«نه به دروغ اسد»

ترجمه مقاله مشترک وزیر خارجه انگلیس، بوریس جانسون، و وزیرخارجه فرانسه، ژان‌مارک ایرو منتشره همزمان در نشریه‌های لوموند و گاردین

«وحشت و مرگ؛ این است سرنوشت کودکان سوری تحت حکومت بشار اسد. در روز ۴ آوریل، دو هواپیما از پایگاه نظامی شعیرات، متعلق به رژیم و تحت حمایت روسیه، برخاستند. به نظر می‌رسد با احتمال قریب به یقین که آن‌ها غیرنظامیان خان شیخون را با گاز مرگبار بمباران کردند. آنچه در پی آن رخ داد ترسناک‌تر از آن است که توصیف شود. رنجی فجیع، طولانی و کور برای نوزادان، زنان و کهنسالان. ده‌ها کشته و صدها مصدوم که تا همیشه آثار این حمله را با خود حمل خواهند کرد. این حمله شرمندگی را برای رژیم سوریه و هوادارانش به همراه آورد. این حمله جهان را شرم‌زده کرده. تا چه وقت می‌توانیم چنین چیزی را تاب بیاوریم؟ادامه نوشته »

«چرا حمله با عامل اعصاب از نظر اسد کاری منطقی بود»

ترجمه مقاله روزنامه گاردین انگلیس درباره‌ی عوامل موثر در حمله شیمیایی به خان شیخون

پس از شش سال جنگ داخلی و گذشت روزگاری که احتمال جان به در بردن بشار اسد از این منازعه بسیار کم به نظر می‌رسید، ماه آوریل به نظر بد شروع نشده بود. نبرد خونین همچنان در سراسر کشور جریان داشت ولی ارتش اسد به یاری گروه شبه‌نظامیان و نظامیان کشورهای حامی او، دست بالا را در این مقطع داشتند. به نظر می‌آمد کاخ سفید هم گزینه تغییر رژیم را از گزینه‌هایش حذف کرده است.
تا اینکه سه شنبه (چهارم آوریل) نیروی هوائی سوریه شهرک خا‌ن‌شیخون را بمباران کرد و عده زیادی را با گاز شیمیایی سارین به قتل رساند. دو روز پس از آن دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، اجازه حمله موشکی به فرودگاه نظامی سوریه را صادر کرد،‌ جایی که به گفته او حمله شیمیایی از آنجا انجام شده بود.
منتقدین این حمله‌ی موشکی، آمریکا را به خاطر متهم دانستن اسد مورد حملات تند قرار داده اند، شواهد موجود دال بر دست داشتن اسد در حمله شیمیایی را رد می‌کنند و معتقدند دلیلی ندارد اسد اینگونه دست به چنین حرکتی غیرمنطقی بزند. روسیه و سوریه هر دو ادعا می‌کنند که گاز سارین از انبار مهمات شیمیایی شورشیان منتشر شده که دولت اسد به اشتباه بمباران کرده است. ادعایی که توسط متخصصین بررسی سلاح های شیمیایی رد شده است و با اسناد به دست آمده از محل حادثه هم تطابق ندارد.
به گفته پیتر فورد، سفیر سابق انگلیس در سوریه «اسد دیوانه نیست و بهتر می‌داند که درست زمانی که دونالد ترامپ شاخه زیتون به سویش دراز کرده، استفاده از سلاح شیمیایی همه چیز را خراب می‌کند و به ضرر اوست.»
اما واقعیت امر اینست که دستاوردهای نظامی اسد از سال ۲۰۱۵ به این طرف بسیار کند و پرهزینه بوده است. ارتش اسد از هم گسیخته است و با اینکه به پیروزی‌های چشمگیری داشته است ولی تا خاتمه این جنگ راه زیادی مانده.
جاشوا لندیس، تحلیل گر مسايل سوریه و رییس مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اوکلاهاما معتقد است در شرایطی که نیروی نظامی قوت لازم را ندارد، سلاح های شیمیایی گزینه چشمگیری برای یک رهبر به حساب می آیند.
در مکالمه ای در توییتر،‌ در پاسخ به این سوال که به نظر او آیا رهبر سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، می‌گوید: «به نظرم اسد و ژنرال‌هایش ارتشی از هم گسیخته و بی‌رمق دارند ولی می‌خواهند پیروز میدان باشند».
استفاده از بمب اتم در ناگازاکی و هیروشیما به آمریکا کمک کرد که برنده جنگ جهانی دوم باشد. هیچ کدام از این دو شهر اهمیت نظامی نداشت. فقط جنبه نمایشی‌اش مهم بود. بخش شوک و حیرت ماجرا.
تصاویر قربانیان حمله‌ی سارین، که بسیاری از آنان کودکان هستند، آزاردهنده است. اما طی این جنگ طولانی رژیم اسد در مورد کشتار غیرنظامیان کمتر دغدغه ای از خود نشان داده است.
جنایات مستند از هر دو طرف این نزاع به چشم میخورد ولی بیشترین کشتار غیرنظامیان توسط رژيم اسد انجام شده است. علاوه بر آن از حمله شیمیایی ۲۰۱۳ تا بمباران بیمارستان‌ها در نبرد حلب در سالی که گذشت، رژیم اسد مکررا قوانین بین‌المللی را در محافظت از غیرنظامیان نقض کرده است.
مقامات رسمی سازمان ملل سال ۲۰۱۳ اعلام کردند که رژيم سوریه مرتکب جنایات جنگی شده است. بازماندگان و کسانی که از رژیم اسد جدا شده‌اند انبوهی از اسناد و مدارک جمع کرده‌اند که شرایط اسفبار شکنجه و کشتار در زندان های اسد را شرح داده است
رژیم اسد همچنین سالهاست که به بمباران و محاصره غذایی غیرنظامیان در مناطق تحت کنترل شورشیان مشغول بوده است. قماری بی‌رحمانه که تا همین هفته داشت جواب می‌داد؛ ترکیب حمایت روسیه و ترس غرب از مداخله او را از هرگونه آسیبی بیشتر از خشم و انتقاد [ظاهری] بیمه می‌کردند.
استفاده از گاز سارین مرحله‌ای جدید از وحشیگری بود،‌ اما این اعتماد به نفس اسد می‌تواند ناشی از این باشد که کاخ سفید رسما اعلام کرد که ما باید واقعیت سیاسی سوریه را بپذیریم. «شاشنک جاشی»، محقق ارشد در موسسه رُسی معتقد است اسد در این مقطع در حالیکه دلایل واضحی برای استفاده از «روشهای ترور» داشته ، احتمالا فکر کرده است که ریسک حمله تلافی‌جویانه در ازای استفاده از سلاح شیمیایی بالا نیست.
او می‌گوید: «به غلط فکر نکنید که اسد همه جا پیروز میدان است و دست بالا را دارد. در بسیاری از مناطق رژیم اسد اسیر جنگ فرسایشی است که خود دلیل کافی برای استفاده از روش‌های ترور به حساب می‌آید . ارتش اسد از لحاظ انسجام وضعیت خوبی ندارد.»
نفس به کارگیری سلاح شیمیایی چیز عجیبی نیست، با در نظر گرفتن اینکه سال ۲۰۱۳ هم این اتفاق افتاده بود و در مقیاس کوچکتری چندین بار پس از آن تکرار شده بود. مسئله‌ای که اکنون با آن مواجه هستیم مقیاس و زمان‌بندی حمله است.
از سال ۲۰۱۳ که حمله شیمیایی با گاز سارین در حومه دمشق اتفاق افتاد، دولت سوریه مرتکب حملات بسیار دیگری با گاز کلر شده است بدون اینکه ذره‌ای هزینه برایش ایجاد شود. سارین البته مرگبارتر است در عین اینکه اثبات استفاده از آن هم با بررسی نمونه‌ها آسان‌تر است. در نتیجه در عین حال که سلاحی است با قدرت بیشتر، ریسک استفاده از آن نیز بالاتر است.
در پی این حمله،‌ این تصور پیش آمد که از این به بعد جلوی حمله‌های آتی شیمیائی به مناطق تحت کنترل شورشیان گرفته خواهد شد، ولی امید کمی وجود دارد که این رخداد نقطه‌ی پایانی بر رنج و مرگ [سوری‌ها] باشد.
عبدالکافی الحمدو، فعال سیاسی می‌گوید: «می‌خوانم که حمله [‌ی‌موشکی آمریکا] با این هدف بوده که جلوی استفاده‌ی دوباره اسد از سلاح شیمیایی را بگیرد. در عین حال این پیام را هم دارد که رژیم اسد می‌تواند هرچقدر خواست به کشتار با بمب‌های بشکه‌ای و خوشه‌ای و فسفری و موشکی ادامه دهد، فقط نباید به سلاح شیمیایی دست بزند.»
منبع: گاردین، ۷ آوریل ۲۰۱۷
https://goo.gl/MnHWOz

