرفته بود»
ترجمه مقاله‌ی روزنامه تلگراف انگلیس از اسناد تازه‌یافته‌‌‌ این نشریه پیرامون ارتباط سفیر سابق بریتانیا در سوریه با حکومت بشار اسد:

«سفیر سابق بریتانیا در سوریه که [چندی پیش] درمصاحبه‌ای در تلویزیون بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از دولت بشار اسد دفاع کند؛ پیش از آن مصاحبه به ریاست گروهی لابی‌گر منصوب شده بود که به پدر همسر بشار اسد در انگلیس تعلق دارد.
پیتر فورد ۵۹ ساله،‌ ماه گذشته با این ادعا که بشار اسد علیه مردم خودش مرتکب حمله شیمیایی نمی‌شود جنجال به پا کرده بود.
اکنون تلگراف می‌تواند افشا کند که تنها چند هفته قبل از حمله شیمیایی ۴ آوریل، آقای فورد ریاست لابی پر‌مناقشه‌ی «British Syrian Society» را به عهده گرفته بوده است.
موسس این گروه «فواذ اخرس»، متخصص قلب‌ و ساکن لندن است که دخترش «اسماء اسد» همسر بشار اسد بوده و خودش نیز حامی نزدیک رژیم سوریه است و به صورت مرتب متهم به ایفا کردن نقش سخنگوی اسد در غرب شده است.
طبق اسناد موجود در «نهاد رسمی ثبت شرکت‌های بریتانیایی» (Companies House) آقای فورد که پیش از این نیز به حمایت از رژيم اسد متهم شده بود، در تاریخ ۲۸ فوریه گذشته به این سمت منصوب شده است.
پس از حمله شیمیایی به استان ادلب که منجر به کشته شدن بیش از هفتاد نفر شد و حمله آمریکا به پایگاه نظامی دولت سوریه را در پی داشت، آقای فورد در بی‌بی‌سی مصاحبه کرد و مراتب تردید خود را از دست داشتن دولت اسد در این حمله ابراز کرد.

او که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ سفیر انگلیس در دمشق بوده است،‌ اظهار داشت این به شخصیت رئیس‌جمهور سوریه نمی‌خورد که درست زمانی‌ که واشنگتن در حال فاصله گرفتن از سیاست اوباما در مورد سوریه است،‌ دولت وقت ترامپ را تحریک کند.
او گفت:«اسد ممکن است ظالم و بی‌رحم باشد ولی دیوانه نیست. غیرمنطقی است که به دست خودش چنین مخمصه ای ایجاد کند بدون اینکه برایش منفعتی نظامی در پی داشته باشد. جایی که بمباران شیمیایی شده هیچ اهمیت نظامی نداشت. واقعا کار بی‌معنایی بوده است که انجام بدون دلیلش موجب عصبانیت روس‌ها می‌شد. اصلا محتمل نیست. به همین سادگی.»
سال گذشته آقای فورد به غلط مخالفان اسد را مقصر حمله به کاروان کمک‌رسانی سازمان ملل (در حال ورود به منطقه تحت محاصره حلب‌ شرقی) شناخت، در حالیکه بررسی‌های انجام شده نشان داد حمله کار هواپیماهای روسی و یا دولت سوریه بوده است.

حساب‌های مالی گروه British Syrian Society نشان نمی‌دهد که آیا آقای فورد برای سمت فعلی دستمزد هم دریافت میکند یا نه. اگرچه این موسسه به سبب حمایتش از رژيم اسد در سال‌های گذشته درگیر مناقشه های متعدد بوده است و بسیاری از شخصیت‌های انگلیسی‌الاصل رده بالایی آن از همکاری با این موسسه استعفا داده‌اند. این موسسه سال گذشته متهم شد جلسه‌ای تبلیغاتی در دمشق ترتیب داده است که مقامات رسمی دولتی سوریه پشتیبان آن بوده‌اند.
در سال ۲۰۱۲ پس از آن‌که افشا شد دکتر« اخرس» با اسد مکاتبه ایمیلی داشته و در آن‌ها به وی مشاوره داده است که چطور اسناد و شواهد شکنجه غیرنظامیان را منکر شود، «سر اندرو گرین» یکی دیگر از سفرای سابق انگلیس در سوریه که سمت ریاست مشترک در این موسسه را به عهده داشت از سمتش استعفا کرد.

