«اسد با کوره‌های آدم‌سوزی‌اش نمی‌تواند ردپای کارهایش را محو کند»

ترجمه مقاله موضع رسمی روزنامه گاردین انگلیس
«حکومت اسد در سوریه نه تنها مسئول بدترین قتل‌عام‌ دولتی در قرن معاصر است، بلکه به نظر می‌رسد این روزها تلاش می‌کند دستکم برخی ردپاهای خودش را محو کند؛ با این باور که بتواند فردای پس از جنگ [در روز حسابرسی] از بار مسئولیت و اتهاماتش شانه خالی کند. شگرد وقیحانه‌ای که باید جلوی ادامه آن را گرفت.
یکی از جاهائی که حکومت اینگونه اعمال شوم را در آن پی گرفته است،‌ زندانی است نظامی در حومه دمشق: زندان بدنام صیدنایا که هزاران تن از مخالفان بشار اسد تحت شکنجه، گرسنگی، یا با اعدام‌های سریع و دسته جمعی جان داده‌اند. یک زندانی سابق در گزارشی از عفو بین‌الملل از آن با عنوان «بدترین جای روی زمین» یاد می‌کند.
یک مقام وزارت خارجه آمریکا گزارش داده است که در این زندان کوره آدم‌سوزی ساخته شده و ممکن است از آن برای از بین بردن اجساد زندانیان کشته‌‌ شده استفاده شود. واقعه‌ای که شناسایی این زندانیان را غیرممکن می‌کند، خط بطلان بر زندگی آ‌ن‌ها می‌کشد و خانواده‌هایشان را یک عمر سرگردان در پی یافتن نشانی از آن‌ها نگاه می‌دارد.
کابوس سوریه همچنان ادامه دارد. بر جنگی که شش سال است بر سر شهروندان غیرنظامی آوار شده‌ است، هیچ چشم‌انداز پایانی قابل تصور نیست، با اینکه نشست‌های سیاسی و تلاش‌های پشت پرده برای ایجاد مناطق امن همچنان ادامه دارد. کشور بدل به حمامی از خون ستم بی‌پایان شده است که عاملینش به این دلیل که خود را از مجازات مصون می‌پندارند، هیچ شرم و حد و‌مرزی در اعمال خشونت احساس نمی‌کنند.
دولت سوریه بی‌درنگ منکر چنین اتفاقی در زندان صیدنایا شد،‌همانطور که یافته‌های گزارش عفو بین‌الملل با‌ عنوان «کشتارگاه انسانی» را که در ماه فوریه منتشر شد انکار کرده بود. در پاسخ رژیم سوریه، تحلیل‌ها و اطلاعات موجود و شاهد بر وجود کوره آدم سوزی «قصه غیرواقعی هالیوودی» توصیف شده بود. آمریکامصر است که آنالیز عکس‌های ماهواره‌ای‌، حاکی از یک کوره آدم‌سوزی تازه‌ساخت است.

اینکه دیکتاتوری اسد برای از بردن رد جنایاتی که در حال انجامش است تا به اینجا هزینه و اقدام کند، در نگاه اول پارادوکس عجیبی است. در هیچ کدام از مقاطع زمانی که مناطق غیرنظامی را با بمب‌های بشکه‌ای هدف می‌گرفت، ارتشش محاصره‌های غذایی را بر محله‌ها اعمال می‌کرد، یا وقتی موشک‌های گراد را به سمت شهرهایی شلیک می‌کرد که مردمش با ندای آزادیخواهی از تسلیم سرباز زده بودند، کمترین دغدغه‌ای داشت که مسئولیت‌اش را بپوشاند.
ترور و وحشتزده کردن مردم کشور خود عادتی قدیمی در خاندان اسد به شمار می‌رود. از ۲۰۱۱ به این سو، این خاندان با به کارگیری تمام قوا و حداکثر ظرفیت نظامی با بی‌رحمی تمام این عادت را ادامه داده است. امری که با حمایت فزاینده‌ی روسیه و ایران تشدید شده است. اجرای عدالت بین‌المللی ممکن است در سوریه‌ی کنونی کاملا از دور کارآمدی خارج شده باشد. کمترین دلیلش حق وتوی روسیه و چین در سازمان ملل است ولی این باز بدین معنی نیست که برای ابد فلج و ناتوان باقی خواهد ماند.
در دسامبر گذشته،‌ شورای امنیت سازمان ملل یک مکانیزم ویژه تحقیقات را مستقر کرد. هفته گذشته در آلمان پروسه بازپرسی و اقامه دعوی از سوی جمعی از زندانیان سابق آغاز شد که توسط نیروهای امنیتی نظامی رژیم سوریه به طور سیستماتیک در زندان‌ها شکنجه شده بودند. استفاده از کوره های آدم‌سوزی ارتکاب جنایات را به مقیاسی صنعتی می‌برد. سوزاندن اجساد تاکتیکی بود که در اواسط دهه نود در بوسنی به کار گرفته می‌شد؛ سا‌ل‌ها طول کشید تا مجرمین آن شناسایی و مجازات شوند، ولی بالاخره عملی شد.
بدون تحقق عدالت، هیچ صلحی را نمی‌توان برای سوریه متصور بود. هیچ کس نباید چشمش را بر آن ببندد.»
منبع: گاردین، ۱۶ می ۲۰۱۷
https://goo.gl/JDnLpG

کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: در حمله به خان شیخون از عامل اعصاب سارین استفاده شده…

کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: در حمله به خان شیخون از عامل اعصاب سارین استفاده شده است
کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل (متشکل از سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی/سازمان ملل) در گزارشی به تاریخ ۱۹ می نتایج تحقیقات مقدماتی خود را از حمله شیمیایی به خان شیخون منتشر کرد.
این گزارش حاوی ریز آنالیز فنی و نتایج تست نمونه‌های بیولوژیکی بدست آمده از بیمارستان‌های درمان‌کننده مصدومین، علف‌های واقع در ده‌متری محل اصابت بمب، کالبدشکافی جان‌باختگان، لاشه‌ی حیوانات مرده در محدوده‌ و خاک و آسفالت کنده‌شده در محل اصابت بمب است. مطابق اعلام این سازمان در این موارد گاز عامل اعصاب سارین یا مشابه‌سارین یافت شده است.( https://goo.gl/EixaZ6 )
نکته اصلی این تحقیقات که بالقوه می‌تواند نقش حکومت اسد را در بمباران شیمیایی ثابت کند، اثبات وجود ماده هگزامین است. نهاد تحقیق و مطالعات علمی سوریه SSRC که عامل تولید تسلیحات شیمیایی دولتی در سوریه به شمار می‌رود، از این ماده به عنوان تثبیت‌کننده در فرآیند تولید سارین استفاده می‌کند. در حمله بزرگ شیمیایی چهار سال پیش در دمشق نیز مارک همین ماده در بقایای راکت‌ها یافت شده بود. همچنین نهادهای اطلاعاتی فرانسه هگزامین را در کنار سارین ۶۰ درصد و دی‌فلورید متیل‌فسفونیل در حمله شیمیایی به سراقب در ادلب در آوریل ۲۰۱۳ یافته بودند.
عکس زیر، پرنده‌ی تلف‌شده در قفس را پس از حمله شیمیایی خان شیخون نشان می‌دهد که دانشمندان کمیته حقیقت یاب سازمان ملل در گزارش تازه خود به وجود ماده هگزامین به همراه اسید ایزو پروپیل‌متیل‌فسفانیک(عامل بنیانی اعصاب) در بال و روی پرهای آن اشاره کرده‌اند.