«چرا روسیه و ایران باید بشار اسد را رها کنند؟»

ترجمه مقاله نشریه اکونومیست انگلیس پس از حمله شیمیائی خان شیخون، ۸ آوریل ۲۰۱۷:
«وحشت در سوریه پایان‌ناپذیر است. جنگ‌ داخلی‌اش که اکنون وارد هفتمین سال شده است جان قریب نیم‌میلیون تن را گرفته است، ۵ میلیون پناهجو را به بیرون از کشور فرستاده و میلیون‌ها تن را در داخل آواره کرده است. با این‌حال حمله شیمیایی که دستکم ۸۵ نفر را در شهرک خان‌شیخون تحت کنترل شورشیان کشت به عنوان عملی ننگین برجسته شد. در منازعه‌ای کثیف با فرشتگانی اندک‌شمار، این حمله شیمیائی نورافکن را بر بدترین بازیگر صحنه تاباند: رژیم بشار اسد، تحت حمایت روسیه و ایران.
تصاویر کودکان در حال خفگی، حکایت از استفاده از عامل اعصاب، احتمالا سارین، می‌کنند. تولید، ذخیره و استفاده از سلاحی این‌چنین معمولا به تجهیزات دولتی نیاز دارد. تا به حال از هیچ گروه شبه‌نظامی در سوریه، نه حتی از جهادی‌های دولت اسلامی که از کلر و گاز خردل استفاده کرده‌اند، گزارش معتبری منتشر نشده که در میدان‌ جنگ از گاز عامل اعصاب استفاده کرده باشند. روزنامه‌های اسرائیلی از قول مقامات امنیتی نوشته‌اند که فرمان حمله شیمیایی از سوی «بالاترین مقامات» در سوریه صادر شده است. ادعای روسیه مبنی بر اینکه گاز وقتی پخش شده‌ است که یک انبار تسلیحاتی شورشیان بمباران شده، تقریبا به تمامی یک دروغ است.سزاوار است تا محافظ‌ اول آقای اسد، رئیس‌جمهور روسیه ولادمیر پوتین، هشداری بابت این رسوایی دریافت کند.
لکه‌ننگی ابدی
غالبا از یادها می‌رود که طرح ممنوعیت سلاح‌های شیمیایی یکی از قدیمی‌ترین توافق‌های جهانی است تا از زشتی جنگ بکاهد. حتی روسیه، که این اواخر به قواعد بین‌المللی با دیده تحقیر می‌نگرد، به نفعش است که از پلید دانسته‌شدن چنین سلاح‌هایی حفاظت کند. تصور کنید بمبگذاری تروریستی که در ۳ آوریل در مترو سن‌پترزبورگ رخ داد شامل گاز سمی بود. سلاح‌های شیمیایی، بنا به هویت ذاتی خود، کور هستند.
در جریان نبرد کارآیی آنان سوال‌برانگیز است؛ ارتش‌های منظم می‌توانند از خود در برابر گازهای سمی محافظت کنند. اما این سلاح‌ها ابزارهای تروری یگانه علیه غیرنظامیان هستند که جایی برای پنهان شدن ندارند. تابوی استفاده از گاز نباید بسیاری از جنایات دیگر آقای اسد را به حاشیه ببرد، جنایاتی که به خاطرشان سزاوار است روزی در برابر عدالت حاضر شود. و این اولین بار نیست که او متهم به خفه کردن مردم خودش با گاز شده است. اما حمله به خان شیخون عبور از خطر قرمزی است که آقای اسد خودش قول داده بود به آن احترام بگذارد. وقتی ۱۴۰۰ تن را با گاز سارین در سال ۲۰۱۴ در غوطه در بیرون دمشق کشت، رژیمش خط قرمز را رد کرد. آقای اوباما از ترتیب دادن حملات تنبیهی ناتوان ماند و به جایش یک توافق روسی را قبول کرد که طی ان سوریه می‌بایست به کنوانسیون تسلیحات شیمیایی بپیوندد و مخازن گاز خود را تسلیم کند.
در آن زمان این توافق یک اشتباه محاسباتی جدی به نظر می‌رسید، اینکه چقدر جدی بود اکنون واضح است. استفاده از سارین در خان شیخون نشان می‌دهد سوریه بخشی از مخزن عامل اعصاب خود را پنهان کرده است یا آنها را از نو تولید کرده که تخطی از تعهداتش به حساب می‌آید. با استفاده مجدد از گاز اعصاب، آقای اسد دارد اصلی را به استهزا می‌گیرد که همه جهان قبولش کرده است.
روسیه با پیاده کردن نیروی هوائی‌اش در سوریه در سال ۲۰۱۵ آقای اسد را نجات داد، کمکش کرد تا زمین‌های از دست رفته را بازپس بگیرد و یک پیروزی تاکتیکی را دربرابر آمریکا به ثبت رساند. اکنون غرب نمی‌تواند آقای اسد را بمباران کند بی‌آنکه ریسک یک درگیری با روسیه را قبول کند. دونالد ترامپ حق دارد، نه کاملا، که بابت این اوضاع درهم آقای اوباما را به‌خاطر ضعفش سرزنش کند. آقای ترامپ خودش در سال ۲۰۱۳ با عملیات نظامی مخالف بود. به عنوان یک کاندیدا او می‌گفت که آمریکا باید در بمباران کردن داعش به روسیه بپیوندد. به عنوان رئیس‌جمهور می‌گوید که حالا نظرش را درباب سوریه تغییر داده است؛ او باید از این مطلب آغاز کند که نماینده‌اش در سازمان ملل را به تقبیح روسیه برانگیزد. در حال حاضر، پوتین نه متحدی در جنگ علیه جهادیسم که محرکی برای آن است.
شاید آقای اسد اینطور رفتار می‌کند تا روئین‌تنی‌اش را به نمایش بگذارد. یا شاید از توافق دیپلماتیک تحمیلی می‌ترسد. در هر صورت روسیه تا ابد به جنایات جنگی او ملوث شده است. ایران نیز هم همین‌طور، برخلاف این واقعیت که بسیاری ایرانیان هنوز از تاثیرات گازهای سمی که توسط عراق علیه‌شان در جنگ ۱۹۸۰-۱۹۸۸ به کار برده شد رنج می‌برند.
هرچقدر روسیه و ایران بیشتر آقای اسد را در قدرت نگه دارند، بیشتر در گناهش شریک‌ خواهند شد. وقتش رسیده است تا آنان متحد سمی خود را رها کنند.»
منبع: اکونومیست، ۸ آوریل ۲۰۱۷ https://goo.gl/posGcj