دکتر اخرس از یک شبکه ایمیل خصوصی برای مکاتبه با رهبر سوریه استفاده می‌کرد تا به وی مشورت بدهد چطور رژیم باید به انتقادات پاسخ بدهد و چگونه سرکوب تظاهرات مخالفینش را توجیه کند. از جمله اینکه چطور جوابی برای خنثی کردن اثر ویدیوهای منتشره از شکنجه کودکان بدهد.
از جمله افراد دیگری که [از همکاری با این موسسه] استعفا دادند، می‌توان به «برایان کانستنت» و «سر گوین آرتور» («شهردار کبیر» لندن) اشاره کرد که در بخش خزانه‌داری موسسه مسئولیت داشتند.
سر اندرو در زمان استعفا گفت:« این واقعا مایه‌ی تاسف است. موسسه کارهای مثبت و موثر زیادی انجام داده بود ولی مشکل می‌توان ادامه روشنی برایش متصور بود. در نتیجه‌ی افشای شواهد اخیر، پنج نفر از اعضای انگلیسی موسسه تصمیم به استعفا گرفتند.»
پیش از آن ضربه نیز،‌ بانک HSBC در سال ۲۰۱۱ اعلام کرده بود که حاضر به ادامه همکاری با موسسه نیست. افشای مکاتبات ایمیلی با اسد در سال ۲۰۱۲ و اینکه به اسد یاد داده شده بود بحران را چطور کنترل کند؛ برای دکتر اخرس، متخصص قلب در خیابان هارلی که اوقاتش را بین لندن و دمشق میگذراند، آبروریزی شرم آوری بود.
نکته دیگری که در ایمیل ها افشا شد بود این بود که در بحبوحه‌ی بحران و سرکوب در کل کشور، دخترش اسماء اسد[همسر بشار اسد] مشغول خرید آنلاین جواهرات و مبلمان و آثار هنری قیمتی بوده است.
بشار اسد،‌ در اولین بیانیه‌ی عمومی پس از حمله شیمیایی هفته گذشته، علی‌رغم شواهد رو به افزایش مبنی بر ارتباط نیروهای دولتی با حمله، نقش دولت‌اش را در آن انکار کرد. روی وبسایت موسسه نیز بیانیه‌ای موجود است که می‌گوید «کمیته‌ی سوریه‌ای بریتانیایی (BSS) از مشاهده خشونت و کشتار در سوریه بسیار متاثر و منقلب است. ما با همه دوستان عزیزمان در سوریه همدردیم و آرزو میکنیم بحرانی که از مارس ۲۰۱۱ دامن سوریه را گرفته هرچه زودتر خاتمه یابد. ما به تلاشمان در تقویت رابطه بین مردم سوریه و بریتانیا با تمام قوا ادامه خواهیم داد و چشم انتظار روزی هستیم که بتوانیم شاهد محیطی سازنده‌تر در سوریه باشیم.»

کانال بی‌بی‌سی روز گذشته در بیانیه‌ای از همکاری با آقای فورد به عنوان تحلیل‌گر مسائل سوریه دفاع کرد. یک سخنگوی این شبکه گفت:«از زمانی که ظرف سال اخیر آقای فورد در موقعیت‌های گوناگون در برنامه های بی بی سی حضور یافته نظرات خاص‌اش مورد توجه قرار گرفته است؛ از این رو که با زبانی قابل درک مسئله را برای مخاطب بازگشایی کرده است. برای مثال او مکررا به عنوان ‹یک منتقد قدیمی سیاست‌های غرب› توصیف شده و از معدود کسانی است که فکر میکند بشار اسد راه حل (بحران) سوریه است.»
تلاش برای دستیابی به آقای فورد جهت اظهارنظر بی‌نتیجه ماند.»
منبع: تلگراف، ۲۲ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/EjvMBu

اعتراض دانشجویی در دانشگاه تبریز:«تئوری شما حمایت از بشار اسد دیکتاتور و خونریز است؛ تئوری…