قاسم سلیمانی و سربازان «یک‌بار‌مصرف» اعزامی ایران به سوریه

از زمان ورود ایران به جنگ سوریه و سرازیر کردن سیل شبه‌نظامیان خارجی به جبهه‌های جنگ این کشور، تعداد بالای کشته‌های این نیرو به هنگام عملیات همواره سوال‌هایی را پیرامون تاکتیک‌های اتخاذ شده و وضع فرماندهی نظامیان ایرانی مطرح کرده است. با این حال سپاه پاسداران هرگز خود را ملزم به پاسخگویی و توضیح به افکار عمومی درباره علل مرگ آن‌ها ندانسته است. این رویه با ورود گسترده‌ی ایرانیان به میدان‌های جنگ و مرگ متعاقب آنان نیز حفظ شده است.
آنچه به این پرده‌پوشی کمک کرده است، در وهله اول خارجی بودن بخش عمده شبه‌نظامیان قربانی اعزامی ایران است. اکثریت این افراد را افغان‌های وابسته به طبقه‌ی محروم و حاشیه‌نشین شهری و فاقد ابتدایی‌ترین حقوق انسانی نظیر اوراق هویت تشکیل می‌دهند و خانواده‌های آنان در شمار آسیب‌پذیرترین قشر مقیم ایران به شمار می‌روند. از این رو بر فرض اراده دادخواهی نیز، صدای انان به جائی نمی‌رسد.
دفن تک‌تک و بی‌سروصدای افغان‌ها در روستاها و دهات دورافتاده و تشییع جنازه‌ی شبه‌نظامیان شیعه عراقی در شهرهای کشورشان و به دور از چشم رسانه‌ها و توجه افکار عمومی، همراه با سیاست جمهوری اسلامی در حرکت در مرز تکذیب و تائید رسمی مداخله نظامی در سوریه سبب شده است تا این استراتژی اختفا و عدم پاسخگوئی تا کنون موفقیت‌آمیز باشد.
برای این‌که دانست چرا این حجم از تلفات غیرعادی جلوه می‌کند، باید به این‌ واقعیت توجه کرد که این نیروها در حالی بیشترین تلفات را می‌دهند که نه تنها در موضع برتری عددی و مهماتی نسبت به جبهه مقابل قرار دارند، بلکه با استراتژی زمین سوخته خود مرگبارترین نیروی حاضر در جنگ سوریه نیز محسوب می‌شوند.
شبه‌نظامیان وابسته به ایران از انجا که آتش پشتیبانی توپخانه‌ای و هوائی سه دولت را در پشت سر خود دارند، قدرتمند‌ترین شبه‌نظامیان لجام‌گسیخته‌ی حال حاضر جهان را تشکیل می‌دهند که بدون توجه به هیچ مانع و خط قرمزی در برابر خود، اهدافشان را در جنگ تعقیب کرده‌اند. از کشتار غیرنظامیان و آواره‌کردن سوری‌ها از شهرهایشان تا ریختن هرگونه‌ مهمات متعارف و غیرمتعارف روی مناطق مسکونی هدف از بمب‌بشکه‌ای، آتش‌زا و خوشه‌ای گرفته تا گازهای کلر و سارین؛ این نیروها در انفعال جامعه‌ جهانی مفاد کنوانسیون‌های جنگی بین‌المللی ده‌ها ساله را در عمل به مشتی کاغذ‌پاره تبدیل کرده‌اند.
اما مرگ‌های پرشمار شبه‌نظامیان وابسته به ایران که در پی گسیل‌کردن «فله‌ای» افراد آموزش‌ندیده‌ی عراقی،افغان و پاکستانی به جبهه‌های جنگ با مخالفان اسد در سوریه رخ‌ داده‌است در حقیقت بازتاب دهنده‌ی شیوه‌ی تفکر بخشی از فرماندهان سپاه پاسداران است که سابقه‌ی جنگ ایران و عراق را در کارنامه‌ی خود دارند و نادیده گرفتن «هزینه‌ی انسانی» را در لوای دریایی از تبلیغات «فرهنگ شهادت» پیش می‌برند.
شیوه‌ی تفکری که در آن تلاش می‌شود ضعف فرماندهی و ناکارآمدی تاکتیک‌های جنگی با سرازیر کردن انبوه نفرات در جبهه‌ها جبران شود. این روش که در اصطلاحات نظامی با عنوان «حمله با موج انسانی» یا Human wave attack خوانده می‌شود، مرگ گسترده‌ی ایرانیان را در طول جنگ ۸ ساله رقم زد و اینک نیز در سوریه در حال پیگیری است. قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران، نماد حال حاضر چنین تفکری به شمار می‌آید.
در فیلم زیر که در برنامه «روایت فتح» تلویزیون ایران پیرامون عملیات کربلای ۵ پخش شده است، نمایی از ولع وی به استفاده‌ از نیروی پیاده‌‌نظام هرچه‌بیشتر در پیشبرد اهداف عملیاتی دیده می‌شود. او در توضیح علت اصلی ناکامی عملیات کربلای ۵ می‌گوید که اگر دو لشکر دیگر حضور داشتند، آنان به حتم می‌توانستند به بصره برسند.
نیاز به نفرات بیشتر نیروی زمینی البته ممکن است منطقی جلوه کند، مگر آنکه بدانیم در عملیاتی که قاسم سلیمانی درحال صحبت از آن است، مطابق اعلام سردار رحیم صفوی نیروهای ایران متحمل ۱۱ هزار کشته و ۵۳ هزار زخمی شده‌اند.(http://goo.gl/jRYb8O)

تشییع ۷ پاکستانی و افغان اعزامی سپاه پاسداران به سوریه در شهرهای قم و اصفهان

اجساد ۵ پاکستانی عضو تیپ زینبیون (عقید حسین، جاوید حسین، صفر علی، آفتاب حسین و ذالفقار علی) و ۲ افغان عضو تیپ فاطمیون(سلطان احمدی و علیرضا رضائی) که در درگیریهای سوریه کشته شده بودند طی روز گذشته و امروز در قم و خوراسگان اصفهان تشییع و به خاک سپرده شدند.