«بی‌عقوبتی»

ترجمه سرمقاله روزنامه لیبراسیون فرانسه پیرامون حمله شیمیائی ارتش سوریه به خان شیخون، ۵ آوریل ۲۰۱۷:

«تصاویری که از سوریه به دست ما می‌رسند و جائی را نشان می‌دهند که یک حمله شیمیایی یکصد تن را کشته است غیرقابل تحمل‌اند. نمی‌توان آن‌ها را تاب آورد. این کودکان خفه‌شده از استنشاق گاز با چشمان تماما باز و وحشتزده‌شان به ما این نکته را یادآوری می‌کنند که در چندین هزار کیلومتری اینجا در حالی که ما داریم عیش اولین روزهای بهار را می‌بریم، مردمی به تمامی در سکوت جمعی کشتار می‌شوند. و بدتر اینکه تنها این عکس نیست.
بدتر این است که این تصویر کاملا شبیه عکس‌هایی است که چهار سال پیش گرفته شدند؛ در سال ۲۰۱۳ زمانی که رژیم سوریه برای اولین بار سلاح شیمیایی را علیه مردم خودی به کار گرفت. دمشق و مسکو هرچه بگویند، شاهدین عینی انگشت را در این کشتار به سمت بشار اسد اشاره می‌روند. پس سوالی حیاتی مطرح می‌شود؛ روسها‌ که در سال ۲۰۱۳ ضامن انهدام مکان‌ تسلیحات شیمیایی سوریه شدند چه کار کردند؟ ظاهرا کار را انجام ندادند. از روی سهو یا عمدا؟ دقیقا این ضمانت بود که بمباران‌های پیش‌بینی‌شده توسط آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها را متوقف کرد و این حمایت قوی بود که سبب شد بشار اسد از آن زمان تا کنون مردم خودش را در کمال بی‌عقوبتی بکشد بی‌آنکه هیچ رئیس‌جمهوری در کل کره زمین بخواهد یا برسد او را متوقف کند.
شش سال است که مناسبات قدرت، بزدلی‌ها و ناکارآمدی‌ها مسیر هرگونه امیدی را برای خروج از منازعه‌ای که بیش از ۴۰۰ هزار کشته برجا گذاشته است مسدود کرده‌اند. بدتر این است که این عکس‌ها بدون شک آخرین عکس‌ها نخواهند بود. جامعه جهانی در بن‌بست کامل است، بشار اسد را جنون فرا گرفته و مسکو از رها کردن او تحت عنوان این‌که تهدید واقعی جهادی‌ها بدتر است، امتناع می‌کند. اروپا بی‌رمق شده است؛ دو تکیه‌گاهش فرانسه و آلمان، به خاطر کمپین‌های انتخاباتی فلج شده‌اند و آمریکایی‌ها تحت ریاست‌جمهوری دیوانه‌ای هدایت می‌شوند که نمی‌دانیم ترجیح می‌دهد مداخله کند یا بر کنار بماند. بدتر، این بی‌عقوبتی است. شرمی بی‌پایان.»
منبع: https://goo.gl/Dz2Fkk
* تصویر از صفحه اول روزنامه لیبراسیون با تیتر «کودکان اسد» به خاطر دلخراش بودن توسط صفحه گزارش جنگ تار شده است. نسخه اصلی تصویر را اینجا ببینید: https://goo.gl/gQuMcA

«هر طرف که نگاه می‌کردی انسان‌های مُرده می‌یافتی»