اعتراض دانشجویی در دانشگاه تبریز:«تئوری شما حمایت از بشار اسد دیکتاتور و خونریز است؛ تئوری شما دفاع از حرم‌های وجود نداشته حمص و ادلب است. کدام حرم؟»
نطق دانشجوی دانشگاه تبریز در جریان جلسه‌ با حضور حسن عباسی عضو سپاه پاسداران و رئیس «اندیشکده یقین»، ۲ اردیبهشت ۹۶

«ما سوری‌ها اینجا شهروند درجه دوم هستیم. ایرانی‌ها درجه یک‌اند و روس‌ها خدایی می‌کنند»

ترجمه گزارش خبرنگار نشریه گاردین انگلیس از زندگی شهروندان سوری در درون دمشق تحت کنترل حکومت اسد:

«پیش‌خدمت‌ها در لباس‌های دهه ۱۹۳۰، با سبیل‌های ‌نوک‌مدادی و موهای براق کرده، سالاد «تبوله» را در بشقاب زنانی می‌ریزند که در حال پک زدن بر قلیان‌هایشان در رستوران بزرگ سِلِنا در شهر قدیم دمشق هستند.
دو جشن عروسی نیز در پیش است. خواننده‌ای به زبان عربی این آواز را می‌خواند «من تو را دوست دارم، اما معنایش این نیست که با تو خواهم ماند.» یکی از عروس‌ها برمی‌خیزد و به رقص در می‌آید، در حالی که لباسی آبی رنگ به تن کرده که با هزاران قطعه بلور به شکل چنگ‌های براق که بر پشت برهنه او پرچ شده‌اند مزین شده است.
هیچ نشانه‌ای از این که جنگی در کار باشد، یا نیم میلیون نفر مُرده باشند، یا نیمی از جمعیت سوریه مجبور به ترک محل زندگی خود شده باشند نیست.
چند روز پس از این جشن‌ها، تنها یک مایل آن طرف‌تر، ۷۴ نفر طی یک حمله دوگانه انتحاری کشته شدند. بیشتر قربانیان زائران عراقی هستند که برای زیارت مرقدهای مقدس آمده‌اند. پس از چند روز، شورشیان در حومه‌های شهر موفق می‌شوند تونلی را به درون نواحی تحت کنترل دولت حفر کنند، و به دنبال آن نبردی شدید در می‌گیرد.
اما مغازه‌هایی که تاج‌های تزئینی می‌فروشند باز باقی مانده‌اند و صدای شرشر آب در فواره‌های مرمری شهر تنها به ندرت در صدای جت‌هایی که بر فراز شهر به مقصد غوطه یا حمص، پایگاه‌های تحت محاصره‌ی شورشیان، پرواز می‌کنند خفه می‌شود.

پس از شش سال جنگ، مردم در دمشق مشغول زندگی‌ روزمره‌شان هستند اما در عین حالی که فرایند صلح در پیرامون آن‌ها آغاز و متوقف می‌شود سرهایشان را پایین انداخته‌اند. مغازه‌ها زود تعطیل می‌شوند؛ گیاهان خزنده بر روی درهای حمام‌های عمومی پایتخت رشد می‌کنند. برق ظریفی از عادی بودن پوششی شده است برای تهدید در شهری که زمانی خونگرم و پر جنب و جوش بود.
یک صاحب کسب و کار که می‌خواست شناخته نشود می‌گوید «همه آدم‌های خوب رفته‌اند. شما باید قبل از جنگ اینجا می‌بودید. خیلی فرق داشت. چیزی که تغییر کرده است مردم هستند. من زندگی در خارج را امتحان کردم اما از آن متنفر بودم. اینجا وطن من است اما من در اینجا یک شهروند درجه دوم هستم. الان سوری‌ها درجه دوم هستند. ایرانی‌ها درجه اول هستند. و روس‌ها خدایی می‌کنند.»

روسیه و ایران در حال کمک به دولت سوریه هستند تا جریان جنگ را معکوس کند؛ جنگی که به عنوان یک خیزش انقلابی و واکنش تدافعی آغاز شد اما تبدیل به نبردی پیچیده میان گروه‌های متفاوتی شده است که برای دلایل مختلفی می‌جنگند و توسط چندین کشور مختلف پیشتیبانی می‌شوند.
در بازار تقیه‌ی سلیمانیه مغازه‌ای هست که با جعبه‌های سنتی از جنس چوب گردو پر شده است. درپوش آن‌ها از سرامیک‌های ظریف ساخته شده و جنس آن‌ها ترکیبی است از صدف و استخوان. یکی از جعبه‌ها از مجاوران زیبایش متمایز است. درپوش آن دارای یک سرامیک با پرچم‌های متقاطع سوریه و روسیه است که بر روی یک پس‌زمینه سفید صدفی نقش بسته است. در مقابل آن بر روی دیوار یک بشقاب سوغاتی میخ شده که نقشی از رئیس جمهور بشار اسد را در حال دست دادن با ولادیمیر پوتین با لبخندی بر لب نشان می‌دهد.