سالگرد کشتار حوله و ریشه‌های فرقه‌ای شدن جنگ سوریه

«یکی گفت با بچه‌ها چکار کنیم؟ آن یکی جواب داد قبل از بزرگ‌تر‌ها بزنیدشان. بعد پدرم را آوردند داخل اتاق و جلوی ما به صورتش شلیک کردند. مغزش را دیدم که از سرش بیرون پاشید. یکی از نظامی‌ها درحالی که چند تیرهوائی به سمت سقف شلیک ‌می‌کرد فریاد کشید: یا امام علی، انتقام تو را گرفتیم.»
(خاطره‌ی زن جان بدربرده از کشتار حوله، نشریه گاردین، https://goo.gl/i5HQIw )
امروز پنجمین سالگرد واقعه حوله در حمص سوریه است که طی آن ۱۰۸ مرد، زن و کودک اعدام صحرائی شدند. در گزارش سازمان ملل که سه ماه پس از آن منتشر شد، عاملان ارتکاب آن به صورت رسمی نیروهای ارتش سوریه و شبه‌نظامیان وفادار به حکومت اسد اعلام شد.
تصاویر تکان دهنده از اجساد کودکان که در آخرین لحظات زندگی و اعدام دسته‌جمعی از شدت وحشت خودشان را خیس کرده‌ بودند، تیغ تبر که در جمجمه‌شان فرو رفته بود و گلوهای بریده آنان نه تنها سوریه که جهان را تکان داد و جنگ داخلی را به مرحله‌ای غیرقابل بازگشت برد.
برای داشتن پیش‌زمینه‌ای از اتفاق باید دانست که ناحیه حوله در شمال حمص از اولین مناطقی بود که شاهد ناآرامی‌ها در آغاز انقلاب سوریه بود. با ادامه‌ی اعتراضات خیابانی، سرکوب آن و تشکیل «ارتش آزاد سوریه»، بسیاری از سربازان این ناحیه از ارتش جدا شدند و به ارتش آزاد پیوستند.
پنج سال پیش در چنین روزی، ۲۵ می ۲۰۱۲، پس از یک تظاهرات اعتراضی در روستای تلدو در حوله که با شلیک نیروهای امنیتی متفرق شد، طبق گزارش سازمان ملل شبه‌نظامیان موسوم به «شبیحه» با همکاری نظامیان ارتش از روستای مجاور علوی‌نشین القبو حوالی حدود ساعت ۷ شب وارد شدند و خانه به خانه جلو آمدند و هرکس را که در خانه ها یافتند با شلیک گلوله یا ضربه کارد و تبر کشتند و سر شماری را از تن جدا کردند. سپس روستا راکت‌باران شد.(فیلم‌ها از قربانیان واقعه ؛هشدار، حاوی تصاویر دلخراش: https://goo.gl/v6ul4e)
در مجموع ۴۹ کودک، ۳۴ زن و ۲۵ مرد کشته شدند و کمیته حقیقت یاب سازمان ملل پس از سه ماه در گزارش آگوست ۲۰۱۲ خود عامل حادثه را حکومت بشار اسد و شبه نظامیان وابسته به آن اعلام کرد.(متن کامل گزارش: https://goo.gl/39Eodt)
در حالی که چندین سال است زمزمه‌ها بر سر بازگشایی سفارت دولت سوریه در کشورهای جهان و از سرگرفتن روابط با حکومت این کشور در جریان است، باید به یاد آورد که علت بستن سفارتخانه دولت سوریه در بسیاری از کشورهای جهان همین کشتار حوله بود و در پی این واقعه بود که آمریکا، انگلیس و ۱۰ عضو دیگر اتحادیه اروپا دیپلمات‌های دولت سوریه را از کشورشان اخراج کردند.
در آن مقطع زمانی شمار غیرنظامیان کشته شده در سوریه قریب ۱۷ هزار تن تخمین زده می‌شد و بسیاری کشتار حوله را اوج قساوت حکومت بشار اسد قلمداد می‌کردند.
عصر سارین و بمب‌های بشکه‌ای در راه بود.

سپاهیان ایران و عکس‌های تبلیغاتی با کودکان سوری؛ «اینطور معلوم نیست که مادرش را کشته‌ام»

تصویر بالا، عکس تبلیغاتی منتشره از سوی پایگاه بسیج ولیعصر سپاه محمد رسول‌الله تهران را نشان می‌دهد که در آن مهدی قاسمی، عضو سپاه پاسداران با کودک سوری در بغل به تصویر کشیده شده است.
سابقه‌ی استفاده‌ی تبلیغاتی سربازان کشور خارجی از کودکان قوم مغلوب برای موجه جلوه دادن حضور نظامی به بیش از یکصد سال می‌رسد.
* تصویر پایین، چپ، یک کارت پستال تبلیغاتی منتشره توسط ارتش آلمان را در اواخر ۱۹۱۴ در جنگ جهانی اول و پس از اشغال شمال فرانسه نشان می‌دهد. متن آلمانی زیرنویس عکس می‌گوید:«مردی از نیروهای آلمان سوپ‌اش را با کودک گرسنگی‌کشیده‌ی فرانسوی تقسیم می‌کند»
* تصویر پایین-راست، کاریکاتور منتشره توسط دستگاه تبلیغات ارتش فرانسه را ضد کارت‌پستال چپ نشان می‌دهد. در زیرنویس از قول درجه‌دار آلمانی قید شده است:
«اینطور معلوم نیست که مادرش را کشته‌ام»

جابجایی اجباری ساکنان شهرک قابون دمشق

پس از دو ماه بمباران فشرده‌ شهرک قابون(تحت کنترل مخالفان) توسط ارتش سوریه و متحدان آن و امضای توافق جابجایی اجباری، ساکنان این شهرک به همراه دو شهرک برزه و تشرین در استان‌های حما و ادلب تخلیه شدند. بیرون ریختن ساکنان بومی شهرهای تحت کنترل مخالفان با استفاده از توافقات تحمیلی و با اهرم محاصره و بمباران، بخشی از سازوکار سیستماتیک ائتلاف ایران-اسد-روسیه برای احیای سوریه‌ی بعث و بازگرداندن مناطق شهری سوریه به تحت کنترل حکومت مرکزی است.
از زمانی که سازمان ملل توافق جابجایی اجباری حلب شرقی را «جنایت جنگی» خواند( https://goo.gl/Uwm8Iy )، هزاران تن دیگر به همان شیوه از شهرهای خود بیرون رانده شده‌اند.
* نحوه بمباران‌های کور شهرک قابون: https://goo.gl/a2ZjWf
*تصویر هوائی از میزان ویرانی شهرک قبل و بعد از کمپین بمباران: https://goo.gl/GTvx9l
* فیلم از انتقال ساکنان به ادلب https://goo.gl/CMMGBs