ترجمه‌ی گزارش خبرنگار روزنامه گاردین انگلیس از درون خان شیخون در ادلب پس از حمله شیمیائی، ۷ آوریل ۲۰۱۷:
«خان شیخون شهر ارواح است، خیابان‌هایش متروکه و ساکت‌اند، گویی سوگوار قربانیان قساوتی هستند که دو روز پیش در این مکان اتفاق افتاد.
تنها بازمانده از آن‌چه اتفاق افتاد حفره‌ای سیاه در نزدیکی بخش شمالی شهر است؛ جایی که یک راکت تجهیز شده به گاز عامل اعصاب فرود آمد و بیش از ۷۰ نفر را، در یکی از پرتلفات‌ترین حمله‌های شیمیایی طی شش سال گذشته در سوریه، کشت.
تمام آن چه که از حمله به شهر تحت کنترل شورشیان واقع در استان ادلب، باقی مانده بوی زننده‌ای که باعث خارش مجاری بینی می‌شود و بقایای کوچک و سبز رنگی از راکت است. خانه‌های آن اطراف از حیات خالی شده‌اند. علائمی که قربانیان از خود نشان دادند سازگار با گاز سارین است، گاز شیمیایی عامل اعصاب که در سال ۲۰۱۳ بر روی ناحیه‌ای در اختیار معارضین در نزدیکی دمشق پرتاب شد و بیش از ۱۰۰۰ نفر را کشت. پس از آن حمله به نظر می‌رسید که رژیم زرادخانه شیمیایی‌اش را تسلیم کرده باشد.
مسکو، که حامی اصلی بشار اسد در جنگ است، گفته است که دولت سوریه یک کارخانه تولیدکننده گازهای سمی که به دست شورشیان اداره می‌شد را بمباران کرده و بر اثر آن گاز به بیرون نشت کرده بود.
روزنامه گاردین، اولین رسانه غربی که از محل وقوع حمله بازدید کرده است، انبار و سیلوهایی را که درست در کنار محل فرود موشک قرار داشتند وارسی کرد اما هیچ چیز بجز محوطه‌ای متروک و پوشیده از غبار و سیلوهایی نیمه ویران که بوی پس‌مانده غلات و کود حیوانات می‌دادند پیدا نکرد. ساکنان می‌گفتند که سیلوها در حمله‌های هوائی شش ماه پیش آسیب دیده بودند و از آن زمان بدون استفاده مانده بودند. یکی از افراد می‌گوید:«می‌توانید ببینید؛ در آنجا چیزی بجز شاید مقداری غلات و کود حیوانات چیزی نیست. حتی لاشه یک بز هم آنجا است که بر اثر حمله خفه شده». ساکنان ادعاهای روسیه را باور نمی‌کردند.
هیچ شاهدی از این که در روزها یا هفته‌های اخیر ساختمانی در نزدیکی جایی که این تعداد بر اثر گاز شیمیایی اعصاب کشته یا مجروح شدند مورد اصابت قرار گرفته باشد وجود نداشت. خانه‌های سوی دیگر خیابان از بیرون سالم به نظر می‌رسیدند. هیچ محدوده آلوده شده‌ای در نزدیکی هیچ ساختمانی وجود نداشت. در عوض محدوده‌های آلوده شده در حول گودالی بودند که در میانه‌ی جاده پدید آمده بود.
روزنامه گاردین در تلاش برای بازسازی حمله، با شاهدان، امدادرسانان اولیه، بستگان قربانیان و مصدومان مصاحبه کرد. آن‌ها جزئیات جدیدی را ارائه کردند که زوایای اتفاقی را روشن ساخت که محکومیت جهانی و توجه مجدد به سبعیت جنگ سوریه را به دنبال داشت.
حمید خطینی، داوطلب امداد شهری [کلاه سفید‌ها] در خان شیخون می‌گوید «انگار قیامت شده بود». شاهدان گفتند که حمله‌های هوایی اندکی پس از ساعت ۶:۳۰ صبح روز سه‌شنبه، با انداختن چهار بمب در نقاط مختلف شهر آغاز شد. در ابتدا آن‌ها گمان کردند که این نیز حمله‌ای دیگر است، تا این که اولین امدادگرانی که به صحنه رسیده بودند شروع به افتادن بر زمین کردند.
خطینی می‌گوید «آن‌ها به ما گفتند «مرکز ما داریم کنترل را از دست می‌دهیم». ما نمی‌دانستیم از چه چیزی حرف می‌زدند. بعد گفتند «بیایید و ما را نجات بدهید، ما دیگر نمی‌توانیم راه برویم». و تیم‌های دوم و سوم تنها مجهز با ماسک صورت رفتند. ما از ۵۰۰ متر دورتر می‌توانستیم بوی آن را استشمام کنیم.»
مردم صحنه‌ای پر از وحشت را در محل حمله توصیف کردند. مجروحان بر روی زمین به خود می‌لرزیدند و دچار تشنج بودند، بر دهانشان کف آمده بود، لب‌هایشان کبود شده بود، و به هوش می‌آمدند و از هوش می‌رفتند.
ابوالبراء که در نزدیکی محل حادثه زندگی میکند و بعد از حمله به طرف مکان دویده تا به کمک بشتابد می‌گوید: «بچه‌ها را خوابیده روی زمین پیدا کردم در حالی که داشتند نفس‌های اخرشان را می‌کشیدند، لب‌هایشان داشت کبود می‌شد »
خطینی در حالی که در سوی دیگر خیابان محل اصابت موشک ایستاده اضافه می‌کند: «آدم‌ها روی پشت بام‌ها و در زیرزمین‌ها، روی زمین در خیابان. هر کجا که چشم می‌انداختی انسان‌های مرده می‌دیدی.»
بیمارانی که در حال خفگی بودند و آن‌هایی که جانشان را از دست داده بودند به یک مرکز امداد شهری و درمانگاهی که در کنار آن قرار دارد منتقل شدند. این مرکز و درمانگاه در کناره‌ی یک دماغه‌ی سنگی بنا شده‌اند تا در برابر حمله‌های هوایی احتمالی تاب بیاورد. کشته شدگان در کپری در آن نزدیکی خوابانده شدند و در همان حال نیروهای امداد اضطراری به مصدومان آب می‌پاشیدند و آتروپین، پادتنی برای گاز اعصاب، تزریق می‌کردند. اما در همان حال که نیروهای امدادی تلاش می‌کردند تا از این بحران به خود بیایند، بین ساعت ۸ و ۱۰، حملات هوایی درمانگاه و مرکز امداد شهری را هدف قرار دادند. آن کپر بر روی اجساد کشته شدگان فروریخت و کار خدمت‌رسانی در آن محل متوقف شد.
یکی از مقامات گروه شورشی احرار الشام که در صحنه بود گفت: «شاید خلبانان این افسانه را شنیده‌اند که ممکن است ۴۸ ساعت بعد از مردن بر اثر سارین دوباره زنده بشوید، و تصمیم گرفتند تا دوباره محض احتیاط آن‌ها را بمباران کنند». او ادامه داد: «خدا را شکر که روز قیامتی پس از مرگ وجود دارد.»
گاردین از درمانگاه و مرکز دفاع شهری که ویران شده‌اند بازدید کوتاهی کرد. مردم محلی گفتند که هواپیماهای شناسایی پیش‌تر در آسمان دیده شده‌اند و فکر می‌کردند این منطقه ممکن است دوباره در آن روز هدف قرار بگیرد.
محل [حمله] با آوار پر شده بود. درون آن، تجهیزات بیمارستانی، تخت‌ها، ابزار جراحی و جعبه‌های کوچک دارو زیر غبار پوشیده شده یا بر روی زمین شکسته بودند. هیچ سلاحی دیده نمی‌شد و اتاق‌هایی که درون فرورفتگی صخره قرار داشتند به دنبال قطع برق در تاریکی فرو رفته بودند.
در قبرستانی که در آن نزدیکی قرار داشت، گورها هنوز از تشییع جنازه‌های روز گذشته تازه بودند و خاک سرخ رنگ هنوز روی قبرها بود. در یک گوشه ۱۸ قبر جدید پر شده بود اما نام‌های حک شده بر روی سنگ قبرها تقریبا محو بودند. اجساد ۲۰ نفر در این قبرها بود، از جمه دو کودک که همراه با مادرشان به خاک سپرده شده بودند. آن‌ها همگی اعضای یک خانواده بودند.
عبدالحمید یوسف، یکی از معدود بازماندگان خانواده، در مجلس ختم در خانه‌اش در خان شیخون، یک روز پس از دفتن همسر و دوقلوهای نه ماه‌اش، احمد و ایا، به سختی جلوی اشک‌هایش را می‌گرفت.
یوسف به کمک دیگر قربانیان حمله شتافته بود. اما هنگامی که بازگشت بیشتر خانواده‌اش را کشته شده یافت، از جمله برادر، خواهر، برادزاده و خواهرزاده‌هایش. همسر و فرزندان او به پناهگاه در زیرزمین گریخته بودند اما در همان‌جا بر اثر استنشاق گاز سمی‌ای که به درون نشت کرده بود جانشان را از دست دادند.
عصر آن روز در گورستان او اصرار داشت تا دو فرزند دوقلویش را خودش با دستان خودش به خاک بسپارد. یوسف در حالتی تقریبا نیمه‌هشیار  و با حالتی بریده بریده نام فرزندانش را تکرار می‌کرد: «ایا و احمد، جان‌های من، یاسر و احمد، داداش‌هایم که هوایم را داشتید. عموره و حمودی، شعیما و خیلی‌های دیگر»
منبع: گاردین، ۷ آوریل ۲۰۱۷
https://goo.gl/pa3tVQ

