«در حالی که موارد جنایات در سوریه فزونی می‌یابند، عدالت دست‌نیافتنی می‌نماید»

ترجمه مقاله نشریه نیویورک تایمز آمریکا پیرامون سرنوشت حسابرسی و برقراری عدالت برای جنایتکاران جنگی در بحران سوریه

«سه تُن کاغذ و مدرک از اسناد دولتی سوریه که حجم عظیم و ترسناکی از جنایات جنگی دولتی را ثبت و ضبط کرده‌اند در اختیار نهادی در قاره اروپا قرار دارند. یک عکاس شاغل در پلیس سوریه زمانی که از این کشور گریخت با خود عکس‌های ۶۰۰۰ کشته‌شده بدست حکومت را که عمده آنها شکنجه شده بودند با خود به بیرون آورد. تلفن‌های هوشمند به تنهایی مرزهای جنگ را درهم‌شکسته‌اند؛ جنایات ثبت‌شده بسیار دلخراش، به شدت ویرانگر و با سرعت بالا منتشر شده‌اند.
با این همه، شش سال پس از آغاز این جنگ و پدیدار شدن این کوه عظیم مستندات (که بی‌گمان از هر جنگ و مناقشه دیگری بیشتر است) ذره‌ای به اجرای عدالت نزدیک نشده‌ایم. آدم‌های پشت سر این خشونت آزاد می‌چرخند و هیچ مسیر مشخصی برای عرضه‌ی این توده‌ی شواهد به پیشگاه هرگونه دادگاهی وجود ندارد، هیچ‌کجا.

بیش از ۴۰۰ هزار نفر در جنگ سوریه کشته شده اند. نیمی از جمعیت کشور آواره شده‌اند. نهادهای حقوق بشری سوری از ناپدید شدن بیش از یک‌صدهزار تن گزارش‌ می‌دهند که یا کشته شده‌اند یا در زندان‌ها به سر می‌برند. ده‌ها هزار نفر در حال پژمردن در زندان‌های دولتی هستند که در آن‌ها شکنجه رواج دارد و کثیفی، بی‌غذایی و شلوغی‌ بیش از حد چنان طاقت‌فرساست که یک گزارش کمیسیون سازمان ملل آن را در شمار «نسل‌کشی» آورده است؛ جنایتی علیه بشریت.
اما در حال حاضر فقط تعداد محدودی از تحقیقات بر سر چنین پرونده های مرتبط با جنایات جنگی در اروپا در جریان است و تمام متهمین پرونده‌هایی از این دست آزاد هستند. هیچ کدام از این موارد هنوز به دادگاه بین المللی جنایات کیفری لاهه نرسیده است. سوریه هیچوقت به عضویت این دادگاه درنیامده است و لذا هیچ پرونده قضایی تنها به اختیار ر‌ئیس دادگاه به جریان نمی‌افتد. شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند پرونده قضایی را به دادگاه لاهه ارجاع دهد،‌ اما روسیه مکررا از حق وتوی خود استفاده کرده و سوریه را از محاکمه در دادگاه بین المللی در امان نگه داشته است. حتی اگر قصد شورای امنیت به مرحله عمل برسد، سنگر گرفتن بشار اسد و سران دولتش در در دمشق دست‌کم روی کاغذ بازداشتشان را مشکل می‌کند.
اوایل ماهی که گذشت،‌ جهان در عین ناباوری شاهد بمباران شیمیایی بود که بیش از ۸۰ نفر کشته برجای گذاشت. دولت آمریکا براساس اطلاعات موجود از پروازها در منطقه و دیگر اسناد،‌ نیروهای اسد را عامل حمله تشخیص داد. در پی آن دولت ترامپ ۵۹ موشک تاماهاوک به سوریه شلیک کرد و اسد را «حیوان» خطاب کرد.

در حالی‌که اسد کنترل شهرهای مهم سوریه را باز پس گرفته است، کشورهایی که تا به امروز مخالف جدی او به شمار می‌رفتند، نشانه هایی حاکی از تمایلات جدید بروز میدهند. از جمله اینکه مایل هستند اسد بر قدرت بماند تا جنگ سریع‌تر خاتمه پیدا کند، پناهندگان را تشویق می‌کنند که به کشور برگردند و به جنگ با جهادی‌ها شدت و سرعت بیشتری بخشیده‌اند. منطق خیلی‌هایشان این است که اسد هر چقدر هم که بد باشد،‌ سرنوشت سوریه بدون اسد بدتر خواهد بود.
از طرفی مخالفان اسد معتقدند نگاه داشتن کسی مثل او در راس قدرت که دستش به خون مردم خودش آغشته است،‌ به ادامه جنگ دامن می‌زند. حمله شیمیایی اخیر پس از سال‌ها شکنجه، آدم‌ربایی، استفاده از محاصره به عنوان سلاح جنگی و بمباران کور محله‌های غیرنظامیان و بیمارستان‌ها، جدیدترین نمونه از جنایت های اسد است. دشمنانش معتقدند این دور خشونت تا وقتی اسد و حامیانش در راس قدرت هستند ادامه پیدا میکند.

به زعم لیلی العودات، وکیل حقوق بشر سوری که در گردهمایی بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی سخن می‌‌گفت این ادعا «فقط یک بحث انتزاعی در حوزه حقوق بشر نیست، بلکه حاضر در بطن این مناقشه و هر راه حلی است که برای خاتمه دادن به آن ممکن است پیدا شود. صدها هزار قربانی وجود دارند که خودشان و خانواده‌هایشان در انتظار اجرای عدالت هستند و می‌خواهند اطمینان داشته باشند که این حد از خشونت دیگر تکرار نمی‌شود.»
همه طرفین درگیر در جنگ سوریه مرتکب جنایت شده‌اند. شورشیان هم محله‌های مسکونی را هدف قرارداده‌اند،‌ گروه‌های جهادی القاعده و داعش هم بمب گذاران انتحاری را به خدمت گرفته‌اند و دست به شکنجه و اعدام زندانیان زده‌اند که اغلب آن جلوی دوربین بوده است. اما بازرسان می‌گویند بخش اعظم جنایات تا کنون به دست دولت سوریه و حامیان آن انجام شده است، به این دلیل که به عنوان یک دولت مستقر، توان نظامی ارتش به همراه نیروی هوائی و سیستم امنیتی گسترده و شبکه زندان‌ها را در اختیار دارد.
دولت سوریه همواره این مناقشه را به این گونه به تصویر کشیده است که قدرت‌های بین‌المللی توطئه کرده‌اند تا کشور را نابود کنند، در حالی که همه‌ی گروه‌های مخالف تروریست‌های مورد حمایت کشور‌های خارجی هستند. دولت سوریه همچنین انکار می‌کند که نیروهایش جنایتی مرتکب شده‌اند یا دست به حمله شیمیایی زده‌اند. سال گذشته اسد درمصاحبه ای در پاسخ به سوالی از نیویورک تایمز مدعی شد که با زندانیان در زندان‌ها مطابق قانون رفتار می‌شود و روایت هزاران خانواده را که می‌گویند عزیزانشان در زندان‌ها ناپدید شده‌اند و هیچ ردی از آن‌ها باقی نیست تکذیب کرد. او گفت:«این‌ها همه ادعا هستند. شواهدتان کجاست؟»

شش سال بی‌عقوبتی
جرقه آغاز جنبش سوریه در مارس ۲۰۱۱ با شکنجه و بازداشت بود؛ حدود ده پسربچه دستگیر شدند چون یکی در میان‌شان روی دیوار نوشته بود:«دکتر نوبتت رسیده است» به این معنی که در ادامه سقوط رهبران عرب، نوبت به اسدی رسیده است که سابق بر این چشم‌پزشک بوده است. یکی از آن جمع پسربچه‌ها به نشریه تایمز گفته بود که همگی آنها دستگیر شده، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرارگرفته و وادار به اعتراف شده بودند.
با ادامه تظاهرات‌ها، دستگیری‌ها هم گسترده‌تر شد. سوریه هم آن زمان نیز شبکه زندان‌هایی داشت که در آن‌ها شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری به صورت رایج اعمال می‌شد، ولی این‌ بار همان‌طور که کمیته بازرسی سازمان ملل و گروه‌های حقوق بشری توصیف می‌کنند، به مقیاسی صنعتی رسید؛ طوری که در آن واحد ده ها هزار نفر دستگیر و زندانی می‌شدند. طبق گزارش عفو بین الملل، تنها در یکی از این مراکز،‌ در زندان صیدنایا در حومه دمشق، هزاران نفر اعدام شدند.

کمیته تحقیق سازمان ملل در گزارشی در سال گذشته به نقل از یکی از نیروهای جدا شده از دستگاه امنیتی دولت، نقل کرد که افسران دستور داشته‌اند تمام مردان بین ۱۶ تا ۴۰ سال را در تظاهرات دستگیر کنند. روایت یک نیروی امنیتی سابق دیگر از آموزش‌های ویژه‌ای که دیده بود با شهادت دستگیرشدگان همخوانی داشت که با کابل کتک خورده‌اند، از مچ آویزان شده‌اند و برق به آنها وصل می‌شده است. ده‌ها تن در این چند سال از ابتدای ۲۰۱۱ تا به این ماه دستگیری خودشان یا ناپدید شدن بستگانشان به دست نیروهای امنیتی را برای نشریه تایمز شرح داده‌اند.
دستگیری‌ها در تمامی سطوح وطبقات سیاسی و اجتماعی گسترده شد. یحیی و معن شربجی دو برادر بودند که همراه دوستشان غیاث مطر در سپتامبر ۲۰۱۱، بعد از راه‌اندازی تظاهراتی در داریا در حومه دمشق، دستگیر شدند. چندین سال پیش از آن، هر سه اعضای گروهی از دانشجویان مسلمان را تشکیل می‌دادند که به جرم شرکت در مباحثاتی حول محور برداشتی آزادی‌خواهانه از اسلام و همینطور فعالیت برای تغییرات مسالمت‌آمیز دستگیر شده بودند. جسد غیاث مطر با آثار شکنجه به خانواده‌اش تحویل داده شد و برادران شربجی ناپدید شده‌اند. سپتامبر ۲۰۱۲ عبدالعزیز الخیر، از مخالفان چپ‌گرا، به همراه پسرخوانده‌اش ماهر طحان در راه بازگشت از نشستی با مخالفین در حال خروج از فرودگاه دمشق دستگیر شدند. همسر او فدوی محمود،‌هم اکنون به همراه بیان، خواهرخانواده شرباجی و چندین زن دیگر که اعضای خانواد‌ه‌شان ناپدید شده‌اند تیمی تشکیل داده‌اند که سرنوشت دستگیرشدگان و ناپدیدشدگان را پیگیری می‌کنند.