جنگ‌افزارهای ایرانی در عرصه عمل

در مطلب پیشین نکاتی پیرامون نقش جنگ‌افزارهای ایرانی در ویران کردن شهرهای سوریه و عراق و نحوه ورود آنان به جنگ داخلی سوریه منتشر شد. ( https://goo.gl/cLjJpr ) برای دادن نمایی از کارکرد آن سلاح‌ها و پیاده‌سازی استراتژی زمین سوخته‌، مورد شهرک قابون متاخرترین نمونه‌ای است که می‌توان به آن استناد کرد.
شهرک قابون در دمشق، تحت کنترل مخالفان، که ساکنان آن هفته پیش پس از قریب ۴ سال محاصره ذیل قرارداد تخلیه اجباری بیرون ریخته شدند؛ هدف کمپین دوماهه بمباران زمینی و هوائی ارتش سوریه و شبه نظامیان عراقی قرار گرفت تا شهرک وادار به تسلیم و امضای توافق شود. راکت‌های غیرهدایت‌پذیر و کوتاه‌برد، که در پست قبلی ذکر آن رفت، به شکل گسترده در این کمپین بمباران استفاده شدند. تصویری مقایسه‌ای و هوائی از میزان ویرانی این شهرک قبل و بعد از این بمباران‌ها پیشتر در صفحه گزارش جنگ منتشر شده بود. ( https://goo.gl/GTvx9l )
فیلم زیر حاوی صحنه‌های متعدد از لحظات پرواز راکت‌ها و اصابت آن‌ها به محله‌های مسکونی قابون است که طی ماه گذشته،آوریل، از داخل شهرک تصویربرداری شده‌اند. صدای ثانیه‌های نخستین فیلم نشان می‌دهد که چرا ساکنین محلی موشک‌ها را از روی صدایشان «فیل» نام‌گذاری کرده‌اند.

نقش جنگ‌افزارهای ایرانی در ویران کردن شهرهای سوریه و عراق

زمانی که در اواخر سال ۲۰۱۲ ساکنان منطقه غوطه شرقی دمشق برای اولین بار صدایی همچون «شیهه‌ی فیل» و متعاقب آن انفجار بلندی را شنیدند نمی‌دانستند که این جنگ‌افزار جدید چیست و از کجا آمده است، از این رو آن را به خاطر صدایش «فیل» نامیدند. برای کارشناسان تسلیحات نظامی اما این انفجارهای آشنا نشانه‌ای بود از ورود شاخص‌ترین سلاح تولید صنایع نظامی ایران به صحنه‌ی جنگ داخلی سوریه؛ سلاحی که ظرف ۵ سال از شهرهای سوریه تل‌هایی از ویرانه ساخت.
پیشینه‌ی استفاده‌ی وسیع کاربرد این راکت‌ها، موسوم به IRAM، (مخفف improvised rocket-assisted munition ) به زمان اشغال عراق توسط آمریکا بازمی‌گردد. ایران در راستای سیاست خود در حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی شیعی، نیاز به تسلیحاتی کم‌هزینه با قابلیت ساخت در محل داشت. از این رو با تجربه‌ی سال‌ها تقویت گروه‌های چریکی و تغذیه مهماتی شورشیان از شمال آفریقا تا خاورمیانه، دو سلاح ویژه‌ی ترور و وحشت‌زایی را در مقیاسی صنعتی وارد معادلات جنگ‌های خاورمیانه و بخصوص سوریه و عراق کرد که بعدها با میزان تلفات کور و حجم تخریب‌شان شناخته شدند: بمب‌ کنار جاده‌ای و راکت‌های کوتاه‌برد غیرهدایت پذیر موسوم به IRAM.
بمب‌ کنار جاده‌ای(IED) که بعدها بصورت گسترده توسط شورشیان افراطی سنی از طالبان تا داعش و گروه‌های مرتبط با القاعده نیز در جنگ‌های خاورمیانه استفاده شد، نخستین بار در دستان گروه شیعه عراقی جیش‌المهدی مقتدی صدر وابسته به ایران دیده شد. مقامات رسمی بریتانیا در همان نخستین بار استفاده در دوازده سال پیش در سال ۲۰۰۵، ایران را مسئول ساخت چنین سلاحی دانستند.( https://goo.gl/WAuqGV ) استفاده از آنان به سرعت به گروه‌های عراقی شیعه‌ی دیگر نظیر کتائب حزب‌الله و عصائب اهل الحق تسری یافت.
سه سال بعد در ۲۰۰۸ این بار نوبت ظهور راکت‌های کوتاه‌برد غیرهدایت‌پذیر بود که در ابتدا «بمب کنارجاده‌ای پرنده» نامیده می‌شدند. پس از آنکه شلیک اولین نوع آنان از سوی گروه شیعه عراقی جیش‌‌المهدی به محله الاعظمیه در بغداد ۱۶ غیرنظامی را کشت، مقامات رسمی نظامی آمریکا آن را محصول جدید ایران خواندند.( https://goo.gl/ZZYW8U ) از آن پس این سلاح به صورت مارک و رد گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت این کشور روی زمین درآمد. بعد‌ها در جنگ میان شبه‌نظامیان شیعی موسوم به حشدالشعبی و داعش، استفاده از این سلاح‌های ذاتا کور توسط گروه‌های عراقی به طور گسترده دیده شد و سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی ۸۱ صفحه‌ای پیرامون عملکرد نیروها و نقش سلاح های کور آنان در ارتکاب جنایات جنگی از مقامات جامعه بین‌الملل خواست جلوی ایران را در سلاح‌رسانی به این گروه‌ها بگیرند.( https://goo.gl/eKD6An )
هادی یعقوبی،«مدافع حرم»، سه سال پیش در حال کار در یکی از همین کارگاه‌های ساخت سلاح در عراق در نزدیکی تکریت هدف موشک پهپاد آمریکایی قرار گرفت و کشته شد ( https://goo.gl/3mQFTw )