در سوریه «گاز مرگ» یک مرحله تازه نیست، بلکه دنباله‌ی یک تراژدی است

ترجمه مقاله موضع سردبیری روزنامه لوموند فرانسه پیرامون حملات شیمیائی به خان شیخون، ۵ آوریل ۲۰۱۷
«تنها جزئیات فیزیکی ملموس هستند که بی‌رحمی حمله‌ای با گاز اعصاب را می‌توانند شرح دهند. حمله‌ای که سه‌شنبه ۴ آوریل در شمال غربی سوریه در شهر خان‌شیخون(تحت کنترل شورشیان سوری) رخ داد و طبق ارقام منتشره از سوی یک نهاد محلی جان میان ۶۰ تا ۱۰۰ تن شامل ده‌ها کودک را گرفت.
همچون حمله‌ی قبلی از این دست در حومه دمشق در ماه اوت ۲۰۱۳ که چندصد قربانی، کشته و مصدوم، برجا گذاشت این حمله نیز به هنگام سپیده‌دم اتفاق افتاد. گاز، بدون شک گاز سارین، که می‌تواند با راکت یا موشک شلیک شود به درون خانه‌ها نفوذ کرد. مردم را در خواب غافلگیر کرد تا بتواند بیشترین شمار قربانی را بگیرد؛ پیش از آنکه کسی زمان داشته باشد تا بتواند پناه بگیرد. مرگ در اثر خفگی. تصاویر سه‌شنبه کودکان را با دهان‌های کف‌کرده نشان می‌دهد که مایوسانه تلاش می کنند تا ذره‌ای هوا را تنفس کنند، پیش از آنکه تلف شوند.
این‌بار یک هواپیمای سوری بود که یک یا دو راکت را به هنگام صبحگاه روی خان‌شیخون پرتاب کرد تا آن‌ها [با انفجار] دو ابر تیره را پخش کنند. آمریکایی‌ها، بریتانیایی‌ها، فرانسوی‌ها و بیشتر نهادهای محلی خبر از حمله‌ای عمدی از سوی رژیم دادند. سازمان ملل گفت که برای یک «جنایت جنگی» احتمالی تحقیق خواهد کرد. شورای امنیت باید چهارشنبه تشکیل جلسه دهد. خان‌ شیخون توسط شبه‌نظامیان شورشی وابسته به القاعده کنترل می‌شود که در روزهای اخیر عملیاتی را در ناحیه ترتیب داده‌اند.
رژیم بشار اسد و متحد روس‌اش می‌گویند راکت شلیک شده از هواپیمای روس یک انبار سلاح‌های شیمیایی متعلق به شورشیان را منفجر کرده است. این دلیل با صحنه‌ی وقایع روز سه‌شنبه همخوانی ندارد. از این رو که وقتی ساکنان، جان‌بدربردگان و مصدومان را به درمانگاه شهر منتقل کردند یک هواپیمای سوریه بازگشته و درمانگاه را بمباران کرده است. گویی که می‌خواسته «کار» را تمام کند.
این حمله آمریکا و دونالد ترامپ را در یک موقعیت دشوار قرار داده است. در روزهای اخیر آنها متمایل به واقع‌گرایی شده بودند؛می‌گفتند هرچه میخواهیم فکر کنیم، واقعیت این است که بشار اسد به مثابه پایگاهی در مقابل جهادیسم است. اما سه‌شنبه ترامپ گفت که دنیای متمدن نمی‌تواند فضاحتی چون حمله به خان‌شیخون را نادیده بگیرد. نماینده‌اش در سازمان ملل، نیکی هلای،بشار اسد را «جنایتکاری جنگی» خواند.
مذاکرات در نقطه‌ی مرگ هستند. آمریکاییها (بیش از پیش منفعل) و روس‌ها (در خطر فرو رفتن در سوریه) به ندرت با یکدیگر حرف می‌زنند. بعد از باراک اوباما، دونالد ترامپ (اما همچنین ولادمیر پوتین) رودرروی این واقعیت هستند: رژیم سوریه و جهادی‌ها در یک مارپیچ وحشگیری جنایتکارانه با یکدیگر ملاقات کرده‌اند. آن‌ها در بربریتی همدست هستند که رسم یک گفتگوی داخلی بین طرف‌های سوری را غیرممکن کرده است. [در فرانسه] اکنون تنها مداحان فرانسوی اسد حضور دارند، همان‌هایی که مشتاق دعوتنامه‌ی دمشق‌اند بی‌آنکه وضعیت بالا را درک کرده باشند.
حمله‌ی ‌سه‌شنبه یک مرحله‌[ی‌تازه] نیست.دنباله‌ی یک تراژدی است که بی‌وقفه تجدید می‌شود و بدون عمل مشخصی از جانب آمریکا-روسیه و تمرکز برای مسئله‌ی اسد، همچون مسئله‌ی جهادیسم، باز هم حوادثی به همین دهشتناکی در کار خواهند بود.»
منبع: https://goo.gl/x94kQo

«اسد می‌داند اعمالش عقوبتی در پی نخواهند داشت»

ترجمه مقاله موضع رسمی روزنامه گاردین انگلیس پیرامون حمله شیمیائی به خان شیخون در ادلب، ۵ آوریل ۲۰۱۷
«تصاویر اندوه‌بار مصدومین مستاصل و کودکان جانباخته در سوریه با طور غم‌انگیزی بسیار آشنا هستند. اما حمله روز سه‌شنبه به استان ادلب تحت‌کنترل شورشیان واکنشی را ایجاب کرده است؛ این حمله یکی از بدترین حملات مظنون به شیمیائی در طول ۶ سال جنگ است. رخدادی که جان دستکم ۶۷ تن را گرفت و علائم، استفاده از عامل اعصاب، احتمالا سارین، را نشان می دهند. این حمله مکانی را هدف گرفت که هزاران تن از بیم درگیری‌های رخ‌داده در نزدیکی در آنجا پناه گرفته بودند. این حمله سپس با حملات به مراکز درمانی که قربانیان را مداوا می‌کردند پی گرفته شد. نماینده بریتانیا در سازمان ملل می‌گوید این حمله«تمام نشانی‌های حمله‌ای از جانب رژیم» را داشته است. کاخ سفید دولت سوریه را متهم به حمله‌ای «شنیع» کرده است.
دمشق استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی را تکذیب می‌کند و معین کردن ماده‌های مورد استفاده همواره دشوار بوده است بویژه با درنظر گرفتن مشکلاتی که کارشناسان در دسترسی به محل رخداد حادثه داشته‌اند. با این وجود، شواهد به دست آمده تا کنون به یک سمت اشاره دارند؛ نه تنها از این‌ جهت که تولید سارین امر آسانی نیست. در سال ۲۰۱۳ پس از آنکه گاز سارین تا ۱۳۰۰ تن را در منطقه‌ محاصره‌شده‌ غوطه در دمشق کشت، بشار اسد زیر تهدید حمله آمریکا موافقت کرد که انبارهای سلاح‌های شیمیائی‌اش را از بین ببرد. اما یک گزارش شورای امنیت سال پیش هشدار داد که رژیم به حملات با گاز کلر علیه شهروندان ادامه می‌دهد (دولت اسلامی همچنین گاز سولفور خردل را استفاده کرده است) سازمان جهانی دیدبان حقوق بشر ۲۴ حمله با گاز کلر از سال ۲۰۱۴ بدین سو را ثبت کرده است که این شامل استفاده سیستماتیک در حلب نیز می‌شود. سوءظن این است که حمله سه‌شنبه، همچون مورد حمله‌ی مشکوک به سارین دیگری که در ماه دسامبر در شرق حما ۹۳ تن را کشت مقابله به مثلی باشد در برابر فشاری نظامی که رژیم در ناحیه آن را احساس می‌کند. وقتی رژیم عقب‌رانده شده خواسته است هزینه‌ای به طرف روبرو تحمیل کند، از جیب جان غیرنظامیان.
اکنون برخی خواسته‌اند ارتباطی رسم کنند بین استفاده از عامل‌های مرگبارتر و تغییر موضع آمریکا در قبال سوریه.وزیر خارجه هفته پیش گفته بود آینده‌ای آقای اسد امری مربوط به مردم سوریه است در حالی‌که نماینده آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد کنار زدن او دیگر اولویت به حساب نمی‌آید(گرچه بعدتر این‌ اظهارنظر را تلطیف کرد)
این اظهارنظرها به طور خطرناکی این اطمینان را نزد رژیم «تقویت» کرد (بیشتر از اینکه چنین فکری را ایجاد کند) که می‌تواند به ارتکاب جنایات جنگی دست زند بی‌آنکه عقوبتی در انتظارش باشد. زمانی که دونالد ترامپ کاندیدا بود گفته بود آینده‌ی آقای اسد در قیاس با مسئله‌ی شکست‌دادن داعش مسئله‌ای درجه دو از نظر اهمیت به شمار می‌رود.
در ماه فوریه، روسیه و چین یک قطعنامه شورای امنیت را که قصد وضع تحریم بر روی استفاده از سلاح‌های شیمیایی بود وتو کردند. نشست روز چهارشنبه هم بعید است تغییر زیادی صورت دهد. اروپا عمیقا نگران است، نه تنها از بابت امنیت خودش و اینکه تاکید کرده بود در آینده جایی برای آقای اسد نیست، بلکه از این بابت که حمله ساعاتی قبلی از کنفرانسی دوروزه در بروکسل در باب آینده سوریه اتفاق افتاد که توسط سازمان ملل و اتحادیه اروپا ترتیب داده شده بود. مذاکرات صلح نیز که سال‌هاست در جریان است و انتظارات اکنون به پایین‌ترین سطح از هر زمان دیگری رسیده است.
تاثیر وحشتناک سلاح‌های شیمیایی در جنگ جهانی اول سبب شد تا پس از آن جنگ اقدامات کنترلی روی آنها در دستور کار قرار گیرد. ۱۹۰ کشور، از جمله سوریه، کنوانسیونی را امضا کرده‌اند که آنان را ممنوع اعلام می‌کند. اکنون کارشناسان هشدار می‌دهند که خطر وجود دارد که استفاده از آنها دوباره عادی شود. بخشی از وحشت حمله‌ی روز سه‌شنبه این است که این حمله جان بسیاری را گرفت و ظن استفاده از گاز سارین جامعه جهانی را که ظاهرا بر سر استفاده از گاز کلر جریحه‌دار کرده بود وادار به واکنش کرده است. اگر مقصرین تا کنون متوقف نشده‌اند باید تمامی تلاش‌ها صرف آن شود تا به محکمه‌ی عدالت کشیده شوند. با تبدیل بی‌عقوبتی به امری دائمی، آن تراژدی که بر سر مردم سوریه آمده است تاثیرات فاجعه‌باری روی بسیاری از دیگران نیز خواهد داشت.»
منبع: https://goo.gl/XWPN4b

