«می‌دانستم جان خواهند داد»

روایت از درون غوطه شرقی دمشق به مناسبت چهارمین سالروز حملات شیمیایی
*نشریه لوموند فرانسه به فاصله‌ی دو روز پس از حمله شیمیایی ارتش سوریه با گاز عامل اعصاب سارین به غوطه شرقی دمشق که قریب ۱۴۰۰ کشته برجا گذاشت، روایتی دست‌اول از پزشکان مستقر در درمانگاه این ناحیه منتشر کرد. به مناسبت چهارمین سالگرد این حمله که مرگبارترین حمله شیمیائی سده معاصر است، ترجمه‌ی متن کامل آن مقاله در زیر می‌آید.

«ما بمباران‌های ادامه‌دار و در دوردست غوطه شرقی را می‌شنیدیم. ساعت ۳ صبح، یک راکت کنار درمانگاه صحرایی ما منفجر شد. مردم شروع کردند به دویدن در خیابان و داد می‌زدند «شیمیایی، شیمیایی». بعضی بیهوش روی زمین دراز کشیده بودند. افراد جسد‌ها را از داخل ساختمان‌های مسکونی بیرون می‌کشیدند. پدری را دیدم که سه بچه‌اش را بیرون می‌کشید.» دکتر احمد(نام مستعار) این‌ها را با صدایی خفه روی خط اسکایپ برای ما تعریف می‌کند. اولین تجربه‌ی وحشتناک برای دکتری که برای مدت هفت ماه است به درمانگاه‌های مختلف در غوطه کمک می‌دهد.
در شب چهارشنبه ۲۱ اوت او برای کمک به اکیپ شش دکتر( اکثرا دانشجو) ثابت درمانگاه زیرزمینی محله زملکا آمده بود. علی‌رغم شمار زیاد دکترهای داوطلب، به دلیل سیل قربانیان همه‌ی آنان به سرعت درگیر شدند. روایت او علاوه بر ویدئو‌ها و شهادت دهها دکتر و شبه نظامی است که می‌گویند در نخستین ساعات چهارشنبه ۲۱ اوت حمله با سلاح شیمیایی را به حومه غوطه شرقی دمشق شاهد بوده‌اند.
دکتر احمد جوان می‌گوید: «سیل جمعیت به ناگهان به داخل درمانگاه‌مان سرازیر شد. ده‌ها و ده‌ها تن. مهیب بود. بعضی تکان نمی‌خوردند. بسیاری آبریزش بینی داشتند و کف از دهانشان سرازیر بود. مشکلات تنفسی داشتند، مردمک‌هایشان گشاد شده بود. بعضی استفراغ می‌کردند، بعضی دیگر گرفتار تشنج شده بودند. در آستانه‌ی خفگی قرار داشتند و نمی‌توانستند عضلاتشان را که منقبض شده بود شل کنند.»

مطابق آنچه به ذهن دکتر‌های منطقه رسیده بود اول لباس‌هایشان را کندند و مصدومان را با آب شستشو دادند: «ما با اکسیژن و آتروپین از این ور به آن ور می‌دویدیم. فقط دوز ۶۰۰ داشتیم که هیچی نبود. هر بیست دقیقه باید یکی تزریق می‌کردیم. هیچ آنتی‌دوتی نداشتیم. شنیدم که می‌گفتند هیچ‌کس نمی‌خواهد به ما در خارج بفروشد.» مرکزی که او در آن کار می‌کرد از جمله مراکز با کمترین تجهیزات در ناحیه بود. یک دکتر مرکز طبی جوبر در ویدیویی می‌گوید که ۲۵ هزار آمپول آتروپین، ۷ هزار آمپول هیدروکورتیزون و ۳۵ هزار سرنگ را از انبارمان برای مراکز جوبر و عین ترما خارج کردیم.

با این حال شهرک زملکا منطقه‌ای بود که بیشترین آسیب را دید. در آخرین بیلانی که روز ۲۳ اوت ساعت ۱ بامداد مرکز طبی غوطه از آن حرف می‌زد؛ ۴۷۳ کشته و ۱۶۰۰ زخمی در زملکا ثبت شده بود. بیلان کلی در غوطه شرقی به ۱۳۰۲ رسیده است که ۶۷ درصد آن‌ها زن و کودک هستند. ۹۸۳۸ مصدوم در ۱۳ شهرک نیز فهرست شده‌اند. صدها کشته‌ی دیگر در غوطه‌ی غربی در معضمیه و داریا گزارش شده‌اند. تنها حدود یک‌چهارم قربانیان در بمباران‌های «کلاسیک» جان‌باخته‌اند. بسیاری از قربانیان دوز سمی گاز را زمانی استنشاق کردند که در انبارهای زیرزمین خانه‌هایشان پناه گرفته بودند و فکر می‌کردند این جانشان را از بمباران‌ها نجات خواهد داد. اعضای اکیپ نجات و شهروند‌خبرنگاران که مجهز به دستکش و ماسک نبودند در حین امداد قربانیان آسیب دیدند.

سخت‌ترین کار «سوا کردن» بوده است. دکتر احمد می‌گوید:«مردم نمی‌فهمیدند چرا ما درباره کسانی که علائم خیلی جدی نداشتند تاخیر می‌کنیم در حالی‌که درست در کنارشان بقیه در حال تشنج بودند. من می‌دانستم که آن‌ها جان خواهند داد و ما نمی‌توانیم نجاتشان دهیم. اغلب دشوار بود که تصمیم بگیریم در میان مصدومان با حال حاد اول یک کودک را نجات دهیم، یک زن را یا یک مرد را.»
بچه‌ها کسانی بودند که بیشترین آسیب را دریافت کرده بودند. عبیده المفتی سخنگوی نهاد سازمان‌های امداد طبی سوری (UOSSM)، شبکه‌ای متشکل از پزشکان بین‌المللی که در محل وقوع اکیپ‌هایی داشته‌اند، می‌گوید: «بسیاری از بچه‌ها در خواب رفته بودند. بیشترین قربانی این گاز بی‌رنگ و بی‌بو بچه‌ها بودند.»
زمان لازم است تا بر این حمله به تمامی نور تابانده شود. دکتر احمد که با استفاده از فرصت قطع بمباران‌ها درمانگاه زملکا را چهارشنبه عصر برای «زندگی دوباره‌اش» ترک کرده می‌گوید ما تنها یک بخش از قربانیان را دریافت کرده‌ایم. اجساد در خانه‌ها هستند و چند روز طول می‌کشد تا همه را جمع‌آوری کنیم.
ملاقات‌های منظمش از غوطه شرقی همچنان یک راز برای نزدیکان و نیروهای حکومت که تعداد بسیاری از ایست‌های بازرسی را در راه مسیر خانه‌اش کنترل می‌کنند باقی مانده است. می‌گوید:«مشکلی برای رد شدن ندارم. من مسیحی‌ام به همین خاطر برای ایست‌های بازرسی حکومت جلب توجه نمی‌کنم. بلد هستم چطور با آن‌ها حرف بزنم و می‌دانم چطور قشنگ‌ترین لبخندی را که می‌توانم بزنم تا از یک سوری طرفدار حکومت عبور کنم… متاسفانه.»
منبع: لوموند، ۲۳ اوت ۲۰۱۳ https://goo.gl/3n7RPC

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s