در سوریه از آنجا که استراتژی حکومت اسد برای درهم‌کوبیدن شهرهای تحت کنترل مخالفان، پیاده کردن سیاست زمین سوخته و یکسان کردن با خاک برای به زانو درآوردن آنان بود، بمب‌های بشکه‌ای ساخته شد و به مهم‌ترین ابزار(ارزان‌قیمت، با درجه ویران‌گری بالا) بدل شد. طبق آمار تخمینی، تا کنون حدود ۵۰ هزار بمب‌ بشکه‌ای روی شهرهای سوریه پرتاب شده‌اند. با این حال آنان کافی نبودند و آن راکت‌های زمین به زمین کوتاه‌برد که می‌توان آنان را «بمب‌بشکه‌ای زمینی» خواند، بدون امکان هدف‌گیری و با قابلیت تخریب بالا و ایجاد ترور وحشت به کمک استراتژی حکومت سوریه آمدند، در حالی که تا قبل از آن ارتش سوریه از این تسلیحات برخوردار نبود.
از اواخر سال ۲۰۱۲ استفاده از این راکت‌ها توسط نیروهای «دفاع وطنی سوریه» که مطابق اعلام رسمی سردار همدانی وظیفه آموزش و تجهیز آنان به عهده ایران بود( https://goo.gl/sxzA5m) در سوریه شروع به رواج یافتن کرد. (۳۰ فیلم از نخستین موارد مشاهده شده از استفاده از آنها در سوریه: https://goo.gl/kE2qhj همچنین: https://goo.gl/VNsOxL )
تا کنون چندین سری از این نوع تولید شده که مشهورترین آن، گره خورده است با نام حزب‌الله لبنان به نام راکت «برکان»(آتشفشان). با حدود ۲۰۰ کیلوگرم ماده منفجره که ان را به شکل کور تا حداکثر ۷ کیلومتر پرتاب می‌کنند. این همان راکتی است که مردم محلی سوریه از روی صدای تولید شده، آن را «فیل» می‌نامند و تلفات گسترده از غیرنظامیان را طی این سال‌ها سبب شده است.
به خاطر شکل ظاهری راکت، نیروهای وابسته به سپاه پاسداران ان را «آبگرمکن» می‌خوانند که به خاطر به کار بردن مکانیزم ابتدایی شلیک و نداشتن هرگونه سیستم ردگیری و هدف‌یابی، عمل پرتاب آن بسیار خطرناک و احتمال انفجار آن به لحظه‌ی شلیک بالا بوده است. با این حال این جنگ‌افزار سلاحی است موثر در خدمت استراتژی عمومی نابودی شهری و و فتح خرابه‌ها.
در فیلمی که چندی پیش از عملیات حزب‌الله لبنان در عملیات قصیر در ژوئن ۲۰۱۳ درز کرد نمایی از حجم بمباران کور و سیاست ویران کردن شهرهای سوریه با کمک این سلاح‌ها به چشم می‌خورد.( https://goo.gl/fbhJPr )
در دو سال اخیر شورشیان مخالف اسد نیز به تولید چنین راکت‌های کوری دست زده‌اند که از جمله آنان می‌توان به«راکت عمر» اشاره کرد.
*عکس، لحظه‌ی پرتاب راکت غیرهدایت‌پذیر موسوم به برکان را توسط نیروهای دفاع وطنی سوریه در ۵ نوامبر ۲۰۱۳ نشان می‌دهد. فیلمی از آن را اینجا ببینید: https://goo.gl/J9mEGL

«در حالی که موارد جنایات در سوریه فزونی می‌یابند، عدالت دست‌نیافتنی می‌نماید»

ترجمه مقاله نشریه نیویورک تایمز آمریکا پیرامون سرنوشت حسابرسی و برقراری عدالت برای جنایتکاران جنگی در بحران سوریه

«سه تُن کاغذ و مدرک از اسناد دولتی سوریه که حجم عظیم و ترسناکی از جنایات جنگی دولتی را ثبت و ضبط کرده‌اند در اختیار نهادی در قاره اروپا قرار دارند. یک عکاس شاغل در پلیس سوریه زمانی که از این کشور گریخت با خود عکس‌های ۶۰۰۰ کشته‌شده بدست حکومت را که عمده آنها شکنجه شده بودند با خود به بیرون آورد. تلفن‌های هوشمند به تنهایی مرزهای جنگ را درهم‌شکسته‌اند؛ جنایات ثبت‌شده بسیار دلخراش، به شدت ویرانگر و با سرعت بالا منتشر شده‌اند.
با این همه، شش سال پس از آغاز این جنگ و پدیدار شدن این کوه عظیم مستندات (که بی‌گمان از هر جنگ و مناقشه دیگری بیشتر است) ذره‌ای به اجرای عدالت نزدیک نشده‌ایم. آدم‌های پشت سر این خشونت آزاد می‌چرخند و هیچ مسیر مشخصی برای عرضه‌ی این توده‌ی شواهد به پیشگاه هرگونه دادگاهی وجود ندارد، هیچ‌کجا.

بیش از ۴۰۰ هزار نفر در جنگ سوریه کشته شده اند. نیمی از جمعیت کشور آواره شده‌اند. نهادهای حقوق بشری سوری از ناپدید شدن بیش از یک‌صدهزار تن گزارش‌ می‌دهند که یا کشته شده‌اند یا در زندان‌ها به سر می‌برند. ده‌ها هزار نفر در حال پژمردن در زندان‌های دولتی هستند که در آن‌ها شکنجه رواج دارد و کثیفی، بی‌غذایی و شلوغی‌ بیش از حد چنان طاقت‌فرساست که یک گزارش کمیسیون سازمان ملل آن را در شمار «نسل‌کشی» آورده است؛ جنایتی علیه بشریت.
اما در حال حاضر فقط تعداد محدودی از تحقیقات بر سر چنین پرونده های مرتبط با جنایات جنگی در اروپا در جریان است و تمام متهمین پرونده‌هایی از این دست آزاد هستند. هیچ کدام از این موارد هنوز به دادگاه بین المللی جنایات کیفری لاهه نرسیده است. سوریه هیچوقت به عضویت این دادگاه درنیامده است و لذا هیچ پرونده قضایی تنها به اختیار ر‌ئیس دادگاه به جریان نمی‌افتد. شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند پرونده قضایی را به دادگاه لاهه ارجاع دهد،‌ اما روسیه مکررا از حق وتوی خود استفاده کرده و سوریه را از محاکمه در دادگاه بین المللی در امان نگه داشته است. حتی اگر قصد شورای امنیت به مرحله عمل برسد، سنگر گرفتن بشار اسد و سران دولتش در در دمشق دست‌کم روی کاغذ بازداشتشان را مشکل می‌کند.
اوایل ماهی که گذشت،‌ جهان در عین ناباوری شاهد بمباران شیمیایی بود که بیش از ۸۰ نفر کشته برجای گذاشت. دولت آمریکا براساس اطلاعات موجود از پروازها در منطقه و دیگر اسناد،‌ نیروهای اسد را عامل حمله تشخیص داد. در پی آن دولت ترامپ ۵۹ موشک تاماهاوک به سوریه شلیک کرد و اسد را «حیوان» خطاب کرد.

در حالی‌که اسد کنترل شهرهای مهم سوریه را باز پس گرفته است، کشورهایی که تا به امروز مخالف جدی او به شمار می‌رفتند، نشانه هایی حاکی از تمایلات جدید بروز میدهند. از جمله اینکه مایل هستند اسد بر قدرت بماند تا جنگ سریع‌تر خاتمه پیدا کند، پناهندگان را تشویق می‌کنند که به کشور برگردند و به جنگ با جهادی‌ها شدت و سرعت بیشتری بخشیده‌اند. منطق خیلی‌هایشان این است که اسد هر چقدر هم که بد باشد،‌ سرنوشت سوریه بدون اسد بدتر خواهد بود.
از طرفی مخالفان اسد معتقدند نگاه داشتن کسی مثل او در راس قدرت که دستش به خون مردم خودش آغشته است،‌ به ادامه جنگ دامن می‌زند. حمله شیمیایی اخیر پس از سال‌ها شکنجه، آدم‌ربایی، استفاده از محاصره به عنوان سلاح جنگی و بمباران کور محله‌های غیرنظامیان و بیمارستان‌ها، جدیدترین نمونه از جنایت های اسد است. دشمنانش معتقدند این دور خشونت تا وقتی اسد و حامیانش در راس قدرت هستند ادامه پیدا میکند.