قریب یک‌صد هزار تن هنوز در زندان‌ها هستند یا خبری از سرنوشت آنان در دسترس نیست؛ امری که به گفته خانم [فدوی] محمود شاید [زندگی] یک میلیون اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار داده باشد. زمانی که مردان ناپدید می‌شوند، زنان در جامعه‌ای که قوانین مردسالارانه در آن حاکم است در برزخ رها می‌شوند. او می‌گوید وقتی خانواده‌ای «نان‌آور» خود را از دست می‌دهد، [زنان] نه می‌توانند شیون کنند، نه دوباره ازدواج کنند، نه مایملکی بفروشند.
سارتا اشرف، که تا همین چندی پیش تحلیلگر ارشد کمیسیون سازمان ملل بوده است می‌گوید: «به ندرت اتفاق می‌افتد خانواده‌ی پناهجویی سوری را ملاقات کنید که عضوی زندانی یا ناپدیدشده نداشته باشد و نادر تر این است که زندانی سابقی را پیدا کنید که تحت شکنجه قرار نگرفته باشد.»

«ک.ک» که یک وکیل است در سال ۲۰۱۴ دو سال پس از شرکت در تظاهراتی که مجوز قانونی از دولت نیز داشت در حلب دستگیر شد. او کسی بود که بارها به عنوان وکیل زندانیان در محاکمات چند دقیقه‌ای‌ حضور داشت در شرایطی که نه به خود متهم و نه به پرونده و اتهاماتش دسترسی داشت و نظراتی طعنه‌آمیز و دو پهلو هم درباره وضع سیستم قضائی داده بود.
او در شرح تجربه‌ی بازداشت هشت ماهه‌اش، از ساعت‌های طولانی بازجویی می گوید و ضرب و شتم روزانه و سلول‌هایی چنان شلوغ و فشرده که برای کسی جای دراز کشیدن نبوده است. او سه ماه را در فضایی گذرانده بود که به اندازه یک چاله تنگ بیشتر جا نداشته است.
او می‌گوید در یکی از نخستین جلسه‌های بازجویی‌ وادار شده بوده است که تعداد ضربات شلاق را بشمارد؛ تا هشتاد شمرده بود پیش از آن‌که از هوش برود. بعد از آنکه با فرو برده شدن سرش به درون آب سرد به هوش آمده بود ساعت‌ها به حالت آویزان از مچ دست قرار گرفته بود درحالی‌که دستانش از پشت [به حالت قپانی] دستبند زده شده بودند. مدتی بعدتر، زندانی جوانی را دیده بود که رویش نفت ریخته و آتشش زده بودند. بیست روز طول کشیده بود تا در حالی که بدون معالجه رها شده بود بر اثر عفونت بمیرد.
شکنجه ادامه داشت تا بالاخره «ک.ک» به قول خودش «اعتراف‌نامه‌ای سراسر ساختگی» را که توسط بازجوها «دیکته» شد بود امضا کرد مبنی بر اینکه حامی مالی تظاهرات« تروریست‌ها» بوده است. این روزها «ک.ک» به همراه دیگر وکلای سوری و تعدادی از زندانیان سابق مشغول تهیه لیستی از قربانیان هستند به این امید که این اسناد روزی به کار آیند و فرقی را ایجاد کنند.

با رسیدن سال ۲۰۱۳، دیگر بمباران و شلیک به محله‌های تحت کنترل شورشیان اتفاقی روزمره شده بود. صدها ویدئو وجود دارد که غیرنظامیان تکه‌تکه شده، شامل زنان و کودکان، را در حال بیرون کشیده شدن از زیر آوار نشان می‌دهد.
طبق گزارش سازمان ملل،‌ صدها هزار سوری، تحت محاصره نیروهای دولتی زندگی میکنند و به طور مکرر تقاضای سازمان ملل برای رساندن رساندن غذا و دارو به این مناطق رد شده است. حمله شیمیایی سال ۲۰۱۳ که منجر به کشته شدن بیش از ۱۴۰۰ نفر در چندین شهرک اطراف دمشق شد، مناطقی تحت محاصره همچون شهرک معضمیه را هدف قرار داد که همین امر کمک رسانی به مصدومین را سخت‌تر کرده بود.
موارد متعددی از موارد قحطی‌زدگی [در این مناطق تحت محاصره] ثبت شده است که بسیاری از آنان را کودکان و مردم بیمار و سالمند تشکیل می‌دهند.

به نقل از مقاله ای که اخیرا توسط «لنست» و دانشگاه آمریکایی بیروت منتشر شده است، این منازعه شاهد پدیده‌ای بوده است به نام «استفاده از سیستم درمانی و پزشکی به مثابه سلاح جنگی» که به صورت دستگیری پزشکان و بمباران سیستماتیک مراکز درمانی جلوه‌گر شده است. طبق گزارش «پزشکان حامی حقوق بشر» حدود ۸۰۰ پرسنل پزشکی کشته شده‌اند که ۹۰ درصد آن بدست دولت انجام شده است.
چند روز قبل از بمباران شیمیایی اخیر،‌ بیمارستان اصلی منطقه هدف حمله هوائی قرارگرفته بود. به بیمارستان دیگری در چند کیلومتری جنوب آن نیز حمله شیمیائی شده بود؛ حمله ای که به نقل از یکی از گروه‌های پزشکی که در مناطق تحت کنترل مخالفان کار می‌کند یکی از چند ده حمله شیمیائی بود که پس از توافق دولت سوریه بر سر تحویل کلیه سلاح های شیمیائی‌اش در ۲۰۱۴ انجام شده بود.
از زمان حمله شیمیائی ماه گذشته، ساکنان ادلب و استان مجاورش حما چندین حمله با سلاح‌های آتش‌زا را گزارش داده‌اند؛ در ویدیوهائی که از این حملات آپلود شده است آتش سوزی‌های مهیب و گسترده ناشی از استفاده از بمب‌های حاوی فسفر سفید و حرارت‌زای ترمیت است که موجب سوختگی های شدید مشابه به سوختگی ناپالم می‌شوند و استفاده از آنها در مناطق غیرنظامی ممنوع است.

بسیاری از آنان که آسیب دید‌ه‌اند، مدت‌هاست امید به عدالت و جبران خسارات را از دست داده‌اند.
یک مرد سوری که چهاربار به دلیل کمک‌رسانی به مجروحین تظاهرات و شورشیان زندانی شده و تحت شکنجه قرار گرفته بود[برای ما]خاطراتش را مرور کرد. اما بعد گفت که امیدی ندارد این اعمال برای مرتکبان آن عقوبتی در پی داشته باشد.
او که به خاطر زندگی مادرش در مناطق تحت کنترل اسد با نام مستعار ابوعلی الحموی مصاحبه می‌کرد می‌گوید: «کشورها به این مدرک احتیاجی ندارند، خودشان همین حالا این چیزها را می‌دانند.»
در حالی که شانه‌هایش را بالا می‌اندازد ادامه می‌دهد: «ما فقط مهره‌ای هستیم وسط صفحه شطرنج. در بین دوستان زن من،‌ کسانی هستند که دستگیر شده‌اند، شکنجه شده‌اند، به آنها تجاوز شده و درنتیجه‌اش حامله شده‌اند، با اسید شکنجه شده‌اند. هیچ عدالتی درکار نیست و وقتی عدالتی نباشد، امیدی هم باقی نمی‌ماند».

در حالیکه که جنگ به دراز کشیده شده است،‌ گروهی از وکلا و فعالین سیاسی سوری همزمان مشغول ثبت این جنایات هستند به این امید که روزی بانیان این جنایات به سزای عمل خود برسند. برخی از محل حملات فیلم می‌گیرند و اسامی کشته‌شدگان را ثبت می‌کنند. برخی دیگر از بازپرسان جنایات جنگی پرونده اتهامات اسد و دیگر مقامات دولتی را در دست تهیه و تدوین دارند.
بهترین نمونه کار نظام‌مند موجود در این زمینه، کار سازمان مردم‌نهاد «کمیسیون پیگیری عدالت بین الملل (CIJA)» است که چندین سال زمان صرف خروج مدارک ربوده شده از دولت سوریه کرده است. به گفته ویلیام وایلی،‌ مدیر اجرائی این گروه که توسط دولت‌های غربی حمایت مالی می‌شود، این کمیته بیش از ۷۵۰ هزار سند و مدرک از دولت سوریه در اختیار دارد که نام صدها هزار نفر، شامل نام مقامات درجه اول دستگاه امنیتی حکومت سوریه در آن به چشم می‌خورد.

به گفته وایلی این گروه تا به امروز هشت پرونده پرجزئیات علیه مقامات رده‌بالای اطلاعاتی و امنیتی حکومت سوریه تشکیل داده است که در هفت تای آن‌ها پای شخص اسد در میان است.
او طی گفتگوئی با اسکایپ از دفترش در اروپا، که مکان آن از بیم حملات دولت سوریه مخفی است، گفت: « طبعا نام اسد به طرز شاخصی در دسته‌ای از این پرونده‌ها به چشم می‌خورد و تقریبا بخش اعظم دستگاه نظامی و امنیتی حکومت نامشان دست‌کم در یک یا بیش از یک صورت‌جلسه بازپرسی برده شده است.»
طبق گفته استفان رپ،‌ که نماینده ارشد امور جنایات جنگی در دفتر عدالت قضائی بین‌المللی وزارت خارجه آمریکا در دوره اوباما بوده است، چیزی که این تلاش‌ها را تقویت می‌کند بیش از ۵۰ هزار عکسی است که عکاس پلیس دولت سوریه که به اسم مستعار سزار معروف است پنهانی از سوریه خارج کرده است. عکس‌هایی از اجساد کشته‌شدگان در زندان‌های تحت کنترل دولت که اثرات شکنجه بر بدن‌شان دیده می‌شود. پلیس آمریکا FBI صحت این عکس‌هارا تائید کرده‌ و آن‌ها را متعلق به ۶۷۰۰ شخص مختلف [از زوایای متفاوت] می‌داند.