«حمله شیمیائی اسد به گونه‌ای بی‌نقص زمان‌بندی شده است تا از غرب امتیازات بیشتری بگیرد»

ترجمه مقاله بخش سردبیری وبسایت Syria Report پیرامون علل حمله شیمیائی ارتش سوریه به خان شیخون در ادلب و رابطه دولت سوریه با غرب، ۴ آوریل ۲۰۱۷:

«حمله شیمیائی امروز توسط ارتش سوریه به شکلی دقیق زمان‌بندی شده است تا ناکارآمدی و ضعف غرب را برجسته سازد و فشار بیشتری روی آن وارد کند تا روابطش را با دمشق از سر گیرد.
صبح زود امروز جنگنده‌ها با گاز اعصاب سارین حملاتی را به شهرک خان شیخون در استان ادلب ترتیب دادند. سپس مدتی بعدتر با راکت درمانگاه‌هایی را که زخمیان را معالجه می‌کردند هدف گرفتند تا شمار بیشتری کشته شوند. در زمان نوشتن این مطلب پنداشته می‌شود دستکم ۵۸ تن جان باخته‌اند.
حمله در روزی رخ داد که اتحادیه اروپا در بروکسل از کنفرانس مالی بزرگی میزبانی می‌کرد که در آغاز قرار بود روی بازسازی سوریه متمرکز شود اما با ارسال پیغام‌های متناقض از سوی دستگاه ریاست‌جمهوری آمریکا، در خصوص سیاستش نسبت به بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، محدود شد و از هدف نخستین خود فاصله گرفت.
به عبارت دیگر در حالی که رژیم یک چرخش تدریجی نسبت به از سرگیری روابط را احساس می‌کرد، فهمید که غرب هنوز به این مرحله نرسیده است. از این رو ترجیح داد به جای اینکه بخواهد امتیازاتی بدهد یا ژستی سیاسی بگیرد بهای قمار را بالاتر ببرد و به غرب یادآوری کند که اگر همکاری نکند هزینه سیاسی زیادتر خواهد شد.
اسد می‌داند که با انجام حملات چیزی را از دست نمی‌دهد. اتحادیه اروپا آماده‌ی ازسر گیری روابط نیست، درحالی که ایالات متحده هنوز دودل است. همزمان اسد به این نکته آگاه است که فریادها بر سر حملات صورت گرفته در طولانی‌ترین حالت بیش از چند هفته به طول نمی‌کشد، همانگونه که از سال ۲۰۱۱ بدین سو اینگونه بوده است.
با ارتکاب کشتارها در مقیاس عظیم، رژیم ضعف و ناکارآمدی غرب را به جهان نشان می‌دهد و تمام ارزش‌های سیاسی را که غرب ادعا می‌کند پای آن‌ها ایستاده است از مشروعیت می‌اندازد. «نمی‌خواهی روابط را از سر بگیری؟ غیرنظامیان بیشتری را می‌کشم و به جهان نشان می‌دهم که چه زبون و بزدلی هستی»
هرچه وجه تبلیغاتی حمله بیشتر باشد، غرب بیشتر تحقیر خواهد شد؛ از این جهت زمانبندی حمله مقارن است با کنفرانس بروکسل. به محض اینکه فریادها خوابید، تحلیلگران مدافع حکومت، بوروکرات‌ها و سیاستمداران در اتحادیه اروپا و آمریکا کاری را که رژیم آغاز کرده بود تمام می‌کنند و برای ازسرگیری روابط و قبول باجگیری رژیم فشار می‌آورند:«به خاطر حمایت از غیرنظامیان سوری و بهبود زندگی آنان[رابطه را از سر بگیرید]».
هرگونه از سر گیری روابط و حمایت مالی آشکارا ربط چندانی به سعادت روزگار سوری‌ها ندارد بلکه بیشتر به اعتبار سیاسی غرب مرتبط است. از زمان چراغ سبز رئیس‌جمهور پیشین آمریکا باراک اوباما در سپتامبر ۲۰۱۳ ، اسد می‌داند که حملات گسترده علیه شهروندانش در کوتاه‌‌مدت مسئولیتی در حد روابط عمومی ایجاد می‌کند اما در بلندمدت مقبولیتی سیاسی می‌آفریند.
در چند ماه آینده تا مادامی که غرب حاضر به تن دادن به خواسته‌های رژیم نباشد کشتارهای تماشایی بیشتری را انتظار بکشید.»
منبع: https://goo.gl/ohWw5K

«برای پناهجویان سوری بازگشت به خانه‌ای در کار نیست»

به جای مقدمه: اکنون با وارد شدن جنگ سوریه به ششمین سال خود، بسیاری از دولت‌ها در کنار بخشی از افکار عمومی راه‌ چاره‌ی جنگ داخلی و بحران مهاجرت را موافقت با ابقای بشار اسد در قدرت می‌دانند. سازمان ملل نیز در آخرین دور مذاکرات ژنو بین دولت سوریه و مخالفان نه تنها واژه‌ی «انتقال سیاسی» را از دستور حذف کرد، بلکه به کل وضع زندانیان، ناپدیدشدگان، شکنجه و موارد نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط دولت سوریه را به کناری گذاشت. در این شرایط، روزنامه‌ی نیویورک‌تایمز آمریکا به سراغ پناهجویان سوری در لبنان رفته است و در گزارشی به وضع زندگی آنان و احتمال بازگشت‌شان به کشور خود پرداخته است. ترجمه‌ی متن مقاله را در زیر می‌خوانید:ادامه نوشته »