تقریبا هیچ خریدار احتمالی وجود ندارد. در مغازه‌ی جواهر فروشی کناری، یک مشتری که گردنبدی قدیمی را برای تعمیر و بستن دوباره آورده است می‌گوید «[اوضاع] هیچ خوب نیست، و در حال بهتر شدن هم نیست. باید زندگی کنیم اما ما فقط تلاش می‌کنیم تا زنده بمانیم.»

جریان جهان‌گردهایی که دمشق در گذشته دریافت می‌کرد و دلارهایی که به همراه آن می‌آمد خشکیده است. پسربچه‌های باربر هم‌چنان چرخ دستی‌های فلزی را به دور بازار اصلی شهر می‌گردانند، و سوری‌ها همچنان در کوچه‌های آن راه می‌روند، اما آن‌ها فقط یک مقدار چایی از اینجا و چند دانه بادام از آن‌جا می‌خرند؛فقط همان‌قدر که لازم دارند.
تورم لجام‌گسیخته زندگی را بسیار گران قیمت کرده است. محمد ذهبی، عینک‌ساز خوش‌خلقی که کمربندی تنگ به دور میانه شکمش بسته است، می‌گوید مردم وقتی می‌بینند قیمت عینک چقدر نسبت به قبل بالا رفته است جا می‌خورند. «مجبور می‌شوید برای مردم توضیح بدهید — قیمت یک تخم مرغ قبلا ۲۰ لیره سوری بود، اکنون قیمتش ۶۰ لیره است. در مورد عینک هم همین طور است و الان قیمتشان باید سه برابر بشود.»
او می‌گوید که بعضی از مشتریانش پول زیادی از محل جنگ به جیب زده‌اند. «شما می‌توانید از آنجا تشخیص بدهید که آیا بر سر قیمت چانه می‌زنند یا نه. اگر بگوید ‍»اوه خیلی گران است»، و از شما تخفیف بخواهد معلوم است که پول خودش است. اما اگر به راحتی مبلغ را بپردازد، شما می‌فهمید که برای به دست آوردن آن پول زحمت زیادی نکشیده است.»

اما بیشتر مردم برای گذران زندگی مشکل دارند. «هزینه‌ها الان باورکردنی نیستند»، این را نور شمح [دختر] ۲۶ ساله می‌گوید که به عنوان پیرایشگر کار می‌کند تا به مادرش برای پرداخت اجاره کمک کند. مادر او روی زمین مسجد اموی مفرش نشسته است ؛جائی پر از مردمی که برای نیایش و تفکر آمده‌اند. عبیر الاحمد بیست ساله که جامه بلند زنانه‌ خاکستری رنگی به تن دارد در کنار او بر روی زمین می‌نشیند. آن‌ها قبلا همدیگر را ملاقات نکرده‌اند، اما به صحبت کردن درباره مردان مشغول می‌شوند.

شمح می‌گوید «شاید من هیچ وقت نتوانم شوهری پیدا کنم. تمام شده‌اند. همه‌ی خوب‌هایشان رفته‌اند.»
احمد در پاسخ می‌گوید «شرایط فعلی به هر حال اجازه قصه‌های عاشفانه را هم نمی‌دهد.[و بدون قصه عاشقانه هم] زندگی سردی می‌شود. ازدواج موفقی پا نمی‌گیرد چون یک طرف نمی‌تواند طرف دیگر را راضی کند. در جنگ چنین چیزی ممکن نیست.»

اما این صداها متعلق به مردم مناطق حاشیه‌نشین تحت محاصره نیستند. به عنوان یک روزنامه‌نگار که به سوریه‌ی اسد سفر کرده است، برای رفتن به هرجایی نیازمند مجوز هستید و نمی‌توانید وارد منطقه تحت کنترل شورشیان شوید. محدودیت‌هایی وجود دارد درمورد کسانی که می‌توانید با آنان حرف بزنید.