بیش از ۷۰۰ نفر از کسانی که جسدشان در عکس‌ها به چشم می‌خورد، به اسم شناسایی شده‌اند و مسیر‌هایی را برای بازرسی قضائی احتمالی هموار کرده‌اند. در سال ۲۰۱۴ «أمل حق حمدو انفالیس»،‌ آرایشگر سوری-اسپانیایی از دختر برادرش روی تلفن پیغامی گرفت شامل عکس جسدی که او روی فیسبوک دیده بود. بلافاصله برادرش را تشخیص داد، راننده وانتی که از یکسال پیش در یکی از ایستهای بازرسی دولت سوریه ناپدید شده بود.
او در گفتگویی تلفنی از مادرید گفت :«تا چشمم به عکس افتاد از پا افتادم. بچه هایم مات مانده بودند که من چرا اینطور گریه میکنم. بچه‌ها هم بلافاصله او را شناختند. به عکس نگاه کردند و گفتند این که دایی‌‌مان‌ است.»
عکس از آرشیو سزار بود که فعالان سوری بخشی از آن را به منظور شناسائی آنلاین پست کرده بودند. ماه گذشته یک قاضی اسپانیایی موافقت کرد پرونده‌ای را به جریان بیندازد که اتهامات تروریستی علیه ۹ نفر از مقامات امنیتی سوریه را که در مراکز دولتی مرتکب جنایات عظیم علیه غیرنظامیان شده بودند، بررسی شود.
متهمین پرونده شامل فاروق الشرع معاون اول رئیس‌جمهور، علی مملوک رئیس سازمان اطلاعات و امنیت، ژنرال جمیل حسن رئیس اطلاعات نیروی هوائی و افسران ارشد بازداشتگاهی هستند که به ظن خواهر حمدو،‌ او در آنجا زندانی و کشته شده بود.

یکی از موسسین نهاد بریتانیایی «عدالت بین‌المللی گرنیکا ۳۷» که در به جریان انداختن پرونده نقش داشته‌ است میگوید «از نظر شخصی فکر می‌کنم همین که [فعلا] بتوانیم این پرونده را باز نگه داریم و تا حد ممکن زندگی را به این‌ آدم‌ها [متهمان] زهر کنیم و به دردسرشان بندازیم موفق بوده‌ایم.»
قضات و بازپرسان دیگری نیز در فرانسه و آلمان در حال بررسی اتهامات جنایات جنگی علیه مقامات رسمی سوریه در دادگاه های داخلی [اروپا] هستند
اما حتی دست و بال کسانی که پیگیر اثبات جنایات جنگی در مناقشات هستند بسته است.
مسیر کشاندن پرونده به دادگاه بین‌المللی کیفری بن‌بست به نظر می‌آید و دادگاه‌های داخلی [اروپا] نیز به متهمین دسترسی مستقیم ندارند. در نتیجه در بهترین حالت حکم مشروط بین‌المللی برای دستگیری متهم صادر می‌شود که چنانچه به یکی از کشورهای همکاری کننده قدم بگذارد، بتوان او را دستگیر کرد.
کوین جان هلر، حقوقدان دانشگاه سواس لندن معتقد است که قوت اسناد و شواهد پرونده سوریه تقریبا با مورد پرونده‌هائی که در دادگاه نورنبرگ پس از جنگ جهانی دوم به کار گرفته شد برابری می‌کند.
او می‌گوید« مشکلی که من می‌بینم چندان این نیست که از چه ساز و کاری می‌توان برای اجرای حسابرسی استفاده کرد، بلکه مشکل این است که شما چگونه می‌توانید به آدم‌هایی که می‌خواهید تحت تعقیبشان قرار دهید دسترسی پیدا کنید.»
این محدودیت های مسیر دادخواهی، عده دیگری را به سمت و سوق جداگانه‌ای در مسیر عدالت‌خواهی کشانده‌است.
محمد العبدالله زندانی سیاسی سابق که دوبار دستگیر شده است و مرکز حسابرسی و عدالتخواهی سوریه را در واشنگتن اداره می‌کند می‌گوید:«دادگاه جنایی به تنهایی نمی‌تواند از پس آنچه در کشور من اتفاق افتاده برآید. اصلاحات ساختاری مهم‌تر از پروسه تعقیب قانونی است،‌ چرا که اثر درازمدت‌تری بر کشور خواهد گذاشت.»

الکس وایتینگ ، پروفسور رشته حقوق در دانشگاه هاروارد می‌گوید اعاده حسابرسی یک مساله کاملا سیاسی است و تا به امروز سوریه در لیست اولویت‌های جهان نبوده است. او اما انتظارش را هم نداشته است که بعد از حمله شیمیائی اخیر به ناگهان همه جهان علیه اسد موضع بگیرد؛ امری که می‌تواند منجر به کنار زدن او از قدرت شود و راه را برای حسابرسی در آینده بازتر کند:
« نمی‌خواهم بگویم چنین امری محتمل است، ولی قطعا حالا بیشتر ممکن به نظر می‌آيد.»
منبع: نیویورک تایمز، ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/gHMWgF

«چگونه سفیر سابق بریتانیا در سوریه در بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از اسد دفاع کند؛…

«چگونه سفیر سابق بریتانیا در سوریه در بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از اسد دفاع کند؛ بعد از اینکه بی‌سر‌و‌صدا شغلی از پدر همسر دیکتاتور گرفته بود»
ترجمه مقاله‌ی روزنامه تلگراف انگلیس از اسناد تازه‌یافته‌‌‌ این نشریه پیرامون ارتباط سفیر سابق بریتانیا در سوریه با حکومت بشار اسد:

«سفیر سابق بریتانیا در سوریه که [چندی پیش] درمصاحبه‌ای در تلویزیون بی‌بی‌سی ظاهر شد تا از دولت بشار اسد دفاع کند؛ پیش از آن مصاحبه به ریاست گروهی لابی‌گر منصوب شده بود که به پدر همسر بشار اسد در انگلیس تعلق دارد.
پیتر فورد ۵۹ ساله،‌ ماه گذشته با این ادعا که بشار اسد علیه مردم خودش مرتکب حمله شیمیایی نمی‌شود جنجال به پا کرده بود.
اکنون تلگراف می‌تواند افشا کند که تنها چند هفته قبل از حمله شیمیایی ۴ آوریل، آقای فورد ریاست لابی پر‌مناقشه‌ی «British Syrian Society» را به عهده گرفته بوده است.
موسس این گروه «فواذ اخرس»، متخصص قلب‌ و ساکن لندن است که دخترش «اسماء اسد» همسر بشار اسد بوده و خودش نیز حامی نزدیک رژیم سوریه است و به صورت مرتب متهم به ایفا کردن نقش سخنگوی اسد در غرب شده است.
طبق اسناد موجود در «نهاد رسمی ثبت شرکت‌های بریتانیایی» (Companies House) آقای فورد که پیش از این نیز به حمایت از رژيم اسد متهم شده بود، در تاریخ ۲۸ فوریه گذشته به این سمت منصوب شده است.
پس از حمله شیمیایی به استان ادلب که منجر به کشته شدن بیش از هفتاد نفر شد و حمله آمریکا به پایگاه نظامی دولت سوریه را در پی داشت، آقای فورد در بی‌بی‌سی مصاحبه کرد و مراتب تردید خود را از دست داشتن دولت اسد در این حمله ابراز کرد.

او که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ سفیر انگلیس در دمشق بوده است،‌ اظهار داشت این به شخصیت رئیس‌جمهور سوریه نمی‌خورد که درست زمانی‌ که واشنگتن در حال فاصله گرفتن از سیاست اوباما در مورد سوریه است،‌ دولت وقت ترامپ را تحریک کند.
او گفت:«اسد ممکن است ظالم و بی‌رحم باشد ولی دیوانه نیست. غیرمنطقی است که به دست خودش چنین مخمصه ای ایجاد کند بدون اینکه برایش منفعتی نظامی در پی داشته باشد. جایی که بمباران شیمیایی شده هیچ اهمیت نظامی نداشت. واقعا کار بی‌معنایی بوده است که انجام بدون دلیلش موجب عصبانیت روس‌ها می‌شد. اصلا محتمل نیست. به همین سادگی.»
سال گذشته آقای فورد به غلط مخالفان اسد را مقصر حمله به کاروان کمک‌رسانی سازمان ملل (در حال ورود به منطقه تحت محاصره حلب‌ شرقی) شناخت، در حالیکه بررسی‌های انجام شده نشان داد حمله کار هواپیماهای روسی و یا دولت سوریه بوده است.

حساب‌های مالی گروه British Syrian Society نشان نمی‌دهد که آیا آقای فورد برای سمت فعلی دستمزد هم دریافت میکند یا نه. اگرچه این موسسه به سبب حمایتش از رژيم اسد در سال‌های گذشته درگیر مناقشه های متعدد بوده است و بسیاری از شخصیت‌های انگلیسی‌الاصل رده بالایی آن از همکاری با این موسسه استعفا داده‌اند. این موسسه سال گذشته متهم شد جلسه‌ای تبلیغاتی در دمشق ترتیب داده است که مقامات رسمی دولتی سوریه پشتیبان آن بوده‌اند.
در سال ۲۰۱۲ پس از آن‌که افشا شد دکتر« اخرس» با اسد مکاتبه ایمیلی داشته و در آن‌ها به وی مشاوره داده است که چطور اسناد و شواهد شکنجه غیرنظامیان را منکر شود، «سر اندرو گرین» یکی دیگر از سفرای سابق انگلیس در سوریه که سمت ریاست مشترک در این موسسه را به عهده داشت از سمتش استعفا کرد.

دکتر اخرس از یک شبکه ایمیل خصوصی برای مکاتبه با رهبر سوریه استفاده می‌کرد تا به وی مشورت بدهد چطور رژیم باید به انتقادات پاسخ بدهد و چگونه سرکوب تظاهرات مخالفینش را توجیه کند. از جمله اینکه چطور جوابی برای خنثی کردن اثر ویدیوهای منتشره از شکنجه کودکان بدهد.
از جمله افراد دیگری که [از همکاری با این موسسه] استعفا دادند، می‌توان به «برایان کانستنت» و «سر گوین آرتور» («شهردار کبیر» لندن) اشاره کرد که در بخش خزانه‌داری موسسه مسئولیت داشتند.
سر اندرو در زمان استعفا گفت:« این واقعا مایه‌ی تاسف است. موسسه کارهای مثبت و موثر زیادی انجام داده بود ولی مشکل می‌توان ادامه روشنی برایش متصور بود. در نتیجه‌ی افشای شواهد اخیر، پنج نفر از اعضای انگلیسی موسسه تصمیم به استعفا گرفتند.»
پیش از آن ضربه نیز،‌ بانک HSBC در سال ۲۰۱۱ اعلام کرده بود که حاضر به ادامه همکاری با موسسه نیست. افشای مکاتبات ایمیلی با اسد در سال ۲۰۱۲ و اینکه به اسد یاد داده شده بود بحران را چطور کنترل کند؛ برای دکتر اخرس، متخصص قلب در خیابان هارلی که اوقاتش را بین لندن و دمشق میگذراند، آبروریزی شرم آوری بود.
نکته دیگری که در ایمیل ها افشا شد بود این بود که در بحبوحه‌ی بحران و سرکوب در کل کشور، دخترش اسماء اسد[همسر بشار اسد] مشغول خرید آنلاین جواهرات و مبلمان و آثار هنری قیمتی بوده است.
بشار اسد،‌ در اولین بیانیه‌ی عمومی پس از حمله شیمیایی هفته گذشته، علی‌رغم شواهد رو به افزایش مبنی بر ارتباط نیروهای دولتی با حمله، نقش دولت‌اش را در آن انکار کرد. روی وبسایت موسسه نیز بیانیه‌ای موجود است که می‌گوید «کمیته‌ی سوریه‌ای بریتانیایی (BSS) از مشاهده خشونت و کشتار در سوریه بسیار متاثر و منقلب است. ما با همه دوستان عزیزمان در سوریه همدردیم و آرزو میکنیم بحرانی که از مارس ۲۰۱۱ دامن سوریه را گرفته هرچه زودتر خاتمه یابد. ما به تلاشمان در تقویت رابطه بین مردم سوریه و بریتانیا با تمام قوا ادامه خواهیم داد و چشم انتظار روزی هستیم که بتوانیم شاهد محیطی سازنده‌تر در سوریه باشیم.»