فراسوی ویتنام- بخش سوم

ترجمه سخنرانی مارتین لوترکینگ علیه مداخله نظامی آمریکا در ویتنام (ترجمه بخش اول: https://goo.gl/YvJLZU / بخش دوم: https://goo.gl/yKqop1 )

«شاید دشوارتر باشد، اما حداقل به همان میزان ضروری است صدای کسانی باشیم که به عنوان دشمنان ما مطرح شده‌اند. چه می‌دانیم درباره «جبهه رهائی‌بخش ملی» گروهی که به شکلی غریب [برای ما] ناشناس است و ما آن را «وی سی» یا «کمونیست‌ها» می‌نامیم؟ آن‌ها درباره ایالات متحده چه فکری باید کنند وقتی درمی‌یابند که این ما بودیم که به بی‌رحمی و سرکوب‌گری «دیم» [رئیس‌جمهور ویتنام جنوبی] مجوز دادیم؟ امری که کمک کرد تا آن‌ها به عنوان یک گروه مقاومت در جنوب به وجود بیایند. آن‌ها درباره اغماض ما نسبت به خشونت‌ورزی چه فکر می‌کنند؟ امری که به اسلحه دست گرفتن آن‌ها منتهی شد. آن‌ها چطور می‌توانند صداقت ما را باور کنند؟ وقتی که اکنون از «تجاوز از سمت شمال» دم می‌زنیم گویی ضرورتی جز این وجود ندارد.
آن‌ها چطور می‌توانند به ما اعتماد کنند هنگامی که ما اکنون پس از زمام‌داری خونین «دیم» آن‌ها را به خشونت‌ورزی متهم می‌کنیم و هم‌زمان سلاح‌های مرگبار جدید را از هر نوعی به سوی سرزمین آن‌ها سرازیر می‌کنیم؟ مطمئنا باید احساسات آن‌ها را درک کنیم، حتی اگر اعمال آن‌ها را قابل چشم‌پوشی نمی‌دانیم. مطمئنا باید ببینیم که حتی بزرگ‌ترین اقدامات آن‌ها در برابر نقشه‌های تخریب ما که با دقت کامپیوتری طراحی شده‌اند به راحتی ناچیز به حساب می‌آیند.

وقتی که مقامات ما می‌دانند کم‌تر از ۲۵ درصد اعضای آن‌ها کمونیست هستند و با این حال مصرانه به آن‌ها یک نام کلی نسبت می‌دهند، انتظار دارید آن‌ها چطور ما را قضاوت کنند؟ وقتی آن‌ها می‌دانند آگاهیم از اینکه آنان بخش‌های بزرگی از ویتنام را تحت کنترل دارند و با این‌حال آماده صدور مجوز برای برگزاری انتخابات سراسری هستیم اما بدون حضور این دولت موازی سیاسی، چطور باید در مورد ما فکر کنند؟ آن‌ها می‌پرسند چگونه ما می‌توانیم از انتخابات آزاد صحبت کنیم وقتی مطبوعات در شهر سایگون‌ سانسور می‌شوند و تحت کنترل بخش نظامی هستند. و آن‌ها قطعا حق دارند تعجب کنند این چه نوع دولت جدید بدون آن‌هایی است که برنامه ریخته‌ایم برای تشکیل‌اش کمک کنیم، بدون تنها حزب واقعی که درتماس واقعی با کشاورزان است. آن‌ها اهداف سیاسی ما را به پرسش می‌گیرند و واقعیت وجود چارچوب صلحی را که شامل آن‌ها نمی‌شود قبول ندارند. پرسش‌های آنان به شکل دلهره‌آوری وارد هستند. آیا کشور ما بار دیگر برنامه ریخته است که یک امر بی‌بنای سیاسی بسازد و بعدش با زور یک خشونت جدید آن را جا بیاندازد؟

معنای حقیقی و ارزش مهرورزی و خشونت‌پرهیزی اینجاست: وقتی که به ما کمک می‌کند تا از نقطه‌نظر دشمن‌مان ببینیم، تا سوالاتش را بشنویم و ارزیابی‌اش را درباره خودمان بدانیم. ممکن است از چشم‌انداز او به واقع ضعف پایه‌ای وضعیت خودمان را مشاهده کنیم، و اگر بالغ باشیم، ممکن است بیاموزیم و ببالیم و از خردمندی برادرانمان که آن‌ها را مخالفان می‌نامیم سود ببریم.

در مورد هانوی نیز همین صادق است. در شمال ویتنام، جایی که بمب‌های ما اکنون زمین‌ها را می‌کوبند و مین‌هایمان آبراهه‌ها را به خطر می‌اندازند ما با یک بدگمانی عمیق اما قابل درک روبرو هستیم. اکنون اگر بخواهیم از جانب آنان حرف بزنیم باید عدم اعتماد‌‌شان به جهان غرب و به خصوص سوءظن به نیات آمریکایی‌ها را توضیح بدهیم. در هانوی مردانی هستند که کشورشان را در تقابل با ژاپن و فرانسه به سوی استقلال بردند، مردانی که تقاضای عضویت در مجمع کشورهای سابق‌المستعمره فرانسه را کردند اما به خاطر ضعف پاریس و بی‌میلی ارتش‌های استعماری خیانت دیدند. این آنها بودند که نزاع دوم را علیه سلطه‌ی فرانسه به بهایی گزاف رهبری کردند و سپس ترغیب شدند زمین‌هایی را که کنترل می‌کردند درچارچوب اقدام موقتی ژنو رها کنند. بعد از سال ۱۹۴۵، آنها شاهد بودند که ما با «دیم» نقشه چیدیم تا از برگزاری انتخاباتی که به حتم می‌توانست هوشی‌مین را بر سر ویتنام واحد به قدرت برساند جلوگیری کنیم و آن‌ها پی بردند که برای بار دوم بهشان خیانت شده است. وقتی از آن‌ها می‌پرسیم چرا به مذاکره تن نمی‌دهند، این چیزها باید در نظر گرفته شود.

همچنین، این باید مد نظر قرار داده شود که رهبران «هانوی» حضور نیروهای آمریکایی در حمایت از رژیم «دیم» را به عنوان نقض اولیه‌ی قرارداد ژنو درباره نیروهای نظامی خارجی می‌دانند. آنها به ما یادآوری میکنند تا زمانی که نیروهای آمریکایی ده‌ها هزار تن را به سوی جنوب گسیل نداشتند، آن‌ها شروع به ارسال نیروها و حتی تدارکات در شمار زیاد به جنوب نکرده بودند.

«هانوی» به یاد دارد که چگونه رهبران ما از گفتن حقیقت استقبال ویتنامی‌های شمالی از صلح به ما امتناع کردند و این‌که چگونه رئیس‌جمهور ادعا کرد که چنین چیزی به کل وجود نداشته است در حالی که آنها برای چنین کاری آماده شده بودند. هوشی‌مین تماشا کرد که آمریکا دم از صلح می‌زند در حالی که همزمان نیروهایش را سامان می‌دهد. هوشی‌مین اکنون به حتم شایعات فزاینده‌ی بین‌المللی را درباره‌ی طرح‌های آمریکا برای حمله به شمال شنیده‌ است. او می‌داند که بمباران، موشکباران و مین‌ کاشتن که در حال انجامش هستیم بخشی از استراتژی سنتی پیش ازحمله است. شاید تنها شوخ‌طبعی و قوه طنزش به دادش برسد وقتی که می‌شنود قدرتمندترین کشور جهان صحبت از تجاوز می‌کند در حالی که هزاران بمب را روی ملتی فقیر و ضعیف که بیش از هشت‌هزار مایل با سواحلش فاصله دارد پرتاب می‌کند.