به زعم لیلی العودات، وکیل حقوق بشر سوری که در گردهمایی بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی سخن می‌‌گفت این ادعا «فقط یک بحث انتزاعی در حوزه حقوق بشر نیست، بلکه حاضر در بطن این مناقشه و هر راه حلی است که برای خاتمه دادن به آن ممکن است پیدا شود. صدها هزار قربانی وجود دارند که خودشان و خانواده‌هایشان در انتظار اجرای عدالت هستند و می‌خواهند اطمینان داشته باشند که این حد از خشونت دیگر تکرار نمی‌شود.»
همه طرفین درگیر در جنگ سوریه مرتکب جنایت شده‌اند. شورشیان هم محله‌های مسکونی را هدف قرارداده‌اند،‌ گروه‌های جهادی القاعده و داعش هم بمب گذاران انتحاری را به خدمت گرفته‌اند و دست به شکنجه و اعدام زندانیان زده‌اند که اغلب آن جلوی دوربین بوده است. اما بازرسان می‌گویند بخش اعظم جنایات تا کنون به دست دولت سوریه و حامیان آن انجام شده است، به این دلیل که به عنوان یک دولت مستقر، توان نظامی ارتش به همراه نیروی هوائی و سیستم امنیتی گسترده و شبکه زندان‌ها را در اختیار دارد.
دولت سوریه همواره این مناقشه را به این گونه به تصویر کشیده است که قدرت‌های بین‌المللی توطئه کرده‌اند تا کشور را نابود کنند، در حالی که همه‌ی گروه‌های مخالف تروریست‌های مورد حمایت کشور‌های خارجی هستند. دولت سوریه همچنین انکار می‌کند که نیروهایش جنایتی مرتکب شده‌اند یا دست به حمله شیمیایی زده‌اند. سال گذشته اسد درمصاحبه ای در پاسخ به سوالی از نیویورک تایمز مدعی شد که با زندانیان در زندان‌ها مطابق قانون رفتار می‌شود و روایت هزاران خانواده را که می‌گویند عزیزانشان در زندان‌ها ناپدید شده‌اند و هیچ ردی از آن‌ها باقی نیست تکذیب کرد. او گفت:«این‌ها همه ادعا هستند. شواهدتان کجاست؟»

شش سال بی‌عقوبتی
جرقه آغاز جنبش سوریه در مارس ۲۰۱۱ با شکنجه و بازداشت بود؛ حدود ده پسربچه دستگیر شدند چون یکی در میان‌شان روی دیوار نوشته بود:«دکتر نوبتت رسیده است» به این معنی که در ادامه سقوط رهبران عرب، نوبت به اسدی رسیده است که سابق بر این چشم‌پزشک بوده است. یکی از آن جمع پسربچه‌ها به نشریه تایمز گفته بود که همگی آنها دستگیر شده، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرارگرفته و وادار به اعتراف شده بودند.
با ادامه تظاهرات‌ها، دستگیری‌ها هم گسترده‌تر شد. سوریه هم آن زمان نیز شبکه زندان‌هایی داشت که در آن‌ها شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری به صورت رایج اعمال می‌شد، ولی این‌ بار همان‌طور که کمیته بازرسی سازمان ملل و گروه‌های حقوق بشری توصیف می‌کنند، به مقیاسی صنعتی رسید؛ طوری که در آن واحد ده ها هزار نفر دستگیر و زندانی می‌شدند. طبق گزارش عفو بین الملل، تنها در یکی از این مراکز،‌ در زندان صیدنایا در حومه دمشق، هزاران نفر اعدام شدند.

کمیته تحقیق سازمان ملل در گزارشی در سال گذشته به نقل از یکی از نیروهای جدا شده از دستگاه امنیتی دولت، نقل کرد که افسران دستور داشته‌اند تمام مردان بین ۱۶ تا ۴۰ سال را در تظاهرات دستگیر کنند. روایت یک نیروی امنیتی سابق دیگر از آموزش‌های ویژه‌ای که دیده بود با شهادت دستگیرشدگان همخوانی داشت که با کابل کتک خورده‌اند، از مچ آویزان شده‌اند و برق به آنها وصل می‌شده است. ده‌ها تن در این چند سال از ابتدای ۲۰۱۱ تا به این ماه دستگیری خودشان یا ناپدید شدن بستگانشان به دست نیروهای امنیتی را برای نشریه تایمز شرح داده‌اند.
دستگیری‌ها در تمامی سطوح وطبقات سیاسی و اجتماعی گسترده شد. یحیی و معن شربجی دو برادر بودند که همراه دوستشان غیاث مطر در سپتامبر ۲۰۱۱، بعد از راه‌اندازی تظاهراتی در داریا در حومه دمشق، دستگیر شدند. چندین سال پیش از آن، هر سه اعضای گروهی از دانشجویان مسلمان را تشکیل می‌دادند که به جرم شرکت در مباحثاتی حول محور برداشتی آزادی‌خواهانه از اسلام و همینطور فعالیت برای تغییرات مسالمت‌آمیز دستگیر شده بودند. جسد غیاث مطر با آثار شکنجه به خانواده‌اش تحویل داده شد و برادران شربجی ناپدید شده‌اند. سپتامبر ۲۰۱۲ عبدالعزیز الخیر، از مخالفان چپ‌گرا، به همراه پسرخوانده‌اش ماهر طحان در راه بازگشت از نشستی با مخالفین در حال خروج از فرودگاه دمشق دستگیر شدند. همسر او فدوی محمود،‌هم اکنون به همراه بیان، خواهرخانواده شرباجی و چندین زن دیگر که اعضای خانواد‌ه‌شان ناپدید شده‌اند تیمی تشکیل داده‌اند که سرنوشت دستگیرشدگان و ناپدیدشدگان را پیگیری می‌کنند.

قریب یک‌صد هزار تن هنوز در زندان‌ها هستند یا خبری از سرنوشت آنان در دسترس نیست؛ امری که به گفته خانم [فدوی] محمود شاید [زندگی] یک میلیون اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار داده باشد. زمانی که مردان ناپدید می‌شوند، زنان در جامعه‌ای که قوانین مردسالارانه در آن حاکم است در برزخ رها می‌شوند. او می‌گوید وقتی خانواده‌ای «نان‌آور» خود را از دست می‌دهد، [زنان] نه می‌توانند شیون کنند، نه دوباره ازدواج کنند، نه مایملکی بفروشند.
سارتا اشرف، که تا همین چندی پیش تحلیلگر ارشد کمیسیون سازمان ملل بوده است می‌گوید: «به ندرت اتفاق می‌افتد خانواده‌ی پناهجویی سوری را ملاقات کنید که عضوی زندانی یا ناپدیدشده نداشته باشد و نادر تر این است که زندانی سابقی را پیدا کنید که تحت شکنجه قرار نگرفته باشد.»