کانال بی‌بی‌سی روز گذشته در بیانیه‌ای از همکاری با آقای فورد به عنوان تحلیل‌گر مسائل سوریه دفاع کرد. یک سخنگوی این شبکه گفت:«از زمانی که ظرف سال اخیر آقای فورد در موقعیت‌های گوناگون در برنامه های بی بی سی حضور یافته نظرات خاص‌اش مورد توجه قرار گرفته است؛ از این رو که با زبانی قابل درک مسئله را برای مخاطب بازگشایی کرده است. برای مثال او مکررا به عنوان ‹یک منتقد قدیمی سیاست‌های غرب› توصیف شده و از معدود کسانی است که فکر میکند بشار اسد راه حل (بحران) سوریه است.»
تلاش برای دستیابی به آقای فورد جهت اظهارنظر بی‌نتیجه ماند.»
منبع: تلگراف، ۲۲ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/EjvMBu

«ما سوری‌ها اینجا شهروند درجه دوم هستیم. ایرانی‌ها درجه یک‌اند و روس‌ها خدایی می‌کنند»

ترجمه گزارش خبرنگار نشریه گاردین انگلیس از زندگی شهروندان سوری در درون دمشق تحت کنترل حکومت اسد:

«پیش‌خدمت‌ها در لباس‌های دهه ۱۹۳۰، با سبیل‌های ‌نوک‌مدادی و موهای براق کرده، سالاد «تبوله» را در بشقاب زنانی می‌ریزند که در حال پک زدن بر قلیان‌هایشان در رستوران بزرگ سِلِنا در شهر قدیم دمشق هستند.
دو جشن عروسی نیز در پیش است. خواننده‌ای به زبان عربی این آواز را می‌خواند «من تو را دوست دارم، اما معنایش این نیست که با تو خواهم ماند.» یکی از عروس‌ها برمی‌خیزد و به رقص در می‌آید، در حالی که لباسی آبی رنگ به تن کرده که با هزاران قطعه بلور به شکل چنگ‌های براق که بر پشت برهنه او پرچ شده‌اند مزین شده است.
هیچ نشانه‌ای از این که جنگی در کار باشد، یا نیم میلیون نفر مُرده باشند، یا نیمی از جمعیت سوریه مجبور به ترک محل زندگی خود شده باشند نیست.
چند روز پس از این جشن‌ها، تنها یک مایل آن طرف‌تر، ۷۴ نفر طی یک حمله دوگانه انتحاری کشته شدند. بیشتر قربانیان زائران عراقی هستند که برای زیارت مرقدهای مقدس آمده‌اند. پس از چند روز، شورشیان در حومه‌های شهر موفق می‌شوند تونلی را به درون نواحی تحت کنترل دولت حفر کنند، و به دنبال آن نبردی شدید در می‌گیرد.
اما مغازه‌هایی که تاج‌های تزئینی می‌فروشند باز باقی مانده‌اند و صدای شرشر آب در فواره‌های مرمری شهر تنها به ندرت در صدای جت‌هایی که بر فراز شهر به مقصد غوطه یا حمص، پایگاه‌های تحت محاصره‌ی شورشیان، پرواز می‌کنند خفه می‌شود.

پس از شش سال جنگ، مردم در دمشق مشغول زندگی‌ روزمره‌شان هستند اما در عین حالی که فرایند صلح در پیرامون آن‌ها آغاز و متوقف می‌شود سرهایشان را پایین انداخته‌اند. مغازه‌ها زود تعطیل می‌شوند؛ گیاهان خزنده بر روی درهای حمام‌های عمومی پایتخت رشد می‌کنند. برق ظریفی از عادی بودن پوششی شده است برای تهدید در شهری که زمانی خونگرم و پر جنب و جوش بود.
یک صاحب کسب و کار که می‌خواست شناخته نشود می‌گوید «همه آدم‌های خوب رفته‌اند. شما باید قبل از جنگ اینجا می‌بودید. خیلی فرق داشت. چیزی که تغییر کرده است مردم هستند. من زندگی در خارج را امتحان کردم اما از آن متنفر بودم. اینجا وطن من است اما من در اینجا یک شهروند درجه دوم هستم. الان سوری‌ها درجه دوم هستند. ایرانی‌ها درجه اول هستند. و روس‌ها خدایی می‌کنند.»

روسیه و ایران در حال کمک به دولت سوریه هستند تا جریان جنگ را معکوس کند؛ جنگی که به عنوان یک خیزش انقلابی و واکنش تدافعی آغاز شد اما تبدیل به نبردی پیچیده میان گروه‌های متفاوتی شده است که برای دلایل مختلفی می‌جنگند و توسط چندین کشور مختلف پیشتیبانی می‌شوند.
در بازار تقیه‌ی سلیمانیه مغازه‌ای هست که با جعبه‌های سنتی از جنس چوب گردو پر شده است. درپوش آن‌ها از سرامیک‌های ظریف ساخته شده و جنس آن‌ها ترکیبی است از صدف و استخوان. یکی از جعبه‌ها از مجاوران زیبایش متمایز است. درپوش آن دارای یک سرامیک با پرچم‌های متقاطع سوریه و روسیه است که بر روی یک پس‌زمینه سفید صدفی نقش بسته است. در مقابل آن بر روی دیوار یک بشقاب سوغاتی میخ شده که نقشی از رئیس جمهور بشار اسد را در حال دست دادن با ولادیمیر پوتین با لبخندی بر لب نشان می‌دهد.

تقریبا هیچ خریدار احتمالی وجود ندارد. در مغازه‌ی جواهر فروشی کناری، یک مشتری که گردنبدی قدیمی را برای تعمیر و بستن دوباره آورده است می‌گوید «[اوضاع] هیچ خوب نیست، و در حال بهتر شدن هم نیست. باید زندگی کنیم اما ما فقط تلاش می‌کنیم تا زنده بمانیم.»

جریان جهان‌گردهایی که دمشق در گذشته دریافت می‌کرد و دلارهایی که به همراه آن می‌آمد خشکیده است. پسربچه‌های باربر هم‌چنان چرخ دستی‌های فلزی را به دور بازار اصلی شهر می‌گردانند، و سوری‌ها همچنان در کوچه‌های آن راه می‌روند، اما آن‌ها فقط یک مقدار چایی از اینجا و چند دانه بادام از آن‌جا می‌خرند؛فقط همان‌قدر که لازم دارند.
تورم لجام‌گسیخته زندگی را بسیار گران قیمت کرده است. محمد ذهبی، عینک‌ساز خوش‌خلقی که کمربندی تنگ به دور میانه شکمش بسته است، می‌گوید مردم وقتی می‌بینند قیمت عینک چقدر نسبت به قبل بالا رفته است جا می‌خورند. «مجبور می‌شوید برای مردم توضیح بدهید — قیمت یک تخم مرغ قبلا ۲۰ لیره سوری بود، اکنون قیمتش ۶۰ لیره است. در مورد عینک هم همین طور است و الان قیمتشان باید سه برابر بشود.»
او می‌گوید که بعضی از مشتریانش پول زیادی از محل جنگ به جیب زده‌اند. «شما می‌توانید از آنجا تشخیص بدهید که آیا بر سر قیمت چانه می‌زنند یا نه. اگر بگوید ‍»اوه خیلی گران است»، و از شما تخفیف بخواهد معلوم است که پول خودش است. اما اگر به راحتی مبلغ را بپردازد، شما می‌فهمید که برای به دست آوردن آن پول زحمت زیادی نکشیده است.»

اما بیشتر مردم برای گذران زندگی مشکل دارند. «هزینه‌ها الان باورکردنی نیستند»، این را نور شمح [دختر] ۲۶ ساله می‌گوید که به عنوان پیرایشگر کار می‌کند تا به مادرش برای پرداخت اجاره کمک کند. مادر او روی زمین مسجد اموی مفرش نشسته است ؛جائی پر از مردمی که برای نیایش و تفکر آمده‌اند. عبیر الاحمد بیست ساله که جامه بلند زنانه‌ خاکستری رنگی به تن دارد در کنار او بر روی زمین می‌نشیند. آن‌ها قبلا همدیگر را ملاقات نکرده‌اند، اما به صحبت کردن درباره مردان مشغول می‌شوند.

شمح می‌گوید «شاید من هیچ وقت نتوانم شوهری پیدا کنم. تمام شده‌اند. همه‌ی خوب‌هایشان رفته‌اند.»
احمد در پاسخ می‌گوید «شرایط فعلی به هر حال اجازه قصه‌های عاشفانه را هم نمی‌دهد.[و بدون قصه عاشقانه هم] زندگی سردی می‌شود. ازدواج موفقی پا نمی‌گیرد چون یک طرف نمی‌تواند طرف دیگر را راضی کند. در جنگ چنین چیزی ممکن نیست.»

اما این صداها متعلق به مردم مناطق حاشیه‌نشین تحت محاصره نیستند. به عنوان یک روزنامه‌نگار که به سوریه‌ی اسد سفر کرده است، برای رفتن به هرجایی نیازمند مجوز هستید و نمی‌توانید وارد منطقه تحت کنترل شورشیان شوید. محدودیت‌هایی وجود دارد درمورد کسانی که می‌توانید با آنان حرف بزنید.

شما هنوز می‌توانید به داخل منطقه قدیمی شهر برانید، از مغازه نانوایی که توسط یک خانواده می‌چرخد صبحانه‌ بخرید و خیابان الشارع المستقیم را بگیرید و پایین بروید به سمت جایی که انجیل می‌گوید سنت‌پولس حواری پس از آنکه خود را کور یافت در آنجا قدم گذاشت. اما «مناقیش پنیری‌»[وعده غذایی مردم منطقه با نان، آویشن و پنیر؛ شبیه به پیتزا] شما را کودکی خواهد آورد، از آنجا که مردانی که سابق بر این با بیل نانوایی نان‌ها را در دل تنور آجری جا می‌دادند مُرده‌اند، در حال جنگ‌اند یا از کشور خارج شده‌اند.