شما هنوز می‌توانید به داخل منطقه قدیمی شهر برانید، از مغازه نانوایی که توسط یک خانواده می‌چرخد صبحانه‌ بخرید و خیابان الشارع المستقیم را بگیرید و پایین بروید به سمت جایی که انجیل می‌گوید سنت‌پولس حواری پس از آنکه خود را کور یافت در آنجا قدم گذاشت. اما «مناقیش پنیری‌»[وعده غذایی مردم منطقه با نان، آویشن و پنیر؛ شبیه به پیتزا] شما را کودکی خواهد آورد، از آنجا که مردانی که سابق بر این با بیل نانوایی نان‌ها را در دل تنور آجری جا می‌دادند مُرده‌اند، در حال جنگ‌اند یا از کشور خارج شده‌اند.

و قبل از اینکه شما به آنجا برسید، باید از ده‌ها ایست بازرسی رد شوید که توسط سربازانی گردانده می‌شوند که از شما کارتان را می‌پرسند. مردان مسلح شما را به سمت باب طوما هدایت می‌کنند، یکی از ۷ دروازه‌ی شهر قدیم، که اکنون با پوسترهای سربازان مُرده‌ی سوری پوشانده شده است. در حالی که بیرون از آن، مردانی مرموز با بی‌سیم‌هایی در گوش مراقب هستند.

مردان مسلح، با یونیفرم یا بدون یونیفرم، اکنون همه جا هستند؛ منظره‌ی دیگری از زندگی در دمشق که باید با آن ساخت. بعضی‌ها سرباز هستند، بعضی‌ دیگر اعضای نیروهای دفاع وطنی(NDF)؛ یک نیروی شبه‌نظامی هوادار دولت با شاخه‌های انجمنی که محلی‌ها به آن می‌پیوندند.
دو روز پس از حمله انتحاری دوگانه، اعضای نیروهای دفاع وطنی روی سنگفرش خیابان به نگهبانی ایستاده‌اند. یک تکه از سنگ‌فرش‌ از زمان انفجار‌ها ناپدید شده است. اتوبوس‌هایی که قرار بود زائرران را به مسجد سیده زینب، مقدس‌ترین حرم شیعه در سوریه، ببرند گرچه سیاه شده‌اند و اثر ترکش روی آن‌ها مشهود است اما وصله‌پینه شده‌اند تا بتوانند حرکت کنند. یک جفت کفش ورزشی که متعلق به یکی از زائران بوده‌اند هنوز زیر یک صندلی افتاده‌اند و دورشان را شیشه‌خرد گرفته است.
یکی از راننده‌های اتوبوس کاروان زائرانی که کشته داده است می‌گوید:«عراقی‌ها خیلی شجاع هستند. اعتقاد دارند اگر تقدیر این است که شما باید بمیرید، شما می‌میرید، به همین خاطر تفاوتی نمیکند که به سوریه بیایید یا نه»
تئوری‌های توطئه درباره مسئول [حمله] به وفور شایع هستند.یکی از سوری‌ها در حالی که سرش را خم کرده با چشمک خیلی یواش می‌پرسد«فکر می‌کنید کار چه کسی بوده؟ شاید ایران؟ می‌تواند باشد. نمی‌دانم»
ابوحاتم عضو ۸۰ ساله‌ی نیروهای دفاع وطنی پسر خود را در دومین انفجار از دست داده است اما یک روز پس از تشییع جنازه‌اش دوباره یونیفرم را تن کرده است. می‌گوید «هنوز توان دارم. من از کشورم دفاع می‌کنم. آماده‌ام تا بجنگم. همه ما آماده ایم. اگر آن‌ها یکی از ما را بکشند، قاتلند، اما اگر ما یکی از آن‌ها را بکشیم، داریم از کشورمان دفاع می‌کنیم.»
منبع: گاردین، ۱۷ آوریل ۲۰۱۷:«برق ظریف عادی‌ شدن تهدید را می‌پوشاند؛ در شهری که روزگاری در آن همدلی حاکم بود»
https://goo.gl/KCGiSI