«ک.ک» که یک وکیل است در سال ۲۰۱۴ دو سال پس از شرکت در تظاهراتی که مجوز قانونی از دولت نیز داشت در حلب دستگیر شد. او کسی بود که بارها به عنوان وکیل زندانیان در محاکمات چند دقیقه‌ای‌ حضور داشت در شرایطی که نه به خود متهم و نه به پرونده و اتهاماتش دسترسی داشت و نظراتی طعنه‌آمیز و دو پهلو هم درباره وضع سیستم قضائی داده بود.
او در شرح تجربه‌ی بازداشت هشت ماهه‌اش، از ساعت‌های طولانی بازجویی می گوید و ضرب و شتم روزانه و سلول‌هایی چنان شلوغ و فشرده که برای کسی جای دراز کشیدن نبوده است. او سه ماه را در فضایی گذرانده بود که به اندازه یک چاله تنگ بیشتر جا نداشته است.
او می‌گوید در یکی از نخستین جلسه‌های بازجویی‌ وادار شده بوده است که تعداد ضربات شلاق را بشمارد؛ تا هشتاد شمرده بود پیش از آن‌که از هوش برود. بعد از آنکه با فرو برده شدن سرش به درون آب سرد به هوش آمده بود ساعت‌ها به حالت آویزان از مچ دست قرار گرفته بود درحالی‌که دستانش از پشت [به حالت قپانی] دستبند زده شده بودند. مدتی بعدتر، زندانی جوانی را دیده بود که رویش نفت ریخته و آتشش زده بودند. بیست روز طول کشیده بود تا در حالی که بدون معالجه رها شده بود بر اثر عفونت بمیرد.
شکنجه ادامه داشت تا بالاخره «ک.ک» به قول خودش «اعتراف‌نامه‌ای سراسر ساختگی» را که توسط بازجوها «دیکته» شد بود امضا کرد مبنی بر اینکه حامی مالی تظاهرات« تروریست‌ها» بوده است. این روزها «ک.ک» به همراه دیگر وکلای سوری و تعدادی از زندانیان سابق مشغول تهیه لیستی از قربانیان هستند به این امید که این اسناد روزی به کار آیند و فرقی را ایجاد کنند.

با رسیدن سال ۲۰۱۳، دیگر بمباران و شلیک به محله‌های تحت کنترل شورشیان اتفاقی روزمره شده بود. صدها ویدئو وجود دارد که غیرنظامیان تکه‌تکه شده، شامل زنان و کودکان، را در حال بیرون کشیده شدن از زیر آوار نشان می‌دهد.
طبق گزارش سازمان ملل،‌ صدها هزار سوری، تحت محاصره نیروهای دولتی زندگی میکنند و به طور مکرر تقاضای سازمان ملل برای رساندن رساندن غذا و دارو به این مناطق رد شده است. حمله شیمیایی سال ۲۰۱۳ که منجر به کشته شدن بیش از ۱۴۰۰ نفر در چندین شهرک اطراف دمشق شد، مناطقی تحت محاصره همچون شهرک معضمیه را هدف قرار داد که همین امر کمک رسانی به مصدومین را سخت‌تر کرده بود.
موارد متعددی از موارد قحطی‌زدگی [در این مناطق تحت محاصره] ثبت شده است که بسیاری از آنان را کودکان و مردم بیمار و سالمند تشکیل می‌دهند.

به نقل از مقاله ای که اخیرا توسط «لنست» و دانشگاه آمریکایی بیروت منتشر شده است، این منازعه شاهد پدیده‌ای بوده است به نام «استفاده از سیستم درمانی و پزشکی به مثابه سلاح جنگی» که به صورت دستگیری پزشکان و بمباران سیستماتیک مراکز درمانی جلوه‌گر شده است. طبق گزارش «پزشکان حامی حقوق بشر» حدود ۸۰۰ پرسنل پزشکی کشته شده‌اند که ۹۰ درصد آن بدست دولت انجام شده است.
چند روز قبل از بمباران شیمیایی اخیر،‌ بیمارستان اصلی منطقه هدف حمله هوائی قرارگرفته بود. به بیمارستان دیگری در چند کیلومتری جنوب آن نیز حمله شیمیائی شده بود؛ حمله ای که به نقل از یکی از گروه‌های پزشکی که در مناطق تحت کنترل مخالفان کار می‌کند یکی از چند ده حمله شیمیائی بود که پس از توافق دولت سوریه بر سر تحویل کلیه سلاح های شیمیائی‌اش در ۲۰۱۴ انجام شده بود.
از زمان حمله شیمیائی ماه گذشته، ساکنان ادلب و استان مجاورش حما چندین حمله با سلاح‌های آتش‌زا را گزارش داده‌اند؛ در ویدیوهائی که از این حملات آپلود شده است آتش سوزی‌های مهیب و گسترده ناشی از استفاده از بمب‌های حاوی فسفر سفید و حرارت‌زای ترمیت است که موجب سوختگی های شدید مشابه به سوختگی ناپالم می‌شوند و استفاده از آنها در مناطق غیرنظامی ممنوع است.

بسیاری از آنان که آسیب دید‌ه‌اند، مدت‌هاست امید به عدالت و جبران خسارات را از دست داده‌اند.
یک مرد سوری که چهاربار به دلیل کمک‌رسانی به مجروحین تظاهرات و شورشیان زندانی شده و تحت شکنجه قرار گرفته بود[برای ما]خاطراتش را مرور کرد. اما بعد گفت که امیدی ندارد این اعمال برای مرتکبان آن عقوبتی در پی داشته باشد.
او که به خاطر زندگی مادرش در مناطق تحت کنترل اسد با نام مستعار ابوعلی الحموی مصاحبه می‌کرد می‌گوید: «کشورها به این مدرک احتیاجی ندارند، خودشان همین حالا این چیزها را می‌دانند.»
در حالی که شانه‌هایش را بالا می‌اندازد ادامه می‌دهد: «ما فقط مهره‌ای هستیم وسط صفحه شطرنج. در بین دوستان زن من،‌ کسانی هستند که دستگیر شده‌اند، شکنجه شده‌اند، به آنها تجاوز شده و درنتیجه‌اش حامله شده‌اند، با اسید شکنجه شده‌اند. هیچ عدالتی درکار نیست و وقتی عدالتی نباشد، امیدی هم باقی نمی‌ماند».

در حالیکه که جنگ به دراز کشیده شده است،‌ گروهی از وکلا و فعالین سیاسی سوری همزمان مشغول ثبت این جنایات هستند به این امید که روزی بانیان این جنایات به سزای عمل خود برسند. برخی از محل حملات فیلم می‌گیرند و اسامی کشته‌شدگان را ثبت می‌کنند. برخی دیگر از بازپرسان جنایات جنگی پرونده اتهامات اسد و دیگر مقامات دولتی را در دست تهیه و تدوین دارند.
بهترین نمونه کار نظام‌مند موجود در این زمینه، کار سازمان مردم‌نهاد «کمیسیون پیگیری عدالت بین الملل (CIJA)» است که چندین سال زمان صرف خروج مدارک ربوده شده از دولت سوریه کرده است. به گفته ویلیام وایلی،‌ مدیر اجرائی این گروه که توسط دولت‌های غربی حمایت مالی می‌شود، این کمیته بیش از ۷۵۰ هزار سند و مدرک از دولت سوریه در اختیار دارد که نام صدها هزار نفر، شامل نام مقامات درجه اول دستگاه امنیتی حکومت سوریه در آن به چشم می‌خورد.