و قبل از اینکه شما به آنجا برسید، باید از ده‌ها ایست بازرسی رد شوید که توسط سربازانی گردانده می‌شوند که از شما کارتان را می‌پرسند. مردان مسلح شما را به سمت باب طوما هدایت می‌کنند، یکی از ۷ دروازه‌ی شهر قدیم، که اکنون با پوسترهای سربازان مُرده‌ی سوری پوشانده شده است. در حالی که بیرون از آن، مردانی مرموز با بی‌سیم‌هایی در گوش مراقب هستند.

مردان مسلح، با یونیفرم یا بدون یونیفرم، اکنون همه جا هستند؛ منظره‌ی دیگری از زندگی در دمشق که باید با آن ساخت. بعضی‌ها سرباز هستند، بعضی‌ دیگر اعضای نیروهای دفاع وطنی(NDF)؛ یک نیروی شبه‌نظامی هوادار دولت با شاخه‌های انجمنی که محلی‌ها به آن می‌پیوندند.
دو روز پس از حمله انتحاری دوگانه، اعضای نیروهای دفاع وطنی روی سنگفرش خیابان به نگهبانی ایستاده‌اند. یک تکه از سنگ‌فرش‌ از زمان انفجار‌ها ناپدید شده است. اتوبوس‌هایی که قرار بود زائرران را به مسجد سیده زینب، مقدس‌ترین حرم شیعه در سوریه، ببرند گرچه سیاه شده‌اند و اثر ترکش روی آن‌ها مشهود است اما وصله‌پینه شده‌اند تا بتوانند حرکت کنند. یک جفت کفش ورزشی که متعلق به یکی از زائران بوده‌اند هنوز زیر یک صندلی افتاده‌اند و دورشان را شیشه‌خرد گرفته است.
یکی از راننده‌های اتوبوس کاروان زائرانی که کشته داده است می‌گوید:«عراقی‌ها خیلی شجاع هستند. اعتقاد دارند اگر تقدیر این است که شما باید بمیرید، شما می‌میرید، به همین خاطر تفاوتی نمیکند که به سوریه بیایید یا نه»
تئوری‌های توطئه درباره مسئول [حمله] به وفور شایع هستند.یکی از سوری‌ها در حالی که سرش را خم کرده با چشمک خیلی یواش می‌پرسد«فکر می‌کنید کار چه کسی بوده؟ شاید ایران؟ می‌تواند باشد. نمی‌دانم»
ابوحاتم عضو ۸۰ ساله‌ی نیروهای دفاع وطنی پسر خود را در دومین انفجار از دست داده است اما یک روز پس از تشییع جنازه‌اش دوباره یونیفرم را تن کرده است. می‌گوید «هنوز توان دارم. من از کشورم دفاع می‌کنم. آماده‌ام تا بجنگم. همه ما آماده ایم. اگر آن‌ها یکی از ما را بکشند، قاتلند، اما اگر ما یکی از آن‌ها را بکشیم، داریم از کشورمان دفاع می‌کنیم.»
منبع: گاردین، ۱۷ آوریل ۲۰۱۷:«برق ظریف عادی‌ شدن تهدید را می‌پوشاند؛ در شهری که روزگاری در آن همدلی حاکم بود»
https://goo.gl/KCGiSI

«نه به دروغ اسد»

ترجمه مقاله مشترک وزیر خارجه انگلیس، بوریس جانسون، و وزیرخارجه فرانسه، ژان‌مارک ایرو منتشره همزمان در نشریه‌های لوموند و گاردین

«وحشت و مرگ؛ این است سرنوشت کودکان سوری تحت حکومت بشار اسد. در روز ۴ آوریل، دو هواپیما از پایگاه نظامی شعیرات، متعلق به رژیم و تحت حمایت روسیه، برخاستند. به نظر می‌رسد با احتمال قریب به یقین که آن‌ها غیرنظامیان خان شیخون را با گاز مرگبار بمباران کردند. آنچه در پی آن رخ داد ترسناک‌تر از آن است که توصیف شود. رنجی فجیع، طولانی و کور برای نوزادان، زنان و کهنسالان. ده‌ها کشته و صدها مصدوم که تا همیشه آثار این حمله را با خود حمل خواهند کرد. این حمله شرمندگی را برای رژیم سوریه و هوادارانش به همراه آورد. این حمله جهان را شرم‌زده کرده. تا چه وقت می‌توانیم چنین چیزی را تاب بیاوریم؟ادامه نوشته »

«چرا حمله با عامل اعصاب از نظر اسد کاری منطقی بود»

ترجمه مقاله روزنامه گاردین انگلیس درباره‌ی عوامل موثر در حمله شیمیایی به خان شیخون

پس از شش سال جنگ داخلی و گذشت روزگاری که احتمال جان به در بردن بشار اسد از این منازعه بسیار کم به نظر می‌رسید، ماه آوریل به نظر بد شروع نشده بود. نبرد خونین همچنان در سراسر کشور جریان داشت ولی ارتش اسد به یاری گروه شبه‌نظامیان و نظامیان کشورهای حامی او، دست بالا را در این مقطع داشتند. به نظر می‌آمد کاخ سفید هم گزینه تغییر رژیم را از گزینه‌هایش حذف کرده است.
تا اینکه سه شنبه (چهارم آوریل) نیروی هوائی سوریه شهرک خا‌ن‌شیخون را بمباران کرد و عده زیادی را با گاز شیمیایی سارین به قتل رساند. دو روز پس از آن دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، اجازه حمله موشکی به فرودگاه نظامی سوریه را صادر کرد،‌ جایی که به گفته او حمله شیمیایی از آنجا انجام شده بود.
منتقدین این حمله‌ی موشکی، آمریکا را به خاطر متهم دانستن اسد مورد حملات تند قرار داده اند، شواهد موجود دال بر دست داشتن اسد در حمله شیمیایی را رد می‌کنند و معتقدند دلیلی ندارد اسد اینگونه دست به چنین حرکتی غیرمنطقی بزند. روسیه و سوریه هر دو ادعا می‌کنند که گاز سارین از انبار مهمات شیمیایی شورشیان منتشر شده که دولت اسد به اشتباه بمباران کرده است. ادعایی که توسط متخصصین بررسی سلاح های شیمیایی رد شده است و با اسناد به دست آمده از محل حادثه هم تطابق ندارد.
به گفته پیتر فورد، سفیر سابق انگلیس در سوریه «اسد دیوانه نیست و بهتر می‌داند که درست زمانی که دونالد ترامپ شاخه زیتون به سویش دراز کرده، استفاده از سلاح شیمیایی همه چیز را خراب می‌کند و به ضرر اوست.»
اما واقعیت امر اینست که دستاوردهای نظامی اسد از سال ۲۰۱۵ به این طرف بسیار کند و پرهزینه بوده است. ارتش اسد از هم گسیخته است و با اینکه به پیروزی‌های چشمگیری داشته است ولی تا خاتمه این جنگ راه زیادی مانده.
جاشوا لندیس، تحلیل گر مسايل سوریه و رییس مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اوکلاهاما معتقد است در شرایطی که نیروی نظامی قوت لازم را ندارد، سلاح های شیمیایی گزینه چشمگیری برای یک رهبر به حساب می آیند.
در مکالمه ای در توییتر،‌ در پاسخ به این سوال که به نظر او آیا رهبر سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، می‌گوید: «به نظرم اسد و ژنرال‌هایش ارتشی از هم گسیخته و بی‌رمق دارند ولی می‌خواهند پیروز میدان باشند».
استفاده از بمب اتم در ناگازاکی و هیروشیما به آمریکا کمک کرد که برنده جنگ جهانی دوم باشد. هیچ کدام از این دو شهر اهمیت نظامی نداشت. فقط جنبه نمایشی‌اش مهم بود. بخش شوک و حیرت ماجرا.
تصاویر قربانیان حمله‌ی سارین، که بسیاری از آنان کودکان هستند، آزاردهنده است. اما طی این جنگ طولانی رژیم اسد در مورد کشتار غیرنظامیان کمتر دغدغه ای از خود نشان داده است.
جنایات مستند از هر دو طرف این نزاع به چشم میخورد ولی بیشترین کشتار غیرنظامیان توسط رژيم اسد انجام شده است. علاوه بر آن از حمله شیمیایی ۲۰۱۳ تا بمباران بیمارستان‌ها در نبرد حلب در سالی که گذشت، رژیم اسد مکررا قوانین بین‌المللی را در محافظت از غیرنظامیان نقض کرده است.
مقامات رسمی سازمان ملل سال ۲۰۱۳ اعلام کردند که رژيم سوریه مرتکب جنایات جنگی شده است. بازماندگان و کسانی که از رژیم اسد جدا شده‌اند انبوهی از اسناد و مدارک جمع کرده‌اند که شرایط اسفبار شکنجه و کشتار در زندان های اسد را شرح داده است
رژیم اسد همچنین سالهاست که به بمباران و محاصره غذایی غیرنظامیان در مناطق تحت کنترل شورشیان مشغول بوده است. قماری بی‌رحمانه که تا همین هفته داشت جواب می‌داد؛ ترکیب حمایت روسیه و ترس غرب از مداخله او را از هرگونه آسیبی بیشتر از خشم و انتقاد [ظاهری] بیمه می‌کردند.
استفاده از گاز سارین مرحله‌ای جدید از وحشیگری بود،‌ اما این اعتماد به نفس اسد می‌تواند ناشی از این باشد که کاخ سفید رسما اعلام کرد که ما باید واقعیت سیاسی سوریه را بپذیریم. «شاشنک جاشی»، محقق ارشد در موسسه رُسی معتقد است اسد در این مقطع در حالیکه دلایل واضحی برای استفاده از «روشهای ترور» داشته ، احتمالا فکر کرده است که ریسک حمله تلافی‌جویانه در ازای استفاده از سلاح شیمیایی بالا نیست.
او می‌گوید: «به غلط فکر نکنید که اسد همه جا پیروز میدان است و دست بالا را دارد. در بسیاری از مناطق رژیم اسد اسیر جنگ فرسایشی است که خود دلیل کافی برای استفاده از روش‌های ترور به حساب می‌آید . ارتش اسد از لحاظ انسجام وضعیت خوبی ندارد.»
نفس به کارگیری سلاح شیمیایی چیز عجیبی نیست، با در نظر گرفتن اینکه سال ۲۰۱۳ هم این اتفاق افتاده بود و در مقیاس کوچکتری چندین بار پس از آن تکرار شده بود. مسئله‌ای که اکنون با آن مواجه هستیم مقیاس و زمان‌بندی حمله است.
از سال ۲۰۱۳ که حمله شیمیایی با گاز سارین در حومه دمشق اتفاق افتاد، دولت سوریه مرتکب حملات بسیار دیگری با گاز کلر شده است بدون اینکه ذره‌ای هزینه برایش ایجاد شود. سارین البته مرگبارتر است در عین اینکه اثبات استفاده از آن هم با بررسی نمونه‌ها آسان‌تر است. در نتیجه در عین حال که سلاحی است با قدرت بیشتر، ریسک استفاده از آن نیز بالاتر است.
در پی این حمله،‌ این تصور پیش آمد که از این به بعد جلوی حمله‌های آتی شیمیائی به مناطق تحت کنترل شورشیان گرفته خواهد شد، ولی امید کمی وجود دارد که این رخداد نقطه‌ی پایانی بر رنج و مرگ [سوری‌ها] باشد.
عبدالکافی الحمدو، فعال سیاسی می‌گوید: «می‌خوانم که حمله [‌ی‌موشکی آمریکا] با این هدف بوده که جلوی استفاده‌ی دوباره اسد از سلاح شیمیایی را بگیرد. در عین حال این پیام را هم دارد که رژیم اسد می‌تواند هرچقدر خواست به کشتار با بمب‌های بشکه‌ای و خوشه‌ای و فسفری و موشکی ادامه دهد، فقط نباید به سلاح شیمیایی دست بزند.»
منبع: گاردین، ۷ آوریل ۲۰۱۷
https://goo.gl/MnHWOz