در این مرحله باید واضح بگویم در حالی که تلاش کرده‌ام صدایی برای بی‌صدایان ویتنام باشم و استدلالات آن‌هایی را که دشمن خوانده می‌شوند درک کنم، به اندازه‌ی هر شخص دیگری عمیقا نگران نیروهای خودمان نیز هستم. برای اینکه اینطور به ذهنم می‌رسد که فرستادن آنها به ویتنام تنها پروسه‌ای وحشیانه نیست که در هرجنگی ارتش‌ها با یکدیگر روبرو می‌شوند و قصد نابودی یکدیگر را می‌کنند. ما بدگمانی را هم به پروسه مرگ اضافه کرده‌ایم از آنجا که آنان پس از یک مدت کوتاه باید بدانند هیچ‌کدام از چیزهایی که ما ادعا می‌کنیم داریم به خاطرشان می‌جنگیم وجود خارجی ندارند. آن‌ها باید بدانند که دولتشان آن‌ها را به نزاعی بین خود ویتنامی‌ها فرستاده است. آن باید قطعا تشخیص دهند که ما آنجا در طرف ثروتمندان و خیال‌جمع‌ها ایستاده‌ایم در حالی که برای فقرا جهنم برپا کرده‌ایم.

این دیوانگی قطعا باید متوقف شود. ما باید اکنون آن را متوقف کنیم. من به عنوان فرزندی از خداوند و برادری از فقیران رنج‌دیده‌ی ویتنام صحبت می‌کنم. من از جانب آنان سخن می‌گویم که سرزمینشان تباه گشته است، خانه‌هایشان ویران شده است، فرهنگشان ریشه‌کن شده است. من از جانب فقیران آمریکا صبحت می‌کنم که هزینه‌ای دو سویه می‌دهند؛ در کشور خود با امیدهای برباد رفته‌شان و در ویتنام با سرکردن با مرگ و فساد. من از جانب شهروند جهان سخن می‌گویم، جهانی که مبهوت مسیری است که ما در پیش گرفته‌ایم. من به عنوان یکی از کسانی حرف میزنم که به آمریکا و رهبرانش عشق می‌ورزند؛ پیشقدم بزرگ آغاز این جنگ ما بودیم، پیش‌قدم متوقف ساختن آن نیز ما باید باشیم.

این پیام رهبران بودائی بزرگ ویتنام است. یکی از آن‌ها اخیرا این‌ جملات را نوشته است که من نقل قول می‌کنم:«هر روز که از این جنگ می‌گذرد، نفرت در سینه‌های ویتنامی‌ها و سینه‌های آنان که به غریزه‌ی انسانی وفادارند بیشتر می‌شود. آمریکائی‌ها حتی دوستان‌شان را مجبور می‌کنند که دشمن‌شان بشوند. جای شگفتی است آمریکائی‌ها، آنان که به دقت احتمالات پیروزی نظامی را محاسبه می‌کنند، تشخیص نمی‌دهند که در بُعد سیاسی و روانی دارند متحمل چه شکست عمیقی می‌شوند. سیمای امریکا دیگر هرگز سیمای انقلاب، آزادی و دموکراسی نخواهد بود بلکه سیمایی از خشونت و نظامی‌گری خواهد بود.»

اگر ادامه دهیم، جای هیچ شک‌ و شبهه‌ای در ذهن من و ذهن جهان باقی نخواهد ماند که هیچ قصد خیری در ویتنام نداریم. اگر فورا جنگ علیه مردم ویتنام را متوقف نکنیم، دنیا چاره‌ای نخواهد داشت جز اینکه این وضعیت را به شکل بازی وحشتناک، زشت و مرگباری ببیند که ما تصمیم گرفته‌ایم بازی‌اش کنیم. دنیا امروز از امریکا سطح بلوغی را انتظار دارد که ممکن است هنوز به آن نرسیده باشیم. دنیا از ما انتظار دارد قبول کنیم که از آغاز ماجراجویی‌مان در ویتنام اشتباه کردیم، که برای جان مردمان ویتنام مضر بوده‌ایم. وضعیت از آن جنس وضعیت‌هایی است که باید آماده باشیم در آن به شکلی شدید از راه‌های کنونی‌مان فاصله بگیریم. برای کفاره‌ی گناهان و خطاهایمان در ویتنام، ما باید پیش‌قدم شویم تا این جنگ تراژیک را متوقف کنیم.
من مایلم پنج چیز مشخص را به دولت‌مان برای انجام پیشنهاد دهم تا پروسه سخت و دشوار خلاصی‌مان از این نزاع کابوس‌وار آغاز شود:
۱- پایان دادن به بمباران‌ها در شمال و جنوب ویتنام
۲- اعلام آتش‌بس یک‌جانبه به امید این‌که این عمل فضایی را برای مذاکرات شکل دهد.
۳- برداشتن گام‌های فوری برای جلوگیری از رخداد جنگ‌های زمینی دیگر در جنوب شرق آسیا با قطع آماده‌سازی نظامی‌مان در تایلند و مداخله‌مان در لائوس.
۴- به شکل واقع‌گرایانه‌ای پذیرفتن این حقیقت که «جبهه رهائی‌بخش ملی» در جنوب ویتنام دارای پشتوانه مردمی قابل‌توجه است و درنتیجه باید در هر مذاکرات معنادار و در هر دولت آتی ویتنام نقش داشته باشد.
۵- قرار دادن تاریخی که در آن در مطابقت با توافق‌نامه ژنو ۱۹۵۴، تمام نیروهای خارجی را از ویتنام بیرون ببریم. (تشویق پیوسته حضار)

بخشی از تعهد (ادامه تشویق‌ها)، بخشی از تعهد جاری‌مان باید خود را در امری دیگر نشان دهد: اعطای پناهجویی به هر ویتنامی که در حکومت جدید(شامل جبهه رهائی‌بخش) از جانش می‌ترسد. پس از آن ما باید هرآنچه غرامت در توان‌مان هست در قبال آسیبی که رسانده‌ایم بپردازیم. ما باید کمک‌های پزشکی را که به شدت مورد نیاز است تهیه ببینیم و آن را اگر لازم بود درمحل این کشور در دسترس قرار دهیم. در عین‌حال (تشویق حضار)، در عین حال، ما در کلیساها و کنیسه‌ها وظیفه‌ای ادامه‌دار بر عهده داریم در همان‌زمان که از دولت‌مان می‌خواهیم خود را از مداخله‌ای ننگین برکنار بدارد. اگر کشورمان در انحراف از راهش در ویتنام پافشاری کرد، ما باید همچنان به بلند کردن صداها و جان‌هایمان ادامه دهیم. ما باید آماده باشیم تا با انجام هر روش خلاقانه‌‌ی امکان‌پذیری، اعمال‌مان را با کلمات‌مان درنشان دادن اعتراض هماهنگ سازیم.»
ادامه دارد…
متن سخنرانی به زبان اصلی: https://goo.gl/mN4o65