به گفته وایلی این گروه تا به امروز هشت پرونده پرجزئیات علیه مقامات رده‌بالای اطلاعاتی و امنیتی حکومت سوریه تشکیل داده است که در هفت تای آن‌ها پای شخص اسد در میان است.
او طی گفتگوئی با اسکایپ از دفترش در اروپا، که مکان آن از بیم حملات دولت سوریه مخفی است، گفت: « طبعا نام اسد به طرز شاخصی در دسته‌ای از این پرونده‌ها به چشم می‌خورد و تقریبا بخش اعظم دستگاه نظامی و امنیتی حکومت نامشان دست‌کم در یک یا بیش از یک صورت‌جلسه بازپرسی برده شده است.»
طبق گفته استفان رپ،‌ که نماینده ارشد امور جنایات جنگی در دفتر عدالت قضائی بین‌المللی وزارت خارجه آمریکا در دوره اوباما بوده است، چیزی که این تلاش‌ها را تقویت می‌کند بیش از ۵۰ هزار عکسی است که عکاس پلیس دولت سوریه که به اسم مستعار سزار معروف است پنهانی از سوریه خارج کرده است. عکس‌هایی از اجساد کشته‌شدگان در زندان‌های تحت کنترل دولت که اثرات شکنجه بر بدن‌شان دیده می‌شود. پلیس آمریکا FBI صحت این عکس‌هارا تائید کرده‌ و آن‌ها را متعلق به ۶۷۰۰ شخص مختلف [از زوایای متفاوت] می‌داند.

بیش از ۷۰۰ نفر از کسانی که جسدشان در عکس‌ها به چشم می‌خورد، به اسم شناسایی شده‌اند و مسیر‌هایی را برای بازرسی قضائی احتمالی هموار کرده‌اند. در سال ۲۰۱۴ «أمل حق حمدو انفالیس»،‌ آرایشگر سوری-اسپانیایی از دختر برادرش روی تلفن پیغامی گرفت شامل عکس جسدی که او روی فیسبوک دیده بود. بلافاصله برادرش را تشخیص داد، راننده وانتی که از یکسال پیش در یکی از ایستهای بازرسی دولت سوریه ناپدید شده بود.
او در گفتگویی تلفنی از مادرید گفت :«تا چشمم به عکس افتاد از پا افتادم. بچه هایم مات مانده بودند که من چرا اینطور گریه میکنم. بچه‌ها هم بلافاصله او را شناختند. به عکس نگاه کردند و گفتند این که دایی‌‌مان‌ است.»
عکس از آرشیو سزار بود که فعالان سوری بخشی از آن را به منظور شناسائی آنلاین پست کرده بودند. ماه گذشته یک قاضی اسپانیایی موافقت کرد پرونده‌ای را به جریان بیندازد که اتهامات تروریستی علیه ۹ نفر از مقامات امنیتی سوریه را که در مراکز دولتی مرتکب جنایات عظیم علیه غیرنظامیان شده بودند، بررسی شود.
متهمین پرونده شامل فاروق الشرع معاون اول رئیس‌جمهور، علی مملوک رئیس سازمان اطلاعات و امنیت، ژنرال جمیل حسن رئیس اطلاعات نیروی هوائی و افسران ارشد بازداشتگاهی هستند که به ظن خواهر حمدو،‌ او در آنجا زندانی و کشته شده بود.

یکی از موسسین نهاد بریتانیایی «عدالت بین‌المللی گرنیکا ۳۷» که در به جریان انداختن پرونده نقش داشته‌ است میگوید «از نظر شخصی فکر می‌کنم همین که [فعلا] بتوانیم این پرونده را باز نگه داریم و تا حد ممکن زندگی را به این‌ آدم‌ها [متهمان] زهر کنیم و به دردسرشان بندازیم موفق بوده‌ایم.»
قضات و بازپرسان دیگری نیز در فرانسه و آلمان در حال بررسی اتهامات جنایات جنگی علیه مقامات رسمی سوریه در دادگاه های داخلی [اروپا] هستند
اما حتی دست و بال کسانی که پیگیر اثبات جنایات جنگی در مناقشات هستند بسته است.
مسیر کشاندن پرونده به دادگاه بین‌المللی کیفری بن‌بست به نظر می‌آید و دادگاه‌های داخلی [اروپا] نیز به متهمین دسترسی مستقیم ندارند. در نتیجه در بهترین حالت حکم مشروط بین‌المللی برای دستگیری متهم صادر می‌شود که چنانچه به یکی از کشورهای همکاری کننده قدم بگذارد، بتوان او را دستگیر کرد.
کوین جان هلر، حقوقدان دانشگاه سواس لندن معتقد است که قوت اسناد و شواهد پرونده سوریه تقریبا با مورد پرونده‌هائی که در دادگاه نورنبرگ پس از جنگ جهانی دوم به کار گرفته شد برابری می‌کند.
او می‌گوید« مشکلی که من می‌بینم چندان این نیست که از چه ساز و کاری می‌توان برای اجرای حسابرسی استفاده کرد، بلکه مشکل این است که شما چگونه می‌توانید به آدم‌هایی که می‌خواهید تحت تعقیبشان قرار دهید دسترسی پیدا کنید.»
این محدودیت های مسیر دادخواهی، عده دیگری را به سمت و سوق جداگانه‌ای در مسیر عدالت‌خواهی کشانده‌است.
محمد العبدالله زندانی سیاسی سابق که دوبار دستگیر شده است و مرکز حسابرسی و عدالتخواهی سوریه را در واشنگتن اداره می‌کند می‌گوید:«دادگاه جنایی به تنهایی نمی‌تواند از پس آنچه در کشور من اتفاق افتاده برآید. اصلاحات ساختاری مهم‌تر از پروسه تعقیب قانونی است،‌ چرا که اثر درازمدت‌تری بر کشور خواهد گذاشت.»

الکس وایتینگ ، پروفسور رشته حقوق در دانشگاه هاروارد می‌گوید اعاده حسابرسی یک مساله کاملا سیاسی است و تا به امروز سوریه در لیست اولویت‌های جهان نبوده است. او اما انتظارش را هم نداشته است که بعد از حمله شیمیائی اخیر به ناگهان همه جهان علیه اسد موضع بگیرد؛ امری که می‌تواند منجر به کنار زدن او از قدرت شود و راه را برای حسابرسی در آینده بازتر کند:
« نمی‌خواهم بگویم چنین امری محتمل است، ولی قطعا حالا بیشتر ممکن به نظر می‌آيد.»
منبع: نیویورک تایمز، ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/gHMWgF