«چرا روسیه و ایران باید بشار اسد را رها کنند؟»

ترجمه مقاله نشریه اکونومیست انگلیس پس از حمله شیمیائی خان شیخون، ۸ آوریل ۲۰۱۷:
«وحشت در سوریه پایان‌ناپذیر است. جنگ‌ داخلی‌اش که اکنون وارد هفتمین سال شده است جان قریب نیم‌میلیون تن را گرفته است، ۵ میلیون پناهجو را به بیرون از کشور فرستاده و میلیون‌ها تن را در داخل آواره کرده است. با این‌حال حمله شیمیایی که دستکم ۸۵ نفر را در شهرک خان‌شیخون تحت کنترل شورشیان کشت به عنوان عملی ننگین برجسته شد. در منازعه‌ای کثیف با فرشتگانی اندک‌شمار، این حمله شیمیائی نورافکن را بر بدترین بازیگر صحنه تاباند: رژیم بشار اسد، تحت حمایت روسیه و ایران.
تصاویر کودکان در حال خفگی، حکایت از استفاده از عامل اعصاب، احتمالا سارین، می‌کنند. تولید، ذخیره و استفاده از سلاحی این‌چنین معمولا به تجهیزات دولتی نیاز دارد. تا به حال از هیچ گروه شبه‌نظامی در سوریه، نه حتی از جهادی‌های دولت اسلامی که از کلر و گاز خردل استفاده کرده‌اند، گزارش معتبری منتشر نشده که در میدان‌ جنگ از گاز عامل اعصاب استفاده کرده باشند. روزنامه‌های اسرائیلی از قول مقامات امنیتی نوشته‌اند که فرمان حمله شیمیایی از سوی «بالاترین مقامات» در سوریه صادر شده است. ادعای روسیه مبنی بر اینکه گاز وقتی پخش شده‌ است که یک انبار تسلیحاتی شورشیان بمباران شده، تقریبا به تمامی یک دروغ است.سزاوار است تا محافظ‌ اول آقای اسد، رئیس‌جمهور روسیه ولادمیر پوتین، هشداری بابت این رسوایی دریافت کند.
لکه‌ننگی ابدی
غالبا از یادها می‌رود که طرح ممنوعیت سلاح‌های شیمیایی یکی از قدیمی‌ترین توافق‌های جهانی است تا از زشتی جنگ بکاهد. حتی روسیه، که این اواخر به قواعد بین‌المللی با دیده تحقیر می‌نگرد، به نفعش است که از پلید دانسته‌شدن چنین سلاح‌هایی حفاظت کند. تصور کنید بمبگذاری تروریستی که در ۳ آوریل در مترو سن‌پترزبورگ رخ داد شامل گاز سمی بود. سلاح‌های شیمیایی، بنا به هویت ذاتی خود، کور هستند.
در جریان نبرد کارآیی آنان سوال‌برانگیز است؛ ارتش‌های منظم می‌توانند از خود در برابر گازهای سمی محافظت کنند. اما این سلاح‌ها ابزارهای تروری یگانه علیه غیرنظامیان هستند که جایی برای پنهان شدن ندارند. تابوی استفاده از گاز نباید بسیاری از جنایات دیگر آقای اسد را به حاشیه ببرد، جنایاتی که به خاطرشان سزاوار است روزی در برابر عدالت حاضر شود. و این اولین بار نیست که او متهم به خفه کردن مردم خودش با گاز شده است. اما حمله به خان شیخون عبور از خطر قرمزی است که آقای اسد خودش قول داده بود به آن احترام بگذارد. وقتی ۱۴۰۰ تن را با گاز سارین در سال ۲۰۱۴ در غوطه در بیرون دمشق کشت، رژیمش خط قرمز را رد کرد. آقای اوباما از ترتیب دادن حملات تنبیهی ناتوان ماند و به جایش یک توافق روسی را قبول کرد که طی ان سوریه می‌بایست به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی بپیوندد و مخازن گاز خود را تسلیم کند.
در آن زمان این توافق یک اشتباه محاسباتی جدی به نظر می‌رسید، اینکه چقدر جدی بود اکنون واضح است. استفاده از سارین در خان شیخون نشان می‌دهد سوریه بخشی از مخزن عامل اعصاب خود را پنهان کرده است یا آنها را از نو تولید کرده که تخطی از تعهداتش به حساب می‌آید. با استفاده مجدد از گاز اعصاب، آقای اسد دارد اصلی را به استهزا می‌گیرد که همه جهان قبولش کرده است.
روسیه با پیاده کردن نیروی هوائی‌اش در سوریه در سال ۲۰۱۵ آقای اسد را نجات داد، کمکش کرد تا زمین‌های از دست رفته را بازپس بگیرد و یک پیروزی تاکتیکی را دربرابر آمریکا به ثبت رساند. اکنون غرب نمی‌تواند آقای اسد را بمباران کند بی‌آنکه ریسک یک درگیری با روسیه را قبول کند. دونالد ترامپ حق دارد، نه کاملا، که بابت این اوضاع درهم آقای اوباما را به‌خاطر ضعفش سرزنش کند. آقای ترامپ خودش در سال ۲۰۱۳ با عملیات نظامی مخالف بود. به عنوان یک کاندیدا او می‌گفت که آمریکا باید در بمباران کردن داعش به روسیه بپیوندد. به عنوان رئیس‌جمهور می‌گوید که حالا نظرش را درباب سوریه تغییر داده است؛ او باید از این مطلب آغاز کند که نماینده‌اش در سازمان ملل را به تقبیح روسیه برانگیزد. در حال حاضر، پوتین نه متحدی در جنگ علیه جهادیسم که محرکی برای آن است.
شاید آقای اسد اینطور رفتار می‌کند تا روئین‌تنی‌اش را به نمایش بگذارد. یا شاید از توافق دیپلماتیک تحمیلی می‌ترسد. در هر صورت روسیه تا ابد به جنایات جنگی او ملوث شده است. ایران نیز هم همین‌طور، برخلاف این واقعیت که بسیاری ایرانیان هنوز از تاثیرات گازهای سمی که توسط عراق علیه‌شان در جنگ ۱۹۸۰-۱۹۸۸ به کار برده شد رنج می‌برند.
هرچقدر روسیه و ایران بیشتر آقای اسد را در قدرت نگه دارند، بیشتر در گناهش شریک‌ خواهند شد. وقتش رسیده است تا آنان متحد سمی خود را رها کنند.»
منبع: اکونومیست، ۸ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/posGcj

«بی‌عقوبتی»

ترجمه سرمقاله روزنامه لیبراسیون فرانسه پیرامون حمله شیمیائی ارتش سوریه به خان شیخون، ۵ آوریل ۲۰۱۷:

«تصاویری که از سوریه به دست ما می‌رسند و جائی را نشان می‌دهند که یک حمله شیمیایی یکصد تن را کشته است غیرقابل تحمل‌اند. نمی‌توان آن‌ها را تاب آورد. این کودکان خفه‌شده از استنشاق گاز با چشمان تماما باز و وحشتزده‌شان به ما این نکته را یادآوری می‌کنند که در چندین هزار کیلومتری اینجا در حالی که ما داریم عیش اولین روزهای بهار را می‌بریم، مردمی به تمامی در سکوت جمعی کشتار می‌شوند. و بدتر اینکه تنها این عکس نیست.
بدتر این است که این تصویر کاملا شبیه عکس‌هایی است که چهار سال پیش گرفته شدند؛ در سال ۲۰۱۳ زمانی که رژیم سوریه برای اولین بار سلاح شیمیایی را علیه مردم خودی به کار گرفت. دمشق و مسکو هرچه بگویند، شاهدین عینی انگشت را در این کشتار به سمت بشار اسد اشاره می‌روند. پس سوالی حیاتی مطرح می‌شود؛ روسها‌ که در سال ۲۰۱۳ ضامن انهدام مکان‌ تسلیحات شیمیایی سوریه شدند چه کار کردند؟ ظاهرا کار را انجام ندادند. از روی سهو یا عمدا؟ دقیقا این ضمانت بود که بمباران‌های پیش‌بینی‌شده توسط آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها را متوقف کرد و این حمایت قوی بود که سبب شد بشار اسد از آن زمان تا کنون مردم خودش را در کمال بی‌عقوبتی بکشد بی‌آنکه هیچ رئیس‌جمهوری در کل کره زمین بخواهد یا برسد او را متوقف کند.
شش سال است که مناسبات قدرت، بزدلی‌ها و ناکارآمدی‌ها مسیر هرگونه امیدی را برای خروج از منازعه‌ای که بیش از ۴۰۰ هزار کشته برجا گذاشته است مسدود کرده‌اند. بدتر این است که این عکس‌ها بدون شک آخرین عکس‌ها نخواهند بود. جامعه جهانی در بن‌بست کامل است، بشار اسد را جنون فرا گرفته و مسکو از رها کردن او تحت عنوان این‌که تهدید واقعی جهادی‌ها بدتر است، امتناع می‌کند. اروپا بی‌رمق شده است؛ دو تکیه‌گاهش فرانسه و آلمان، به خاطر کمپین‌های انتخاباتی فلج شده‌اند و آمریکایی‌ها تحت ریاست‌جمهوری دیوانه‌ای هدایت می‌شوند که نمی‌دانیم ترجیح می‌دهد مداخله کند یا بر کنار بماند. بدتر، این بی‌عقوبتی است. شرمی بی‌پایان.»
منبع: https://goo.gl/Dz2Fkk
* تصویر از صفحه اول روزنامه لیبراسیون با تیتر «کودکان اسد» به خاطر دلخراش بودن توسط صفحه گزارش جنگ تار شده است. نسخه اصلی تصویر را اینجا ببینید: https://goo.gl/gQuMcA

«هر طرف که نگاه می‌کردی انسان‌های مُرده می‌یافتی»

ترجمه‌ی گزارش خبرنگار روزنامه گاردین انگلیس از درون خان شیخون در ادلب پس از حمله شیمیائی، ۷ آوریل ۲۰۱۷:
«خان شیخون شهر ارواح است، خیابان‌هایش متروکه و ساکت‌اند، گویی سوگوار قربانیان قساوتی هستند که دو روز پیش در این مکان اتفاق افتاد.
تنها بازمانده از آن‌چه اتفاق افتاد حفره‌ای سیاه در نزدیکی بخش شمالی شهر است؛ جایی که یک راکت تجهیز شده به گاز عامل اعصاب فرود آمد و بیش از ۷۰ نفر را، در یکی از پرتلفات‌ترین حمله‌های شیمیایی طی شش سال گذشته در سوریه، کشت.
تمام آن چه که از حمله به شهر تحت کنترل شورشیان واقع در استان ادلب، باقی مانده بوی زننده‌ای که باعث خارش مجاری بینی می‌شود و بقایای کوچک و سبز رنگی از راکت است. خانه‌های آن اطراف از حیات خالی شده‌اند. علائمی که قربانیان از خود نشان دادند سازگار با گاز سارین است، گاز شیمیایی عامل اعصاب که در سال ۲۰۱۳ بر روی ناحیه‌ای در اختیار معارضین در نزدیکی دمشق پرتاب شد و بیش از ۱۰۰۰ نفر را کشت. پس از آن حمله به نظر می‌رسید که رژیم زرادخانه شیمیایی‌اش را تسلیم کرده باشد.
مسکو، که حامی اصلی بشار اسد در جنگ است، گفته است که دولت سوریه یک کارخانه تولیدکننده گازهای سمی که به دست شورشیان اداره می‌شد را بمباران کرده و بر اثر آن گاز به بیرون نشت کرده بود.
روزنامه گاردین، اولین رسانه غربی که از محل وقوع حمله بازدید کرده است، انبار و سیلوهایی را که درست در کنار محل فرود موشک قرار داشتند وارسی کرد اما هیچ چیز بجز محوطه‌ای متروک و پوشیده از غبار و سیلوهایی نیمه ویران که بوی پس‌مانده غلات و کود حیوانات می‌دادند پیدا نکرد. ساکنان می‌گفتند که سیلوها در حمله‌های هوائی شش ماه پیش آسیب دیده بودند و از آن زمان بدون استفاده مانده بودند. یکی از افراد می‌گوید:«می‌توانید ببینید؛ در آنجا چیزی بجز شاید مقداری غلات و کود حیوانات چیزی نیست. حتی لاشه یک بز هم آنجا است که بر اثر حمله خفه شده». ساکنان ادعاهای روسیه را باور نمی‌کردند.
هیچ شاهدی از این که در روزها یا هفته‌های اخیر ساختمانی در نزدیکی جایی که این تعداد بر اثر گاز شیمیایی اعصاب کشته یا مجروح شدند مورد اصابت قرار گرفته باشد وجود نداشت. خانه‌های سوی دیگر خیابان از بیرون سالم به نظر می‌رسیدند. هیچ محدوده آلوده شده‌ای در نزدیکی هیچ ساختمانی وجود نداشت. در عوض محدوده‌های آلوده شده در حول گودالی بودند که در میانه‌ی جاده پدید آمده بود.
روزنامه گاردین در تلاش برای بازسازی حمله، با شاهدان، امدادرسانان اولیه، بستگان قربانیان و مصدومان مصاحبه کرد. آن‌ها جزئیات جدیدی را ارائه کردند که زوایای اتفاقی را روشن ساخت که محکومیت جهانی و توجه مجدد به سبعیت جنگ سوریه را به دنبال داشت.
حمید خطینی، داوطلب امداد شهری [کلاه سفید‌ها] در خان شیخون می‌گوید «انگار قیامت شده بود». شاهدان گفتند که حمله‌های هوایی اندکی پس از ساعت ۶:۳۰ صبح روز سه‌شنبه، با انداختن چهار بمب در نقاط مختلف شهر آغاز شد. در ابتدا آن‌ها گمان کردند که این نیز حمله‌ای دیگر است، تا این که اولین امدادگرانی که به صحنه رسیده بودند شروع به افتادن بر زمین کردند.
خطینی می‌گوید «آن‌ها به ما گفتند «مرکز ما داریم کنترل را از دست می‌دهیم». ما نمی‌دانستیم از چه چیزی حرف می‌زدند. بعد گفتند «بیایید و ما را نجات بدهید، ما دیگر نمی‌توانیم راه برویم». و تیم‌های دوم و سوم تنها مجهز با ماسک صورت رفتند. ما از ۵۰۰ متر دورتر می‌توانستیم بوی آن را استشمام کنیم.»
مردم صحنه‌ای پر از وحشت را در محل حمله توصیف کردند. مجروحان بر روی زمین به خود می‌لرزیدند و دچار تشنج بودند، بر دهانشان کف آمده بود، لب‌هایشان کبود شده بود، و به هوش می‌آمدند و از هوش می‌رفتند.
ابوالبراء که در نزدیکی محل حادثه زندگی میکند و بعد از حمله به طرف مکان دویده تا به کمک بشتابد می‌گوید: «بچه‌ها را خوابیده روی زمین پیدا کردم در حالی که داشتند نفس‌های اخرشان را می‌کشیدند، لب‌هایشان داشت کبود می‌شد »
خطینی در حالی که در سوی دیگر خیابان محل اصابت موشک ایستاده اضافه می‌کند: «آدم‌ها روی پشت بام‌ها و در زیرزمین‌ها، روی زمین در خیابان. هر کجا که چشم می‌انداختی انسان‌های مرده می‌دیدی.»
بیمارانی که در حال خفگی بودند و آن‌هایی که جانشان را از دست داده بودند به یک مرکز امداد شهری و درمانگاهی که در کنار آن قرار دارد منتقل شدند. این مرکز و درمانگاه در کناره‌ی یک دماغه‌ی سنگی بنا شده‌اند تا در برابر حمله‌های هوایی احتمالی تاب بیاورد. کشته شدگان در کپری در آن نزدیکی خوابانده شدند و در همان حال نیروهای امداد اضطراری به مصدومان آب می‌پاشیدند و آتروپین، پادتنی برای گاز اعصاب، تزریق می‌کردند. اما در همان حال که نیروهای امدادی تلاش می‌کردند تا از این بحران به خود بیایند، بین ساعت ۸ و ۱۰، حملات هوایی درمانگاه و مرکز امداد شهری را هدف قرار دادند. آن کپر بر روی اجساد کشته شدگان فروریخت و کار خدمت‌رسانی در آن محل متوقف شد.
یکی از مقامات گروه شورشی احرار الشام که در صحنه بود گفت: «شاید خلبانان این افسانه را شنیده‌اند که ممکن است ۴۸ ساعت بعد از مردن بر اثر سارین دوباره زنده بشوید، و تصمیم گرفتند تا دوباره محض احتیاط آن‌ها را بمباران کنند». او ادامه داد: «خدا را شکر که روز قیامتی پس از مرگ وجود دارد.»
گاردین از درمانگاه و مرکز دفاع شهری که ویران شده‌اند بازدید کوتاهی کرد. مردم محلی گفتند که هواپیماهای شناسایی پیش‌تر در آسمان دیده شده‌اند و فکر می‌کردند این منطقه ممکن است دوباره در آن روز هدف قرار بگیرد.
محل [حمله] با آوار پر شده بود. درون آن، تجهیزات بیمارستانی، تخت‌ها، ابزار جراحی و جعبه‌های کوچک دارو زیر غبار پوشیده شده یا بر روی زمین شکسته بودند. هیچ سلاحی دیده نمی‌شد و اتاق‌هایی که درون فرورفتگی صخره قرار داشتند به دنبال قطع برق در تاریکی فرو رفته بودند.
در قبرستانی که در آن نزدیکی قرار داشت، گورها هنوز از تشییع جنازه‌های روز گذشته تازه بودند و خاک سرخ رنگ هنوز روی قبرها بود. در یک گوشه ۱۸ قبر جدید پر شده بود اما نام‌های حک شده بر روی سنگ قبرها تقریبا محو بودند. اجساد ۲۰ نفر در این قبرها بود، از جمه دو کودک که همراه با مادرشان به خاک سپرده شده بودند. آن‌ها همگی اعضای یک خانواده بودند.
عبدالحمید یوسف، یکی از معدود بازماندگان خانواده، در مجلس ختم در خانه‌اش در خان شیخون، یک روز پس از دفتن همسر و دوقلوهای نه ماه‌اش، احمد و ایا، به سختی جلوی اشک‌هایش را می‌گرفت.
یوسف به کمک دیگر قربانیان حمله شتافته بود. اما هنگامی که بازگشت بیشتر خانواده‌اش را کشته شده یافت، از جمله برادر، خواهر، برادزاده و خواهرزاده‌هایش. همسر و فرزندان او به پناهگاه در زیرزمین گریخته بودند اما در همان‌جا بر اثر استنشاق گاز سمی‌ای که به درون نشت کرده بود جانشان را از دست دادند.
عصر آن روز در گورستان او اصرار داشت تا دو فرزند دوقلویش را خودش با دستان خودش به خاک بسپارد. یوسف در حالتی تقریبا نیمه‌هشیار  و با حالتی بریده بریده نام فرزندانش را تکرار می‌کرد: «ایا و احمد، جان‌های من، یاسر و احمد، داداش‌هایم که هوایم را داشتید. عموره و حمودی، شعیما و خیلی‌های دیگر»
منبع: گاردین، ۷ آوریل ۲۰۱۷
https://goo.gl/pa3tVQ

در سوریه «گاز مرگ» یک مرحله تازه نیست، بلکه دنباله‌ی یک تراژدی است

ترجمه مقاله موضع سردبیری روزنامه لوموند فرانسه پیرامون حملات شیمیائی به خان شیخون، ۵ آوریل ۲۰۱۷
«تنها جزئیات فیزیکی ملموس هستند که بی‌رحمی حمله‌ای با گاز اعصاب را می‌توانند شرح دهند. حمله‌ای که سه‌شنبه ۴ آوریل در شمال غربی سوریه در شهر خان‌شیخون(تحت کنترل شورشیان سوری) رخ داد و طبق ارقام منتشره از سوی یک نهاد محلی جان میان ۶۰ تا ۱۰۰ تن شامل ده‌ها کودک را گرفت.
همچون حمله‌ی قبلی از این دست در حومه دمشق در ماه اوت ۲۰۱۳ که چندصد قربانی، کشته و مصدوم، برجا گذاشت این حمله نیز به هنگام سپیده‌دم اتفاق افتاد. گاز، بدون شک گاز سارین، که می‌تواند با راکت یا موشک شلیک شود به درون خانه‌ها نفوذ کرد. مردم را در خواب غافلگیر کرد تا بتواند بیشترین شمار قربانی را بگیرد؛ پیش از آنکه کسی زمان داشته باشد تا بتواند پناه بگیرد. مرگ در اثر خفگی. تصاویر سه‌شنبه کودکان را با دهان‌های کف‌کرده نشان می‌دهد که مایوسانه تلاش می کنند تا ذره‌ای هوا را تنفس کنند، پیش از آنکه تلف شوند.
این‌بار یک هواپیمای سوری بود که یک یا دو راکت را به هنگام صبحگاه روی خان‌شیخون پرتاب کرد تا آن‌ها [با انفجار] دو ابر تیره را پخش کنند. آمریکایی‌ها، بریتانیایی‌ها، فرانسوی‌ها و بیشتر نهادهای محلی خبر از حمله‌ای عمدی از سوی رژیم دادند. سازمان ملل گفت که برای یک «جنایت جنگی» احتمالی تحقیق خواهد کرد. شورای امنیت باید چهارشنبه تشکیل جلسه دهد. خان‌ شیخون توسط شبه‌نظامیان شورشی وابسته به القاعده کنترل می‌شود که در روزهای اخیر عملیاتی را در ناحیه ترتیب داده‌اند.
رژیم بشار اسد و متحد روس‌اش می‌گویند راکت شلیک شده از هواپیمای روس یک انبار سلاح‌های شیمیایی متعلق به شورشیان را منفجر کرده است. این دلیل با صحنه‌ی وقایع روز سه‌شنبه همخوانی ندارد. از این رو که وقتی ساکنان، جان‌بدربردگان و مصدومان را به درمانگاه شهر منتقل کردند یک هواپیمای سوریه بازگشته و درمانگاه را بمباران کرده است. گویی که می‌خواسته «کار» را تمام کند.
این حمله آمریکا و دونالد ترامپ را در یک موقعیت دشوار قرار داده است. در روزهای اخیر آنها متمایل به واقع‌گرایی شده بودند؛می‌گفتند هرچه میخواهیم فکر کنیم، واقعیت این است که بشار اسد به مثابه پایگاهی در مقابل جهادیسم است. اما سه‌شنبه ترامپ گفت که دنیای متمدن نمی‌تواند فضاحتی چون حمله به خان‌شیخون را نادیده بگیرد. نماینده‌اش در سازمان ملل، نیکی هلای،بشار اسد را «جنایتکاری جنگی» خواند.
مذاکرات در نقطه‌ی مرگ هستند. آمریکاییها (بیش از پیش منفعل) و روس‌ها (در خطر فرو رفتن در سوریه) به ندرت با یکدیگر حرف می‌زنند. بعد از باراک اوباما، دونالد ترامپ (اما همچنین ولادمیر پوتین) رودرروی این واقعیت هستند: رژیم سوریه و جهادی‌ها در یک مارپیچ وحشگیری جنایتکارانه با یکدیگر ملاقات کرده‌اند. آن‌ها در بربریتی همدست هستند که رسم یک گفتگوی داخلی بین طرف‌های سوری را غیرممکن کرده است. [در فرانسه] اکنون تنها مداحان فرانسوی اسد حضور دارند، همان‌هایی که مشتاق دعوتنامه‌ی دمشق‌اند بی‌آنکه وضعیت بالا را درک کرده باشند.
حمله‌ی ‌سه‌شنبه یک مرحله‌[ی‌تازه] نیست.دنباله‌ی یک تراژدی است که بی‌وقفه تجدید می‌شود و بدون عمل مشخصی از جانب آمریکا-روسیه و تمرکز برای مسئله‌ی اسد، همچون مسئله‌ی جهادیسم، باز هم حوادثی به همین دهشتناکی در کار خواهند بود.»
منبع: https://goo.gl/x94kQo

«اسد می‌داند اعمالش عقوبتی در پی نخواهند داشت»

ترجمه مقاله موضع رسمی روزنامه گاردین انگلیس پیرامون حمله شیمیائی به خان شیخون در ادلب، ۵ آوریل ۲۰۱۷
«تصاویر اندوه‌بار مصدومین مستاصل و کودکان جانباخته در سوریه با طور غم‌انگیزی بسیار آشنا هستند. اما حمله روز سه‌شنبه به استان ادلب تحت‌کنترل شورشیان واکنشی را ایجاب کرده است؛ این حمله یکی از بدترین حملات مظنون به شیمیائی در طول ۶ سال جنگ است. رخدادی که جان دستکم ۶۷ تن را گرفت و علائم، استفاده از عامل اعصاب، احتمالا سارین، را نشان می دهند. این حمله مکانی را هدف گرفت که هزاران تن از بیم درگیری‌های رخ‌داده در نزدیکی در آنجا پناه گرفته بودند. این حمله سپس با حملات به مراکز درمانی که قربانیان را مداوا می‌کردند پی گرفته شد. نماینده بریتانیا در سازمان ملل می‌گوید این حمله«تمام نشانی‌های حمله‌ای از جانب رژیم» را داشته است. کاخ سفید دولت سوریه را متهم به حمله‌ای «شنیع» کرده است.
دمشق استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی را تکذیب می‌کند و معین کردن ماده‌های مورد استفاده همواره دشوار بوده است بویژه با درنظر گرفتن مشکلاتی که کارشناسان در دسترسی به محل رخداد حادثه داشته‌اند. با این وجود، شواهد به دست آمده تا کنون به یک سمت اشاره دارند؛ نه تنها از این‌ جهت که تولید سارین امر آسانی نیست. در سال ۲۰۱۳ پس از آنکه گاز سارین تا ۱۳۰۰ تن را در منطقه‌ محاصره‌شده‌ غوطه در دمشق کشت، بشار اسد زیر تهدید حمله آمریکا موافقت کرد که انبارهای سلاح‌های شیمیائی‌اش را از بین ببرد. اما یک گزارش شورای امنیت سال پیش هشدار داد که رژیم به حملات با گاز کلر علیه شهروندان ادامه می‌دهد (دولت اسلامی همچنین گاز سولفور خردل را استفاده کرده است) سازمان جهانی دیدبان حقوق بشر ۲۴ حمله با گاز کلر از سال ۲۰۱۴ بدین سو را ثبت کرده است که این شامل استفاده سیستماتیک در حلب نیز می‌شود. سوءظن این است که حمله سه‌شنبه، همچون مورد حمله‌ی مشکوک به سارین دیگری که در ماه دسامبر در شرق حما ۹۳ تن را کشت مقابله به مثلی باشد در برابر فشاری نظامی که رژیم در ناحیه آن را احساس می‌کند. وقتی رژیم عقب‌رانده شده خواسته است هزینه‌ای به طرف روبرو تحمیل کند، از جیب جان غیرنظامیان.
اکنون برخی خواسته‌اند ارتباطی رسم کنند بین استفاده از عامل‌های مرگبارتر و تغییر موضع آمریکا در قبال سوریه.وزیر خارجه هفته پیش گفته بود آینده‌ای آقای اسد امری مربوط به مردم سوریه است در حالی‌که نماینده آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد کنار زدن او دیگر اولویت به حساب نمی‌آید(گرچه بعدتر این‌ اظهارنظر را تلطیف کرد)
این اظهارنظرها به طور خطرناکی این اطمینان را نزد رژیم «تقویت» کرد (بیشتر از اینکه چنین فکری را ایجاد کند) که می‌تواند به ارتکاب جنایات جنگی دست زند بی‌آنکه عقوبتی در انتظارش باشد. زمانی که دونالد ترامپ کاندیدا بود گفته بود آینده‌ی آقای اسد در قیاس با مسئله‌ی شکست‌دادن داعش مسئله‌ای درجه دو از نظر اهمیت به شمار می‌رود.
در ماه فوریه، روسیه و چین یک قطعنامه شورای امنیت را که قصد وضع تحریم بر روی استفاده از سلاح‌های شیمیایی بود وتو کردند. نشست روز چهارشنبه هم بعید است تغییر زیادی صورت دهد. اروپا عمیقا نگران است، نه تنها از بابت امنیت خودش و اینکه تاکید کرده بود در آینده جایی برای آقای اسد نیست، بلکه از این بابت که حمله ساعاتی قبلی از کنفرانسی دوروزه در بروکسل در باب آینده سوریه اتفاق افتاد که توسط سازمان ملل و اتحادیه اروپا ترتیب داده شده بود. مذاکرات صلح نیز که سال‌هاست در جریان است و انتظارات اکنون به پایین‌ترین سطح از هر زمان دیگری رسیده است.
تاثیر وحشتناک سلاح‌های شیمیایی در جنگ جهانی اول سبب شد تا پس از آن جنگ اقدامات کنترلی روی آنها در دستور کار قرار گیرد. ۱۹۰ کشور، از جمله سوریه، کنوانسیونی را امضا کرده‌اند که آنان را ممنوع اعلام می‌کند. اکنون کارشناسان هشدار می‌دهند که خطر وجود دارد که استفاده از آنها دوباره عادی شود. بخشی از وحشت حمله‌ی روز سه‌شنبه این است که این حمله جان بسیاری را گرفت و ظن استفاده از گاز سارین جامعه جهانی را که ظاهرا بر سر استفاده از گاز کلر جریحه‌دار کرده بود وادار به واکنش کرده است. اگر مقصرین تا کنون متوقف نشده‌اند باید تمامی تلاش‌ها صرف آن شود تا به محکمه‌ی عدالت کشیده شوند. با تبدیل بی‌عقوبتی به امری دائمی، آن تراژدی که بر سر مردم سوریه آمده است تاثیرات فاجعه‌باری روی بسیاری از دیگران نیز خواهد داشت.»
منبع: https://goo.gl/XWPN4b